پاکستان چگونه انحصار هوایی قدرتهای بزرگ را درهم شکست؟
پاکستان با عبور از وابستگی به جنگندههای غربی و بومیسازی فناوریهای پیشرفته، انحصار چنددههای قدرتهای بزرگ بر آسمان را به چالش کشیده است؛ تحولی که نشاندهنده انتقال قدرت هوایی از کشورهای توسعهیافته به قلب جنوب جهانی است.
گروه تحلیل بینالملل: صحنهای آشنا در راهروهای کنفرانس امنیتی مونیخ امسال تکرار شد؛ جایی که گفتگوهای دوجانبه غرق در محکوم کردن فروپاشی «نظم بینالمللی چند دههای» بود که اکنون تحت فشاری بیسابقه قرار دارد. این گردهمایی، طبق معمول، بازتابدهنده نگرانیهای دو سوی اقیانوس اطلس (آمریکا و اروپا) بود که با نوعی انکار نسبت به افول تدریجی هژمونی غرب همراه شده بود.اما هزاران مایل دورتر، تحول بسیار مهمتری در حال رخ دادن است. در داخل «مجتمع ملی علوم و فناوری هوافضای پاکستان» (NASTP) در شهر راولپندی، بازدیدکنندگان در میان سالنهایی تردد میکردند که با مدلهای مینیاتوری جنگندهها و پهپادهای رزمی پر شده بود؛ آنها کنار شبیهسازهای پروازی توقف میکردند که دانشجویان در آن مهارتهای خود را به نمایش میگذاشتند و مهندسان را میدیدند که استارتاپها را در توسعه نمونههای اولیه هدایت میکردند.این مجتمع صرفاً یک نمایشگاه صنعتی نبود؛ بلکه تجسم یک تحول ساختاری بود که امنیت جهانی را بازتعریف میکرد. جایی که قدرت هوایی در حال «دموکراتیزه شدن» است و توانمندی هواییِ قابل اتکا، از انحصار کشورهای ثروتمند غربی به دست قدرتهای نوظهور در «جنوب جهانی» منتقل میشود. پایان عصر امتیازات استراتژیکبرای دهههای متمادی در عصر مدرن، چنین صحنههایی خارج از دایره تنگ قدرتهای بزرگ غیرقابل تصور بود. داشتن یک نیروی هوایی پیشرفته مستلزم بودجههای دفاعی عظیم، سیستمهای تکنولوژیک پیچیده و پیوند سیاسی با شبکههای امنیتی غرب بود؛ شبکههایی که دسترسی به هواپیماهای مدرن، تجهیزات الکترونیک پروازی (Avionics) و تسلیحات دقیق را کنترل میکردند.تسلط بر آسمان، یک امتیاز استراتژیک برای متحدان نزدیک ایالات متحده، اتحاد جماهیر شوروی (یا روسیه) و تعداد محدودی از کشورهای ثروتمند بود که توانایی تحمل هزینههای مالی و دیپلماتیک لازم برای نگهداری ناوگانهای مدرن را داشتند. سیستمهای کنترل صادرات، تحریمها و شروط سیاسی تضمین میکردند که کنترل آسمان همچنان تحت مراقبت شدید باقی بماند. اما امروز، آن انحصار طولانیمدت به تدریج در حال فرسایش است.
تغییر موازنه؛ از الگوی F-16 به پلتفرم JF-17وابستگی تاریخی پاکستان به جنگنده آمریکایی F-16، نمونهای آشکار از گره خوردن امنیت ملی به ملاحظات ژئوپلیتیک واشنگتن بود. با این حال، تغییر اولویتهای راهبردی آمریکا و استفاده از محدودیتهای صادراتی به عنوان ابزار فشار سیاسی – که نمونه اخیر آن در محرومیت ترکیه از برنامههای پیشرفته هوایی دیده شد – آسیبپذیری متحدان سنتی غرب را بیش از پیش نمایان کرد. این بنبستهای دیپلماتیک، انگیزه لازم برای بازآرایی ساختار تسلیحاتی در جنوب آسیا را فراهم آورد.در همین راستا، توسعه جنگنده JF-17 با همکاری چین، فراتر از یک پروژه نظامی، پاسخی راهبردی به این محدودیتها بود. گزینش نام این جنگنده پیامی آشکار در رقابت فنی با نسلهای پیشین (F-16) دارد. انعطافپذیری چین در انتقال فناوری و بومیسازی تولید، به پاکستان این امکان را داد تا به جنگندهای چندمنظوره و مجهز به رادارهای مصفوفه اسکن الکترونیکی فعال (AESA) دست یابد که بر خلاف پلتفرمهای غربی، تداوم عملیاتی آن در گرو مجوزهای سیاسی نیست. امروزه ادغام این جنگنده با توان پهپادی، نه تنها انحصار مالی و تکنولوژیک قدرتهای بزرگ را با چالش جدی مواجه کرده، بلکه الگوی جدیدی از «استقلال دفاعی» را برای کشورهای متوسط در نظام چندقطبی نوین ترسیم کرده است.
موفقیت در میدان و بازار جهانیاین تحول برای پاکستان ابعادی استراتژیک و اعتباری داشت. جنگنده JF-17 به ستون فقرات انتقال اسلامآباد از یک «واردکننده سلاح» به یک «بازیگر حوزه هوافضا» تبدیل شد. این پیشرفت زمانی شهرت جهانی یافت که در درگیریهای اخیر، توانمندیهای هوایی پاکستان در تقابل با رقیب سنتی خود (هند) که مجهز به جنگندههای گرانقیمت فرانسوی (رافال) بود، به چشم آمد.این موفقیت توجه بینالمللی گستردهای را جلب کرد و حتی تمجیدهای نادری از سوی دونالد ترامپ، رئیسجمهور سابق آمریکا دریافت کرد. از آن زمان، دامنه صادرات JF-17 به نیجریه، میانمار، آذربایجان و عراق گسترش یافته و علاقه به آن در آفریقا، خاورمیانه و جنوب شرق آسیا در حال افزایش است.
پیامدهای جهانی: پایانی بر نظم تک قطبی نظامیپاکستان با ارائه جایگزینی کارآمد و مقرونبهصرفه برای جنگندههای غربی و روسی، در حال بازتعریف گزینههای تسلیحاتی کشورهای متوسط است. این کشور دیگر صرفاً امنیت را نمیخرد، بلکه در تأمین آن مشارکت میکند.پیامدهای این تحول از بازارهای سلاح فراتر میرود. کشورهای کوچک و متوسط اکنون برای اولین بار صاحب قدرت هوایی موثق هستند که باعث تخت شدن سلسلهمراتب منطقهای و بازتنظیم روابط بازدارندگی میشود. این «دموکراتیزه شدن قدرت هوایی» لزوماً به صلح خودکار منجر نمیشود، اما کارتهای فشار را بازتوزیع کرده و نشاندهنده ظهور یک نظام نظامی واقعاً چندقطبی است؛ جایی که توانمندی تکنولوژیک دیگر در انحصار چند کشور ممتاز نیست. این تحول در حال بازترسیم نقشه ژئوپلیتیک آسمان و ماهیت خودِ قدرت هوایی است.
13:49 - 5 اسفند 1404