تاریخ بیطرفان را هم فراموش نخواهد کرد
وقتی در صحنه حق و باطل نیستی، وقتی که شاهد عصر خودت و شهید حق و باطل جامعهات نیستی، هرکجا که میخواهی باشد، چه به نماز ایستاده باشی، چه به شراب نشسته باشی، هر دو یکی است. شهادت «حضور در صحنه حق و باطل همیشه تاریخ» است.
خبر پرواز پرنده های صهیونیستی چند روز قبل به گوش رسید درست در میانه گفت و گوهای هسته ای همان لحظه ای که دیپلماسی می کوشید شکاف را پر کند، شعله جنگ بر بام ایران زبانه کشید. ساعتی نگذشت که آمار شهیدان تلالو خون بر آسفالت شهرها شد؛ زنانی که گهواره آینده را در آغوش داشتند کودکانی که هنوز نام مدرسه امسالشان را درست تلفظ نمی کردند و سردارانی که ستون استوار مرزها بودند.این بار دشمن خانه ما را نشانه رفت و خانه برای ایرانی معنایی فراتر از خطوط روی نقشه دارد خانه یعنی ناموس، یعنی حافظه جمعی یعنی هر خاطره ای که از کودکستان تا امروز در ذهنمان لانه کرده است.در همان ساعات نخست هنرمندان ورزشکاران و چهره هایی که نبض شهرتشان با تپش های همین مردم میزند سکوت را تاب نیاوردند. با یک پیام یک تصویر یک بیت شعر يا حتى بغضى که در قاب ویدئو شکست نشان دادند که شهرت اگر همزاد مردم نباشد حبابی بیش نیست. اینان فهمیدند که امروز سلبریتی بودن عنوان شغلی نیست؛ لباس رزم وجدان است. آنان که نورافکنها را بر صحنه کنسرتها و استادیوم ها تجربه کرده اند دریافتند که روشن ترین نور دنیا همان مشعل کوچکی است که دلهای زخمی را گرم میکند.
تاریخ بی طرفان را فراموش نخواهد کرد
اما در حاشیه همین روشنایی هنوز لکه های خاموشی دیده میشوند؛ چهره هایی که شاید فرورفتن در حاشیه بی طرفی را امن تر پنداشته اند. به آنان باید یادآوری کرد که بی طرفی در برابر موشکی که سقف کودک همسایه را شکافته نام دیگرش بی تفاوتی است. اگر امروز خاک تهران خوزستان و تبریز زخم بردارد، فردا شعله می تواند از پرده اتاق همان بازیگر یا همان نوازنده سر برآورد. تاریخ اما طرف بی طرفان را هرگز گرامی نمی دارد؛ تاریخ با دقت موشکافانه خواهد نوشت که در روزگار امتحان چه کسی سکوت را و چه کسی فریاد را. این جنگ فقط جنگ موشک و رادار نیست؛ نبرد روایت هاست دوئل مشروعیت. رژیمی که سال ها با نعره قدرت قوانین بین المللی را به تمسخر گرفت و کودکان غزه و سایر نقاط جهان را در خون خفت اکنون تصویر تازه ای از قساوت بر پرده جهان انداخته است هجوم به کشوری که پای میز مذاکره نشسته است. حال اگر ما صاحبان قلم و دوربین و صدای سکوها، سکوت کنیم چه کسی حقیقت را روایت خواهد کرد؟ سکوت ما یعنی پذیرش داستانی که دشمن می نویسد؛ یعنی مهر تأیید بر نسخه ای که قربانی را مقصر میخواند و مهاجم را حق به جانب.
هر که هستی سرباز ایران باش
از این لحظه به بعد هر هنرمند هر بازیگر سینما هر فوتبالیست و والیبالیست و هر شاعر و ترانه سرا جدا از سلیقه سیاسی و گرایش شخصی یک عنوان مشترک بر سینه دارد سرباز ایران نه آن چنان که تفنگ در دست بگیرد - گرچه بسیاری از ایشان در صف اهدای خون یا اعزام داوطلبانه ایستاده اند بلکه بدان معنا که سنگر روایت و امید را ترک نکند.هر کسی به اندازه تأثیرش در این خط مقدم مسئول است صدایی که تا دیروز برای تبلیغ یک فیلم یا کنسرت میلیون ها نفر را فرا می خواند امروز می تواند یک دنیا را متوجه اشک های مادری کند که فرزندش میان آوار به آسمان سپرده شد. صفحه های پر مخاطب مجازی دیگر بیلبوردهای شخصی نیست؛ بلندگوهای حماسه جمعی است. وطن یعنی همه ما و دفاع از وطن دفاع از خونی است که در رگهایمان جاری ست و فرهنگی که شعر و موسیقی و نوروزش را «خانه» می نامیم در قاموس ایرانی ناموس فقط به زنان خانواده محدود نمی شود؛ هر وجب خاک هر گنبد مسجد هر رودی که از کوهسار تا دشت می رسد به اندازه مادرمان حرمت دارد.
اگر امروز دریاچه ارومیه یا نخلستان کارون یا کوچه باغ های شیراز زخمی شود، فردا تلخی اش به سقف خانه ما سرریز خواهد کرد.از این روست که فریاد میزنیم سکوت نکنید هر حنجره ای که رساتر است، بار امانتش سنگین تر است. بازیگری که پیش از این با شوق هزاران مخاطب جایزه گرفت اکنون باید آن هزاران را به حقیقت متوجه کند. ورزشکاری که شادی پس از گلش تیتر رسانه ها میشد امروز میتواند هر گل را هدیه به شهدای حمله اخیر کند.
آیا هنر ورزش یا سرگرمی باید سیاسی شود؟
نقاشی که رنگ را بر بوم می نشاند بگذارید خون سرخ را تفسیر مقاومت کند؛ موسیقی دانی که ملودی می سازد بگذارید نت هایش بانگ بیداری باشد.شاید این پرسش پیش آید که آیا هنر ورزش یا سرگرمی باید سیاسی شود؟ پاسخ در خون جاری بر خیابان هاست. آنچه امروز رخ داده سیاست نیست؛ دفاع ملی است. در برابر تهاجمی که مرز نمی شناسد و کودکی را از خواب میرباید هنر و ورزش و رسانه حریمی جداگانه ندارند. وطن سقفی ست که همه اینها را زیر خود گرد آورده و هر ترک این سقف ستونی را بر سر اهلش فرو می ریزد.بیایید دست به دست هم دهیم تا صدای ناله زخمیان در هیاهوی پروپاگاندای دشمنگم نشود. بیایید روایت کنیم تا خشم جهان به سمت کودک کشانی نشانه رود که خاک و قانون را یکجا به آتش کشیده اند.
پویش های مجازی را به راه بیندازیم
بیایید کمکهای مردمی را سامان دهیم پویش های مجازی را به راه بیندازیم ودولتها و سازمان های بین المللی را ناگزیر کنیم که به جنایت پاسخ دهند. هر نفرسنگی بر سنگر وطن است؛ هیچ سهمی کوچک نیست هیچ حرکت فردی بی اثر نیست.آنها که هنوز دچار تردیدند، آینه ای پیش رو بگذارند و بپرسند: اگر آژیرها امشب در شهر من به صدا در آید، چه انتظاری از دیگران خواهم داشت؟ پاسخ هر چه باشد همان را امروز برای خوزستان و کرمان و تهران انجام دهیم. زیرا فردا آیینه تاریخ از ما خواهد پرسید: «کجا بودید هنگامی که بر سرزمینتان آتش بارید؟امروز خاورمیانه شاهد است که ایران زخمی اما استوار بر می خیزد. این ایستادگی فقط با موشک پاسخ داده نمی شود؛ با همبستگی با قلم با خلاقیت با قلب هایی که به یک ضرباهنگ میتیند ایران به پا خواسته است و هر یک از ما - از مشهورترین چهره تا گمنام ترین شهروند - سربازی هستیم در صف دفاع از عشق مشترکمان پس سکوت را بشکنیم دستانمان را درهم گره کنیم و بگذاریم دنیا بفهمد که وطن ما نه یک نام روی نقشه که رگهای ماست و هیچ گلوله ای نمی تواند جریان این خون را متوقف کند.
07:56 - 27 خرداد 1404