اجتماع لشکر خونخواهان بختیاری در میدان فلسطین تهران
میدان فلسطین تهران، امروز میعادگاه غیرت و ایثار بود. نه فقط برای گرامیداشت ۴۳ شهید جنگ رمضان و سردار شهید غلامرضا سلیمانی، که برای تماشای حماسهای دیگر از مردم غیور بختیاری.
خبرگزاری فارس-چهارمحال و بختیاری: امروز میدان فلسطین تهران، دیگر فقط یک میدان نبود؛ گوشهای از کوهستان زاگرس بود که به پایتخت کوچ کرده بود. بیش از ۲۰۰۰ نفر از بختیاریهای غیور همیشه در صحنه، با همان صلابت کوهستان و با همان لباسهای محلی رنگارنگ، برای گرامیداشت ۴۲ شهید جنگ رمضان و سردار شهید غلامرضا سلیمانی، صف بسته بودند.
از زاگرس تا قلب تهران
صحنهها، به یادماندنی بود. پیرمردانی و جوانان غیور بختیاری که با کلاه نمدی و عصا، گام برمیداشتند، دختران جوان با لباسهای لری رنگارنگ، دستبندهایی به دست داشتند که بر روی آن عکس سردار سلیمانی و پرچم ایران نقش بسته بود؛ نشان از ارادتی عمیق که ریشه در اعتقاد داشت.مردان هم با همان صلابت کوهستان، با تفنگهایی که نماد غیرت و شجاعت دیرینهشان بود، در کنار زنان ایستاده بودند. اینجا فرقی میان پیر و جوان، زن و مرد، کودک و بزرگسال نبود؛ همه یکصدا فریاد میزدند: «لبیک یا خامنهای» و «لبیک یا سلیمانی». مداحان معروف با قرآنخوانی و نوحهسرایی، فضا را حسینی کرده بودند.
بختیاریها با «برنو»های پدری در میدان فلسطین
سلیمانی از همان نسلی بود که امروز مردم بختیاری با تمام وجود، ارادت خود را به آنها نشان دادند. آنها زندگیشان را وقف عبادت خدا و خدمت به بندگان او کردند تا با بهترین مرگ ممکن، یعنی شهادت، به بهشت وارد شوند. شهادت سلیمانیها نه یک پایان، بلکه برای کسانی که روح بلند آنها را میشناختند، «نجات از مرگ در بستر» و پیوستن به قافله یاران شهیدشان تلقی میشود.در مراسم گرامیداشت، جمعیت مدام شعار میدادند و برخی با چشمانی اشکبار، دست به دعا برداشته بودند. خیابان فلسطین نیز از هر سو، شاهد حضور هزاران نفر از فرزندان این دیار بود؛ مردانی با صلابت کوهستان و زنانی با نجابت زلال چشمهساران، که همه آمده بودند تا بگویند: «سردار، ما تا ابد پاسدار راهت خواهیم بود.»
میدان فلسطین غرق در برنو، دهل و اشک شد
در میان جمعیت، زنان بختیاری با لباسهای محلی رنگارنگ و روسریهای گلدار، صحنههای بدیعی خلق کرده بودند. آنها نه فقط تماشاگر که بازیگر اصلی این حماسه بودند. با چشمانی اشکبار اما استوار، بر بازگشت سردار به خاک آشنای وطن نظاره میکردند.آنها آمده بودند تا بگویند که پشت سر رهبر و شهدا تا آخرین نفس خواهند ایستاد. فریادهای «لبیک یا خامنهای» از گلوی زنان و مردان، فضای میدان را پر کرده بود. اینجا، قدرت ایمان در چهره هر یک از این زنان به وضوح دیده میشد. دختران بختیاری با آن دستبندهای سلیمانی، انگار میگفتند: «ما نسل بعدی این راهیم.»
وحدت اقوام زیر پرچم ایران
در این مراسم، جلوهای از وحدت مثالزدنی اقوام سرافراز ایرانی به نمایش درآمد. بختیاریها و قشقاییها، زن و مرد، پیر و جوان، همگی در کنار هم ایستاده بودند. تفاوتی نداشت که لباس محلی بر تن دارند یا لباس شهری؛ همه یک هدف داشتند: تجدید میثاق با آرمانهای شهدا و سرداران دلاور اسلام.رنگینکمانی از لباسهای محلی، نوای ساز و دهل حماسی، و دستهایی که به دعا برآمده بود، همه و همه در هم تنیده شده و فضایی معنوی و پرشور را خلق کرده بود. اینجا ایران کوچک بود در دل تهران. شعارهای «لبیک یا رهبر بختیاری» و «لبیک یا خامنهای» متناوباً فضای میدان را پر میکرد.
میدان فلسطین تهران، امروز میعادگاه غیرت و ایثار بود
میدان فلسطین تهران، امروز میعادگاه غیرت و ایثار بود. مردم غیور بختیاری و قشقایی، با تمام وجود نشان دادند که راه سلیمانی همچنان پر رهرو است. پیرمردان با کلاه نمدی، دختران با دستبند سردار، زنان با لباسهای رنگارنگ لری و مردان با تفنگهای دشمنشکن، همگی آمده بودند تا بگویند: شهادت پایان راه نیست، بلکه آغاز جاودانگی است.خیابان فلسطین، از هر سو، شاهد حضور هزاران نفر از فرزندان این دیار بود؛ مردانی با صلابت کوهستان و زنانی با نجابت زلال چشمهساران، که همه آمده بودند تا بگویند: «سردار، ما تا ابد پاسدار راهت خواهیم بود.»
19:34 - 28 اردیبهشت 1405