شورای صلح ترامپ در غزه یا ابزار اشغالگری آمریکا
آمریکا با تشکیل آنچه آن را «شورای صلح ترامپ» نامیده، عملاً وارد فاز جدیدی از اشغالگری در غزه شده است. این شورا، با عضویت چهرههایی با گرایش صهیونیستی و سابقه طولانی در حمایت از اشغال، و حضور نمایشی برخی کشورهای عربی و ترکیه، به ابزاری برای اجرای سیاستهای آمریکا و اسرائیل علیه مقاومت فلسطین و مشروعیتبخشی به اشغال تبدیل شده است.
گروه تحلیل بینالملل: ایالات متحده در میان استقبالِ معمول برخی کشورهای عربی، از تشکیل یک شورای قیمومت و اشغالگری برای غزه تحت عنوان فریبنده «شورای صلح» خبر داد. این شورا به ریاست ترامپ و عضویت چهرههایی تشکیل شده که گرایشهای صهیونیستی و سوابق طولانی آنها در خدمت به طرح صهیونیسم بر کسی پوشیده نیست. ساختار این طرح شامل یک «کمیته اجرایی تشریفاتی» با حضور مقامات عربی و ترکی، و یک «شورای مدیریت تکنوکرات» برای اداره غزه است که وظیفهای جز اجرای فرامین دیکتهشده نخواهد داشت.نکته قابل تأمل، مخالفت نمایشی اسرائیل با حضور ترکیه در این کمیته تشریفاتی است؛ آن هم درحالیکه نقش این کمیته صرفاً اجرای سیاستها و استراتژیهای شورای صهیونیستیِ «صلح» است. این مخالفت، چیزی جز یک «نمایش دروغین» برای القای وجود اختلاف میان واشنگتن و تلآویو نیست؛ حال آنکه این توطئه از همان هفتههای نخست عملیات «طوفانالاقصی» با هماهنگی کامل طراحی شده بود. در واقع، این اعتراضاتِ ساختگی، مقدمهای است تا ترامپ بتواند در آینده هرگونه نقشآفرینیِ کشورهای عربی یا ترکیه را به بهانه «مخالفت اسرائیل» بهکلی حذف و به حاشیه براند.این اعلان، در حقیقت ورود به فاز دومِ طرح ادعایی ترامپ است؛ آن هم درحالیکه اسرائیل به هیچیک از تعهدات مرحله نخست پایبند نبوده و هیچ توافقی میان طرفهای درگیر حاصل نشده است. مفاد مرحله دوم بر «خلعسلاح مقاومت» تأکید دارد؛ موضوعی که نه حماس و نه سایر گروههای مقاومت هرگز با آن موافقت نکردهاند. موضع مقاومت صرفاً آمادگی برای کنارهگیری از قدرت و پذیرش تشکیل «کمیته اداره غزه» بوده است. از سوی دیگر، اسرائیل نیز نه متعهد به عقبنشینی شده و نه توقف تجاوزات؛ درحالیکه حتی جسد آخرین اسیر خود را هم تحویل گرفت. این رژیم حتی خلعسلاح کامل مقاومت را پیششرط هرگونه عقبنشینی یا بازگشایی گذرگاهها قرار داده است؛ گذرگاههایی که همچنان بستهاند و اجازه ورود حداقلِ کمکهای انسانی، متناسب با عمق فاجعه در غزه، از آنها داده نمیشود.به این ترتیب، آنچه از آن تحت عنوان «شورای صلح» یاد میشود چیزی جز حقایق ذیل نیست:🔻 «اشغالگری آمریکایی در غزه» که از طریق یک ساختار سیاسی اعمال میشود؛ ساختاری متشکل از یک «شورای تأسیسی» با حضور چهرههای آشکارا صهیونیست، و یک «کمیته اجرایی تشریفاتی» با عضویت برخی کشورهای عربی و ترکیه. دامنه این شورا به گونهای طراحی شده که قابلیت گسترش دارد تا به اشغالگری آمریکا مشروعیت ببخشد. همچنین یک «کمیته صوری فلسطینی» و فاقد صلاحیت نیز در این طرح گنجانده شده که واشنگتن قصد دارد وظیفه آن را به دریافت دستورات و توجیه اشغالگری برای ملت فلسطین محدود کند؛ مدلی مشابه آنچه در «سلطه همکاریهای امنیتی» در رامالله شاهد هستیم.🔻 این در دل خود تشکیل یک «نیروی اشغالگر نظامی» تحت عنوان فریبنده «نیروی ثبات بینالمللی» به فرماندهی یک ژنرال آمریکایی را دارد. مأموریت اصلی این نیرو، درگیری با مقاومت تحت پوشش «خلع سلاح» و تثبیت سیطره میدانی از طریق نیروهای بینالمللی است. هدف از این اقدام، کاهش هزینههای جانی و مالی برای ارتشهای آمریکا و اسرائیل و القای این مطلب است که نابودی مقاومت، یک «تصمیم بینالمللی» است. این طرح تحت لوای قطعنامه مجلس امنیت پیش میرود که در تبانی کامل با واشنگتن و تلآویو، مرحله دوم این توطئه را تصویب کرده است.
🔻 هرگونه زمزمه درباره «بازسازی غزه» که به شروط صلحِ ادعایی و «توافقات ابراهیم» گره خورده باشد، در کنار ترکیب اعضای این شورا، نشاندهنده حرکت به سمت اجرای طرح «آوارگی اجباری» و طرح تجاریسازی غزه (موسوم به ریوییرای غزه) است. این موضوع با رصد برخی تحرکات منطقهای موازی، بیش از پیش تأیید میشود؛ از جمله:اول: بهرسمیتشناختن غیررسمی منطقه «سومالیلند» توسط اسرائیل و افزایش گمانهزنیها درباره تبدیل این منطقه به مقصد آوارگان غزه. همزمان با این رخداد، ترامپ پیشنهاد میانجیگری در پرونده «سد النهضه» را به مصر داده است تا از این طریق تنش میان قاهره و اتیوپی را کاهش دهد؛ اقدامی که احتمالاً اهرم فشاری بر مصر است تا با جدایی «سومالیلند» موافقت کند. دعوت آمریکا از عبدالفتاح السیسی، رئیسجمهور مصر برای پیوستن به «شورای صلح» نیز تقویتکننده همین فرضیه است.دوم: دعوت از نخستوزیر کانادا؛ کسی که پیش از این نیز اقدامات مشکوکی را در زمینه پذیرش پناهجویان فلسطینی تحت پوششهای بشردوستانه انجام داده بود. او درحالی ادعای مخالفت با آوارگی اجباری فلسطینیها را دارد که اقدامات عملیاش کاملاً در تضاد با اظهاراتش قرار گرفته است.آنچه این گفتهها را تأیید میکند، افرادی هستند که به عنوان اعضای این شورا انتخاب شدهاند؛ کسانیکه نه تنها پیوندی عمیق با اسرائیل و باورهای صهیونیستی دارند، بلکه از حامیان و طرفداران «طرح آوارگی اجباری» فلسطینیها به شمار میآیند:
مارکو روبیودر فوریه ۲۰۲۵، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، صراحتا اعلام کرد که پیشنهاد ترامپ برای آوارگی ساکنان غزه «تنها طرح موجود و روی میز» است و هر متحدی که طرح بهتری دارد، ارائه کند. روبیو با سفرهای پیاپی به سرزمینهای اشغالی، همواره بر حمایت مطلق از اسرائیل و تثبیت نقشه ترامپ تأکید داشت.استیو ویتکوف و جرد کوشنرهمزمان، استیو ویتکوف و جرد کوشنر، داماد ترامپ، درحال رایزنی با غولهای املاک و مستغلات برای بازسازی قطاع غزه بودند. کوشنر پیشتر نوار ساحلی غزه را «بسیار ارزشمند» توصیف کرده و پیشنهاد داده بود که ساکنان فلسطینی آن به صحرای نقب یا مصر آواره شوند تا منطقه «پاکسازی» شود؛ این اظهارات چند ماه پس از آغاز عملیات «طوفان الاقصی» مطرح شد.تونی بلرتونی بلر، نخستوزیر پیشین انگلیس و مؤسس «مؤسسه تغییر جهانی»، به مأموریت از سوی کوشنر و ترامپ، طرح اداره غزه پس از جنگ را تدوین کرد. براساس این طرح، «نهاد انتقالی بینالمللی برای غزه» تحت قیمومت سازمانملل فعالیت میکند، با شورای هفتنفره و دبیرخانه اجرایی کوچک که هزینههای آن را کشورهای حاشیه خلیجفارس تأمین میکنند. تحولات اخیر، از جمله تأیید سازمانملل و تشکیل شورا، نشاندهنده اجرای این طرح است.مارک رواندر عرصه مالی و سیاسی، مارک روان، میلیاردر یهودی-آمریکایی و مدیرعامل شرکت «آپولو گلوبال منجمنت»، از حامیان اصلی اسرائیل در آمریکا محسوب میشود و پیشتر بزرگترین کارزار سرکوب حامیان فلسطین در دانشگاه پنسیلوانیا را رهبری کرده است.
نیکولای ملادینوفنیکولای ملادینوف، فرستاده عالی غزه، با روابط مستحکم با آویگدور لیبرمن و اسحاق هرتزوگ، نقش میانجی و اجرای «طرح ۲۰۲۶» برای خلعسلاح گروههای مقاومت را بر عهده دارد.جسپر جفرزاز منظر نظامی، سرلشکر جسپر جفرز، فرمانده پیشین عملیاتهای ویژه سنتکام، مأموریت دارد نیروهای مستقر در غزه را هدایت کرده و اجرای آتشبسها میان اسرائیل و گروههای مقاومت را تضمین کند، مأموریتی که عملاً پوششی برای تثبیت طرح سیاسی و نظامی آمریکا و اسرائیل است.
15:50 - 11 بهمن 1404