افشای تجارت کثیف علم؛ استعفای استاد ایرانی جهان را شوکه کرد

در پس شاخص‌های علمی برای طبقه‌بندی داده‌ها و ارزیابی پژوهش‌ها دنیایی نهفته است که هدف آن نه بر اساس خدمت به جامعه، بلکه بر اساس سود ناشران بزرگ تعیین می‌شود.
گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس، درسال ۲۰۲۴، استعفای «آرش ابی‌زاده»، فیلسوف و استاد دانشگاه مک‌گیل کانادا، از سَردبیری مجله معتبر فلسفی «فلسفه و امور عمومی»، توجه محافل آکادمیک را جلب کرد. علت این کناره‌گیری، نه جستجوی فرصت شغلی بهتر، بلکه به‌خاطر آنچه ابی‌زاده آن‌را «روش‌های استثمارگرانه ناشران بزرگ آکادمیک» نامید، انجام‌شد.ابی‌زاده تنها نبود؛ گروهی از ویراستاران نیز به دلایل مشابهی از سمت‌اشان استعفا دادند. او پس‌از استعفا، در روزنامهٔ گاردین، انتقادی شدیداللحن را متوجه صنعت انتشارات تجاری دانشگاهی ساخت. وی این صنعت را به استثمار محققان، هدر دادن بودجه‌های عمومی و محدودسازی دسترسی آزاد به دانش متهم کرد.ناشران بزرگ آکادمیک سالانه میلیاردها دلار درآمد با حاشیهٔ سود حدود ۴۰٪ کسب می‌کنند، درحالی‌که محققان بخش‌اعظم کار (شامل انجام تحقیق، نگارش، داوری همتا و ویرایش) را به‌صورت رایگان در اختیار آنها قرار می‌دهند. سپس، ناشران دسترسی به همین تحقیقات را با قیمت‌هایی گزاف به دانشگاه‌ها می‌فروشند.این مجلات، شاخص‌های کمی خاصی را برای ارزیابی «کیفیت علمی» تعیین کرده‌اند(مانند میزان استناد به مقالات منتشرشده). حاکمیت این شاخص‌ها بر سیاست‌های دانشگاهی، نظام‌های انتصاب و ارتقاء، باعث‌ شده است، اولویت‌های پژوهش مخدوش شود. در نتیجه، ارزش پژوهش نه براساس خدمت به جوامع‌بشری، بلکه بر پایهٔ توانایی آن در نفوذ به مجلات رتبه‌بندی‌شده نزد ناشران بزرگ، سنجیده شود.
این گزارش تحلیلی نشان‌می‌دهد، چگونه یک شاخص ساده به ابزاری برای حذف محققان و شکل‌دهی به نظام آکادمیک براساس استانداردهای استثمارگرانهٔ سرمایه‌داری بدل شده‌است. همچنین، پرده از شیوه‌های گمراه‌کننده و رسوایی‌های علمی برمی‌دارد که در آنها مؤسسات یا افراد خاصی، بدون‌توجه به ملاحظات علمی واقعی، صرفاً برای شهرت‌سازی مصنوعی برجسته می‌شوند.چگونه صنعت تأثیرگذاری نشریات دانشگاهی شکل گرفتمفهوم ارزیابی علمی در ابتدا با هدف تبیین پدیده‌های گوناگون پدیدار شد. اندیشمندان، به‌منظور دستیابی به قوانین و اصول کلی که واقعیت‌ها را به‌دقت بیان کنند، از روش‌های علمی و داده‌های عددی برای ارزیابی کیفیات و ویژگی‌ها استفاده‌کردند.در آغاز «عصر خردگرایی» در غرب، این باور بود که اندازه‌گیری عینی با بهره‌گیری از ابزارهای آماری و ارقام، درکی علمی و قابل‌اعتماد ارائه‌می‌دهد و حقایق را توسط فرایندهای اندازه‌گیری دقیق، سازماندهی و تبیین می‌کند. این رویکرد به توسعهٔ شیوه‌های علمی انجامید که کمیت‌ها و معادلات آماری را معیار اصلی روش علمی معتبر می‌دانست.از نظر تاریخی، ضریب تأثیر مجلات(Journal Impact Factor) برای ایجاد تمایز میان نشریات، به‌ویژه برای تصمیم‌گیری درباره به اشتراک‌گذاشتن آنها در کتابخانه‌های دانشگاهی در آمریکا ابداع شد. با افزایش تعداد مجلات، این ایده شکل‌گرفت که باید معیارهای مشخصی برای انتخاب باشد، طوری‌که نشریه‌ای که بیشترین استناد را به مقالاتش دریافت‌می‌کند، از محبوبیت یا اهمیت بالاتری برخوردار باشد.
«یوجین گارفیلد» برای نخستین‌بار در سال ۱۹۵۵ این ضریب تأثیر را ابداع کرد. با این‌حال، بحث‌های اخلاقی دربارهٔ وجود برخی منافع در ارائه این معیار مطرح‌شد؛ از جمله مشخص‌گردید، وی سهامدار شرکت تامسون-رویتر (کلاریویت کنونی) بود و بابت خدماتش به شرکت دستمزد دریافت می‌کرد.گارفیلد با ابداع نمایه‌سازی استنادی و ضریب تأثیر، به توسعهٔ «نمایه استنادی علوم» و «نمایه استنادی علوم اجتماعی» کمک شایانی کرد. اما نکتهٔ اینجا بود که او در دوره‌ای رئیس شرکتی بود که سال‌ها قبل آن را خریداری کرده بود.فرمول محاسبهٔ ضریب تأثیر ساده است: تقسیم مجموع تمام استنادها به مقالات منتشرشده در یک مجله (طی دو سال گذشته) بر تعداد کل مقالات منتشرشده در همان نشریه. این عدد، اهمیت کنونی آن مجله را نشان می‌دهد.با گذشت زمان، این ضریب فراتر از هدف اولیه‌اش اهمیت یافت و روشن شد که افزایش ضریب نشریات وابسته به ناشران بزرگ، می‌تواند منبع درآمد هنگفتی برای آنها باشد. سادگی این معادله، زمینه را برای دستکاری آسان آن فراهم ساخت که از چشم ناشران بزرگ پنهان نماند.این ضریب، از سویی به منبع نگرانی محافل علمی و دانشگاهی و از سوی‌دیگر، به منبع ثروت کلان برای ناشران بزرگ تبدیل‌شد. این وضعیت موجی از انتقادات را به‌همراه سوءاستفاده‌های گسترده به راه‌انداخت. درپی این تحولات، تلاش‌هایی برای اصلاح معیارها و وضع شاخص‌های جایگزین صورت‌گرفت، اما به‌نظر می‌رسد، مهار این روند دیگر غیرممکن شده؛ وضعیتی که خود گارفیلد نیز دربارهٔ سوءاستفاده از آن هشدار داده بود.
تمرکز فزاینده بر این ضریب، موجب نگرانی‌های اخلاقی جدی‌شده، زیرا محققان برای بهبود موقعیت خود، استراتژی‌های انتشارشان را بر اساس آن تنظیم می‌کنند. در این فضا، ویراستاران نیز ممکن است، با انحراف اهداف اصلی و ارزیابی‌های نادرست تحقیقات، رتبه‌بندی‌ها را دستکاری کرده و در نتیجه، اعتبار علمی را تضعیف کنند.کارتل‌های انتشارات: امپراتوران استثمار و کنترلآسیب‌پذیرترین گروه‌ها در برابر استثمار، همواره تولیدکنندگان، مصرف‌کنندگان و صاحبان منابع بوده‌اند. در حوزهٔ علوم نیز همین قاعده جاری‌است؛ در اینجا آسیب‌پذیرترین افراد، محققان، نویسندگان، دانشگاهیان و چهره‌های ادبی هستند.شش ناشر بزرگ آکادمیک، با ثروت سالانه میلیاردها دلار، تقریباً ۷۰ تا ۸۰٪ بازار نشر دانشگاهی را در دست‌دارند. این انحصار، نقش تعیین‌کننده‌ای در محدودسازی دسترسی به نتایج تحقیقات برای جامعهٔ دانشگاهی و عموم مردم دارد.زنجیرهٔ تولید و توزیع اندیشهٔ علمی اینگونه شکل‌می‌گیرد: یک صندوق یا نهاد حامی، تحقیقات خاصی را تأمین مالی می‌کند، انتشار علمی را الزامی می‌سازد و محقق را موظف می‌کند مقالات خود را به یک مجلهٔ علمی بفرستد.برای مثال، اسکوپوس(Scopus)، نام پایگاه دادهٔ مشهوری است که یکی از مهم‌ترین مراکز ارزیابی مقالات و تحقیقات به‌شمار می‌رود. این نام به‌معنای «دوراندیشی» بوده و از کوه «اسکوپوس» در قدس گرفته‌شده؛ همان‌جایی که دانشگاه عبری در آوریل ۱۹۲۵، به ابتکار انیشتین، وایزمن و دیگران در آنجا تأسیس شد.
وقتی مقالهٔ پژوهشی در این مجلات پذیرفته می‌شود، اگرچه یک نسخه از آن یا دسترسی محدودی به نویسنده داده‌می‌شود، اما کتابخانه‌های دانشگاهی، محققان و عموم برای استفاده از آن ملزم به خرید مقاله هستند. در واقع، پس‌از انتشار، مقاله به مالکیت ناشر درمی‌آید.آیا استثماری بزرگ‌تر از این هست؟ این همان استثمار زحمات علمی و تجارت با ثمرهٔ کار دیگران است که ناشران و شرکت‌های بزرگ دانشگاهی به آن دست‌می‌زنند. الزویر(Elsevier) یکی از معروف‌ترین آن‌هاست که به محدودیت دسترسی به منابع علمی شهره است تا بتواند هر مقالهٔ تحقیقی را با قیمت تقریبی ۵۰ دلار بفروشد و با ایجاد حاشیهٔ سود ۳۶٪، سالانه میلیاردها دلار درآمد کسب کند.در سال ۲۰۱۳، الزویر شرکت بریتانیایی «مندلی»(Mendeley)، که یک نرم‌افزار مدیریت و اشتراک‌گذاری مقالات تحقیقاتی بود، را خریداری کرد. این خرید نه‌تنها دسترسی به داده‌های کاربران را برای الزویر فراهم ساخت، بلکه، دسترسی آزاد به منابع علمی را محدود ساخت و نمادی از علم باز به‌عنوان تهدیدی برای مدل تجاری انحصاری را از میان برداشت.فرصت‌طلبانکسب این ثروت هنگفت، بدون‌نیاز به سرمایهٔ قابل‌توجه، رویه‌های پیچیده یا زیرساخت‌های پرهزینه، بسیاری از افراد را به تأسیس مؤسسات و انتشارات اختصاصی سوق داده‌است. این افراد تنها با پیاده‌سازی الزامات طبقه‌بندی اسکوپوس(Scopus) یا دیگر پایگاه‌های داده، طی دو سال وارد دنیای تجارت سودآور علم می‌شوند.این شرکت‌ها فعالیت‌های خود را با نقض صریح مقررات آغاز کرده و در ازای انتشار سریع و خارج از نوبت مقالات، هزینه‌های گزافی می‌گیرند. آنها با هدف کسب درآمد، اعضای هیئت علمی و محققان دانشگاه‌هایی را که در پی جهانی‌شدن و بهبود وجههٔ علمی خود هستند، شکار می‌کنند.
این انتشارات اغلب در مراکز علمی و تحقیقاتی، نمایندگان بازاریابی از میان کارکنان دانشگاهی یا افراد مرتبط دارند. متأسفانه، دانشگاه‌ها و محققان تحت فشارهایی چون دستیابی به اوهام جهانی‌شدن، پیاده‌سازی استانداردهای کیفیت و اعتباربخشی بین‌المللی، و تمایل به کسب جایگاه علمی برتر، ناچار به پذیرش این شاخص‌ها و رتبه‌بندی‌های تجاری رایج می‌شوند.رسوایی‌های دنیای علم سال‌های اخیر، در این‌خصوص رسوایی‌های بزرگی در چندین دانشگاه رخ داده‌است. آشکار شده که این مؤسسات آکادمیک با محققان غیروابسته قرارداد بسته و مبالغ هنگفتی (گاهی تا ۷۰ هزار یورو سالانه) به‌علاوه هزینه‌های سفر به آنها پرداخت می‌کردند تا نام آنها را به‌صورت جعلی به‌عنوان اعضای اصلی هیئت علمی خود ثبت کنند. هدف از این اقدام، افزایش مصنوعی رتبه‌بندی جهانی دانشگاه، به‌ویژه در فهرست محققان پراستناد کلاریویت(Clarivate) و رتبه‌بندی‌های آکادمیک شانگهای بود.این رویه، که اوایل دههٔ ۲۰۱۰ اوج گرفت، حداقل شامل ۶۱ محقق ارشد در یک مؤسسهٔ واحد بود. پس از افشای گستردهٔ این رسوایی در سال ۲۰۲۳، شرکت کلاریویت مجبور شد، بیش‌از ۱۰۰۰ محقق را از فهرست پراستنادهای خود حذف کند؛ اقدامی که منجر به کاهش ۳۰درصدی تعداد اعضای وابسته به این فهرست شد. این نوع رسوایی‌ها به‌وضوح، نقاط ضعف معیارهای موجود مبتنی بر استناد و نگرانی‌های گسترده درباره صداقت و اعتبار دانشگاهی را برجسته می‌سازد.کشف تخلفات، مؤسسات، نشریات و دانشگاه‌هایی منجر به حذف آنها از اسکوپوس و سایر پایگاه‌های داده می‌شود. هر ساله شاهد اخراج تعداد زیادی از مجلات عمدتاً به‌خاطر تخلفات حرفه‌ای و سوءرفتار علمی هستیم.
کارشناسان این نشریات را "مجلات خودکشی" می‌نامند. صاحبان این مجلات، با علم به سرنوشت محتمل خود، ترجیح می‌دهند تا زمان افشای حقیقت و اخراج نهایی، میلیون‌ها دلار درآمد کسب کنند.اعتراض به کارتل‌های انتشاراتیسال‌های اخیر شاهد اعتراضات فزاینده دانشگاهیان به‌ویژه هیئت‌های علمی نسبت به قیمت بالای مجلات، سیاست‌های محدودکننده و شیوه‌های استثمارگرانه بوده است.این درحالی‌است که فناوری‌های دیجیتال، دانشگاه‌ها و محققان را قادر ساخته‌ تا اتکای خود به مجلات گران‌قیمت را کاهش دهند، با این حال، همچنان هستند، منابعی که با وجود دیجیتالیزه شده دنیا همچنان با دسترسی هیئت‌های علمی به منابع همچون کالا نگاه و رویه سلسله مراتبی را اجرا می‌کنند. این نیاز فوری به اصلاحات ساختاری از طریق جایگزین‌های غیرتجاری، دیجیتالی و تحت هدایت محققان را الزامی می‌کند تا یکپارچگی دسترسی به منابع و استقلال در استفاده از آنها را فراهم کند، اگرچه تلاش‌های متعددی از سوی کارتل‌های انتشاراتی برای جلوگیری از محقق شدن این امر صورت می‌گیرد.توهمی به‌نام جهانی‌شدنبسیاری از دانشگاه‌های جهان، در توهم بزرگ جهانی‌شدن و وسواس نسبت به معیارهای آن گرفتار شده‌اند. این مؤسسات با این گمان که قوانین، ارزش‌ها و ایده‌های سازمان‌های جهانی، مفاهیمی فراگیر برای تمام بشریت هستند، تسلیم استانداردهای آنها شدند. درحالی‌که این رویکرد، دامی بیش نبوده و به کارتل‌های انتشاراتی اجازه داده تا با دستاویز قرار دادن عناوینی چون «طبقه‌بندی» و «انتشارات جهانی» درآمدهای هنگفتی کسب کنند.
این واژگان صرفاً دروازهٔ بازارهای تاریک و سیاه نشر علمی را می‌گشایند که نتایج فاجعه‌بار آن در تحریف تحقیقات علمی، هدر دادن منابع ملی کمیاب، و غرق‌کردن دانشگاه‌ها در کاغذبازی‌های مستندسازی برای جلب رضایت نهادهای اعتبارسنجی، نمود پیدا کرده‌است.در حقیقت، جهانی‌شدن به‌معنای واقعی کلمه، یعنی پذیرش و ورود به نظام غربی، ارزش‌ها، ابزارها و نهادهای آن. سؤال این است: آیا غرب واقعاً به مفهوم جهانی‌شدن اعتقاد دارد یا اصلاً برای آن اهمیتی قائل است؟ آیا غرب به جهان خارج از چارچوب نهادی و جمعیتی خود اهمیت می‌دهد؟واقعیت امر اینکه غرب تنها نگران منافع خود است. کافی است ببینیم، چگونه قدرت‌های بزرگ غربی زمانی‌که حقایق را خلاف میل خود دیدند، علیه چارچوب‌های نهادی، حقوقی و بین‌المللی خود قیام کردند. آن‌ها به‌سادگی به مؤسسات و نهادهایی چون دادگاه کیفری بین‌المللی، دیوان بین‌المللی دادگستری و شورای حقوق‌بشر پشت کردند، زیرا دریافتند این نهادها برای کنترل جهان خارج از حوزهٔ نفوذشان تأسیس شده‌اند.با دنبال کردن صفحه بین‌الملل فارس درجریان آخرین تحولات جهان قرار بگیرید.#علم#دانش#تحقیقات#دانشگاه_ها#جهانی_شدن#ناشر#انتشارات#نشریات_علمی#مجلات#اسکوپوس#Scopus
16:30 - 4 مهر 1404
بین‌الملل
آمریکا و اروپا
غرب آسیا

4 بازنشر10 واکنش
189٫9k بازدید



9 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌دوست‌
@dooste_khoob4 مهر 1404
در پاسخ به
مگه هدف از تحصیل و کسب علم، چیزی جز بهبود شرایط زندگی و کشور هست؟طی سال‌ها، این همه وقت گذاشتیم روی تولید مقاله و آی اس آی، که مثلا نشون بدیم علم و رشد علمی در کشور بالا هست!!این همه رهبری تاکید دارند که هدف باید حل مسایل کشور باشد نه مقاله‌محوری، اونوقت ملاک هیات علمی شدن و ارتقا در دانشگاه رو تع…نمایش بیشتر

تصویر نمایه‌ی ‌《فانوس》 کنشگر، فعال رسانه‌
@Lantern4 مهر 1404
در پاسخ به
ماجرای استعفای آرش ابی‌زاده یک هشدار تکان‌دهنده است: غرب حتی علم را هم به میدان تاراج سرمایه‌داری کشانده است. آنچه امروز در ظاهر «شاخص علمی» یا «رتبه‌بندی دانشگاهی» خوانده می‌شود، در باطن ابزاری برای انحصار دانش، سانسور حقیقت و دوشیدن جیب ملت‌هاست. کارتل‌های غول‌پیکر انتشاراتی مثل الزویر و کلاریویت،…نمایش بیشتر

تصویر نمایه‌ی ‌دوست‌
@dooste_khoob4 مهر 1404
در پاسخ به
ی استاد دانشگاه داشتیم می‌فرمود اگه امروز سعدی و حافظ بخوان استاد دانشگاه بشوند، اجازه نمی‌دن. چرا؟ چون مقاله ندارند!!

تصویر نمایه‌ی ‌بامداد ایران‌یار‌
@Bamdad_IranYar4 مهر 1404
اصل مطلب را در پیوند زیر بخوانید:https://www.theguardian.com/commentisfree/article/2024/jul/16/academic-journal-publishers-universities-price-subscriptionsواقعیتی تلخ و هشدار دهنده است.برای چاره‌جویی نیازمند هم‌اندیشی و همفکری است.یک راهکار:ایجاد یک مجله بین‌المللی با زیرساخت فضای مجازی مستحکم…نمایش بیشتر

@Habibi_14 مهر 1404
در پاسخ به
این فساد متاسفانه در ایران ظهور و بروز بسیار دارد، که باعث سرخوردگی و نارضایتی خیلی از اعضای علمی و دانشجویان مستعد شده است. سالها گفته می شود و سالها سرمایه های اجتماعی متأذی، اما گوش شنوا کو؟ و دریغ از عمل مناسب از سوی وزارت علوم.

در پاسخ به
یکی از کانون های اصلی و متمرکز مورد توجه یهودی ها در آمریکا ،دانشگاه‌ها و صنعت نشر میباشد.در نقاط کلیدی برای ارائه یک مدل علمی و ابداع ،سر وکله یک جهود هویدا میشود ک دسترنج و اختراع و عصاره علم و نبوغ یک دانشجو ک غالبآ از باطن جریان بی اطلاع و در پی شهرت میباشد را بنفع خود مصادره میکند.

تصویر نمایه‌ی ‌محمد تقی سعیدی‌
@Vetreghaza4 مهر 1404
بیایم یه مدرک دکترا رو با هم حساب کنیم تو ایران شاید پول یه خونه خرج داشته باشه شاید بیشتر خب خروجی چیه؟ با لیسانس اومده بودن سربازی گروهبانشون میگفت شما اندازه سیکل زمان ما میفهمین خواستم اینا رو بگم که برسیم به اینجا که مدرک بیشتر از اونکه برا جامعه مفید باشه مضره

تصویر نمایه‌ی ‌دریادل بهشتی‌
@DENA1105 مهر 1404
در پاسخ به
🤔

@haqueshenas7 مهر 1404
در پاسخ به
از فروپاشی نهاد علم در ایران هم خبر دارید؟ ۱۶ پست اخیر اینجانب در اینستاگرام را با نام درس اول ملاحظه نمایید.https://www.instagram.com/p/DNRQJm2PPcI/?igsh=N25hbmsyZXFlNmNs