«مرزهای چندلایه» اسرائیل را از طوفانهای مقاومت حفظ میکند؟
شوک طوفان الاقصی باعث شد، اسرائیل راهبردهای جدیدی برای در امان نگهداشتن خود از طوفانهای بعدی مقاومت تدوین کند، راهبرد «مرزهای چند لایه» یکی از آنهاست، اما آیا این راهبرد از اسرائیل محافظت خواهد کرد؟
گروه فارس پلاس: عملیات «طوفان الاقصی» تغییری بنیادین در تفکر راهبردی و دکترین امنیتی اسرائیل ایجاد کرد که مدتها بر سه رکن اساسی «بازدارندگی، مهار و هشدار اولیه» استوار بود.با این حال، حمله غافلگیرانه به شهرکهای پوشش غزه و شکست مفتضحانه لشکر غزه در مقابله با آن، شکنندگی سیاست دفاعی اسرائیل و ناتوانی استحکامات و قابلیتهای اطلاعاتی این رژیم برای جلوگیری از یک حمله گسترده را آشکار کرد.یکی از مهمترین نتایجی که دستگاه امنیتی اسرائیل به آن دست یافت، امتناع از استقرار گسترده نیرو در مرزهای سرزمینهای اشغالی فلسطین، شامل نوار غزه، لبنان و سوریه بود. با توجه به این برداشت، دکترین نظامی اسرائیل تلاش دارد، بر اساس دو راهبرد به سمت یک تحول کیفی حرکت کند: اول تشدید اقدامات پیشگیرانه به جای اتکای صرف به سیاستهای بازدارندگی دفاعی و دوم، تقویت و توسعه لایههای دفاعی و گسترش آنها، به ویژه از طریق ایجاد «مناطق حائل» با عمق امنیتی کافی در داخل مناطق هم مرز با سرزمینهای اشغالی برای تضمین حمایت از جبهه داخلی و جلوگیری از هرگونه نفوذ مقاومت به اسرائیل در آینده.اقدامات پیشگیرانه و آزادی تحرکاز زمان شکست فاجعهبار ارتش اسرائیل در 7 اکتبر این رژیم اقدامات تهاجمی خود را نه تنها متوقف نکرده، بلکه این اقدامات را با استمرار جنگ نسلکشی تشدید و تلاش کرده، به این ترتیب، ضربات سنگینی به قابلیتهای مقاومت در نوار غزه و جنوب لبنان وارد کند.در این راستا، اسرائیل بارها اعلام کرده، آنچه به عنوان «داشتههای راهبردی» حزبالله و سایر گروههای مقاومت از آن نام برده میشود، را هدف قرار داده است و ادعا میکند، به دستاوردهای عملیاتی در میدان نیز دست یافته است. در جبهه لبنان، اسرائیل تلاش کرد، آزادی حرکت نظامی خود را حتی پس از آتشبس حفظ کند. لذا به تجاوزهای نظامی خود با ادعای هدف قرار دادن قابلیتهای نظامی حزبالله ادامه میدهد.در جبهه سوریه، با سقوط دمشق در 8 دسامبر 2024 اسرائیل شدیدترین و گستردهترین حملات خود را انجام داد. نیروی هوایی اسرائیل یکی از بزرگترین عملیاتهای تاریخ خود را پس از سقوط دمشق انجام داد و تأسیسات، پدافند هوایی، انبارهای تسلیحات، سایتهای دریایی سوریه و فرودگاههای نظامی این کشور را در مناطق مختلف بمباران کرد.علیرغم گذشت ماهها از این حملات، اسرائیل حملات پراکنده خود به خاک سوریه را متوقف نکرده و با ادعای اینکه این حملات برای «حفاظت از امنیت شهروندان اسرائیلی» و جلوگیری از افتادن زرادخانه ارتش سوریه به دست «طرفهای متخاصم» ضروری است، به آنها ادامه میدهد.در نوار غزه، اسرائیل آتشبس را با موجی از ترورها نقض کرد و طی آن شخصیتهای کلیدی حماس و دیگر گروههای مقاومت را هدف قرار داد، این درحالی است که در طول آتشبس نیز اسرائیل به صورت مستمر حملاتی را علیه آنچه آنها را هستههایی عنوان میکرد که در حال بمبگذاری در مسیرهای مورد انتظار نیروهای زمینی ارتش اسرائیل هستند، انجام داد. اسرائیل ادعا میکند، این عملیاتها در برگیرنده رویکردی تهاجمی مبتنی بر اقدام پیشگیرانه است و اینکه اکنون این عملیاتها به پایه و اساس دکترین جدید نظامی ارتش اسرائیل تبدیل شده است. تلآویو در این دکترین به دنبال تحمیل «آزادی تحرک دائمی» نیروهای خود است تا امکان افزایش عملیاتهای «پیشگیرانه» و «زهر چشم گرفتن از مقاومت با کشتار مردم» برای جلوگیری از شکلگیری هرگونه معادله جدید از سوی مقاومت چه در غزه و یا لبنان و سوریه را بیابد.
مرزهای مینگذاری شدهدرحالی که طبق توافق آتشبس، اسرائیل میبایست تا 18 فوریه کاملا از جنوب لبنان خارج شود، اما به تعهدات خود عمل نکرد و با حفظ 5 نقطه راهبردی که نقاط امنیتی شناخته میشوند، تنها به عقبنشینی جزئی از اراضی لبنان رضایت داد. این رژیم با حفظ این 5 نقطه تلاش میکند، در رویاروییهای آینده برتری نظامی خود را در جبهه لبنان حفظ کند و این تأکید میکند که در این دور از رویاروییها نه تنها ضربات بلکه شکست سنگینی از حزبالله متحمل شده است.به گفته «نبیه بری»، رئیس پارلمان لبنان، اسرائیل در صدد ایجاد نوار مرزی جدید در عمق یک تا دو کیلومتری داخل لبنان است، قصدی که نتانیاهو بارها به آن اشاره و تأکید کرده، اسرائیل برای «تامین امنیت مرزهای شمالی» در این مناطق خواهد ماند.مناطقی که اسرائیل اصرار دارد، در آنها باقی بماند، همگی مرتفع و مشرف به مناطق وسیعی در داخل خاک لبنان هستند و مقابل شهرکهای اسرائیلی قرار دارند و شامل منطقه لبونه روبروی شهرک شلومی، جبل بلاط مقابل زرعیت، جبل الدیب مقابل آویویم و کوه الدیر در نزدیکی کریات شمونه هستند. به نظر میرسد، این مناطق، نقاط رصدی جایگزینی برای استفاده از جنگندهها و پهپادهای اسرائیلی پس از هرگونه عقب نشینی احتمالی خواهند بود.اما در سوریه، تنها چند ساعت پس از اعلام سقوط دمشق اسرائیل اولین حمله خود ظرف 50 سال گذشته را به منطقه حائل بین دو طرف انجام داد که نقض آشکار توافقنامه جدایی بود. این منطقه از «جبل الشیخ» در شمال به جنوب امتداد دارد و به خطوط «آلفا» و «براوو» معروف است و مساحتی بالغ بر 235 کیلومتر مربع را شامل میشود.
اسرائیل ظرف کمتر از 4 ماه 9 پایگاه نظامی در این مناطق احداث کرد که 7 پایگاه آن در منطقه حائل و 2 پایگاه آن، اولی در تل الاحمر در نزدیکی روستای کدنا و دومی در نزدیکی روستای معربه بیرون از منطقه حائل بود. این منطقه عملاً به منطقهای که قبلاً در بلندیهای جولان سوریه اشغال شده بود، اضافه شد تل مجموع مساحت اشغال شده از خاک سوریه توسط اسرائیل به بیش از 1400 کیلومتر مربع برسد.شهر «قنیطره» به همراه دهها روستا و منطقه راهبردی کوهستانی در مرکز این منطقه قرار دارد. «اسرائیل کاتز»، وزیر جنگ اسرائیل «منطقه امنیتی» این رژیم در جنوب سوریه را متشکل از سه لایه شامل منطقه حائل، منطقه نفوذ 15 کیلومتری در داخل خاک سوریه و منطقه نفود سوم دانست.نتانیاهو روی این رویکرد تأکید کرده بود و در فوریه 2025 خواهان «خلعسلاح» استانهای قنیطره، درعا و سویدا در جنوب سوریه شد که منطقهای با مساحت کل بیش از 11 هزار کیلومتر مربع را شامل میشود.اما در نوار غزه از اولین روز جنگ نسلکشی، اسرائیل از قصد خود مبنی بر ایجاد «منطقه حائل» در طول حصار مرزی سخن گفت و مدعی شد، این حصار مانع تکرار حملات مقاومت میشود.اکنون این نقشه بیش از پیش درحال آشکار شدن است، روزنامه «هاآرتص» در اینباره نوشت، ارتش اسرائیل درحال ایجاد نوار امنیتی داخل نوار غزه است که از بیت لاهیا تا جنوب رفح به عمیق یک کیلوماتر امتداد مییابد و 16 درصد از مساحت نوار را در برمیگیرد.اگرچه آتشبس موقت برای مدتی این طرح را متوقف کرد، اما اسرائیل بر اجرای این طرح طی مذاکرات پافشاری کرد و نقشههای رسمی پیشروی رژیم بین 700 تا 1300 متر در امتداد مرزهای شرقی و شمالی نوار غزه برای ایجاد ایجاد این منطقه را نشان میدهد.
با نقض آتشبس، اسرائیل عملیات زمینی خود را در داخل این مناطق از سر گرفت، درحالی که گزارشها حکایت از آن دارد که اسرائیل «عمق» منطقه حائل در داخل نوار را افزایش داده و به موجب آن خواستار مهاجرت مناطق همجوار آن به نقاط دیگر نوار شده است.وزیر جنگ اسرائیل در اینباره تصریح کرد که ارتش این رژیم مناطق بیشتری را برای این منظور تصرف کرده و اقدام به تخلیه ساکنان مناطق همجوار برای گسترش منطقه امنیتی برای محافظت از ارتش و شهرکهای پوشش غزه کرده است.به همین ترتیب، نتانیاهو نیز تأکید کرد، در صورتیکه مقاومت اسرای اسرائیلی را آزاد نکند، اسرائیل مناطق تحت تصرفش در داخل غزه را حفظ میکند تا توسعه مناطق حائل به سیاستی ثابت در دکترین امنیتی جدید اسرائیل تبدیل شود و به واسطه آن درپی تحمیل معادلات امنیتی جدید به بهای حاکمیت بر جغرافیایی فلسطین اشغالی، سوریه و لبنان باشد.جغرافیای امنیتیران بن یشای، خبرنگار نظامی یدیعوت آحارانوت در تحلیلی مشروح به بررسی ویژگیهای دکترین دفاعی جدید اسرائیل پس از شوک 7 اکتبر میپردازد که به راهبرد «مرزهای چند لایه» معروف شده است.به گفته وی، این دکترین نتیجه مستقیم شکست در دفع طوفان الاقصی است و هدف اصلی آن تأمین امنیت شهرکهای هم مرز با نوار غزه در جنوب، شهرکهای هممرز با لبنان در شمال و در امتداد مرزهای سوریه است.این راهبرد بسته به ماهیت روابط با کشورهای همجوار متفاوت است. مرز کشورهایی که قراردادهای صلح با اسرائیل دارند، مانند مصر و اردن با مرزهایی که به عنوان جبهههای فعال یا نیمهفعال محسوب میشوند، مانند نوار غزه، لبنان و بلندیهای جولان متفاوت است. بر این اساس، اسرائیل راهبرد امنیتی چند لایهای ارائه داده که موارد زیر را شامل میشود:
دفاع مستقیم داخل اسرائیلاین سطح شامل برپایی مواضع ثابت و موانع فیزیکی مانند دیوارهای هوشمند، شبکه راههای نظامی سریعالسیر، یگانهای ویژه و سامانههای پدافندی است. هدف این لایه جداسازی فیزیکی شهرکها از مرزها و تقویت نیروها برای هر رخداد است.داخل نوار این لایه شامل احداث پایگاههای نظامی قادر به پاسخ سریع بدون نیاز به هشدار اطلاعاتی است. اما در مرزهای شمالی و جولان شامل ایجاد مناطق دفاعی مسکونی است.اشغالگری در داخل خاک لبنان و سوریهاین لایه منطقه امنیتی را به یاد میآورد که اسرائیل در جنوب لبنان طی سالهای 1984 تا 2000 اشغال کرد و بر اشغال نظامی دائمی یا موقت در داخل اراضی کشورهای همجوار برای جلوگیری از نزدیکی مقاومت به اسرائیل مبتنی است.در نوار تداعی این راهبرد ایجاد منطقه حائل داخل نوار بود. با اینکه درباره عمق این منطقه و نحوه حضور نظامی در آن اختلاف نظر وجود دارد، اما اسرائیل بر حفظ حضور نظامی خود در این منطقه تأکید میکند.اما در جنوب لبنان این راهبرد در اشغال 5 نقطه از خاک لبنان نمود پیدا کرد که بعد از امضای توافق آتشبس طبقه دوم این مفهوم را تشکیل میدهد و همان طور که گفته شد، این نقاط مناطق مرتفع و حساسی مشرف به عمق اراضی لبنانی هستند.در جولان سوریه، این راهبرد در استقرار نیروهای اسرائیلی در منطقه حائل نمود یافت تا مانعی مازاد برای دفاع از شهرکها و جلوگیری از هرگونه حضور نظامی سوریه تشکیل دهد.خلع سلاح کامل مقاومت در مناطق تهدیداین لایه مهمترین ابداع در دکترین جدید است. در چارچوب هرگونه توافق پیش رو با غزه، اسرائیل تنها خواهان بازگرداندن اسرائیل و نابودی حکومت حماس نیست، بلکه خواستار خلع سلاح کامل نوار است که به معنای خلع سلاح مقاومت است.
خلع سلاح مورد نظر اسرائیل تنها شامل قدرت موشکی، راکتی و پهپادی حماس نمیشود، بلکه سلاحهای سبک نیروی پلیس غزه را هم در برمیگیرد.اسرائیل خواهان پیادهسازی همین راهبرد نیز در جنوب لبنان، مشخصا در جنوب و شرق رود لیتانی و استقرار ارتش لبنان و تضمین دخالت اسرائیل در داخل لبنان بنا به اقتضا میباشد.اما در سوریه، نتانیاهو صراحتا خواستار تبدیل جولان سوریه تا مرزهای اردن به منطقه خالی از سلاح شده است.برتری اطلاعاتی و هوایی کاملبنیشای بر این باور است، یکی از مهمترین درسهای 7 اکتبر ضرورت حضور میدانی نیروی هوایی نه فقط به عنوان عامل بازدارندگی بلکه بخشی از واکنش سریع است. به این ترتیب، لایه چهارم شامل قابلیتهای رصد، پیشبینی و تسلط هوایی میشود.بر اساس این گزارش، آنچه اکنون اسرائیل در مرزهای غزه، لبنان و بلندیهای جولان درحال انجام است، صرفاً ایجاد خطوط استحکامات نیست، بلکه سیستم راهبردی یکپارچهای است که درصدد ایجاد «بازدارندگی پیشرفته» برای رژیم است که واقعیتی پیش از حمله نه پس از آن ایجاد کند، به این معنا که اسرائیل منتظر تهدید نباشد، بلکه با ایجاد یک جغرافیای امنیتی با هر تهدیدی پیش از رخ دادن مقابله کند یا مقابله با آن را برای خود تسهیل کند.از بازدارندگی تا حاکمیت میدانیدکترین امنیتی جدید اسرائیل بر اساس راهبرد «مرزهای چند لایه»، نشان دهنده تغییر تفکر نظامی اسرائیل از مفهوم «بازدارندگی غیرعامل» به «دفاع فعال» مبتنی بر ابتکار میدانی و ایجاد یک واقعیت امنیتی یکجانبه است.در این دکتر اسرائیل به جای اینکه در انتظار حملات مقاومت باشد، با مقاومت در داخل خاکش مقابله کند، این راهبرد شامل خلع سلاح مقاومت، استقرار دائمی و موقت و اشغال اراضی کشورهای دیگر میشود.
این تحول ناشی از شوک راهبردی است که عملیات طوفان الاقصی به این رژیم وارد کرد و شکنندگی امنیتی و نظامی آن را آشکار کرد و نشان داد، دیوارهای هوشمند و مرزهای الکترونیکی به تنهایی برای تضمین بازدارندگی یا دفاع از اسرائیل کافی نیستند.آیا این راهبرد از موجودیت اسرائیل دفاع خواهد کرداگرچه این راهبرد به صورت موقت احساس قدرت و تسلط بر مرزها را به اسرائیل میدهد، اما در بطن خود پتانسیل انفجاری طولانی مدتی دارد، به این جهت که این راهبرد بیش از آنکه راهبردی دفاعی باشد، راهبردی استعماری توسعهطلبانه است که پرده از جاهطلبیهای جدید صهونیستها در سرزمینهای عربی و اسلامی در پوشش مناطق حائل تحت کنترل نظامی اسرائیل برمیدارد و این پیامآور درگیریها و رویاروییهای جدی و جدیدی در منطقه است که آن را به سمت بیثباتی، ناامنی و آشفتگی هرچه بیشتر سوق میدهد.اسرائیل در واقع در بطن این راهبرد به دنبال ایجاد مدل امنیتی شبیه به «منطقه خاکستری» است که منطقه اشغال شده باشد و نه از آن عقبنشینی کرده باشد، بلکه منطقهای است که زمینه هرگونه اقدام امنیتی و نظامی برای اسرائیل در آن باز است.با همه اینها و با توجه به تحولات سریع میدانی و قابلیتهای مقاومت که همچنان قادر به تغییر معادلات مانند طوفان الاقصی در 7 اکتبر 2023 است، باید دید، این راهبرد چقدر میتواند، از موجودیت سیاسی و امنیتی اسرائیل محافظت کند.دنبال کردن صفحه فارس پلاس، از بهروزترین تحلیلها در حوزه سیاست داخلی و خارجی باخبر شوید.#اسرائیل#رژیم_صهیونیستی#غزه#فلسطین#لبنان#سوریه 15:00 - 9 فروردین 1404