فریاد نزن، مغز فرزندت از کار میافتد
«بنویس دیگه... چرا بِر و بِر منو نگاه میکنی؟»، «تو که دیروز عین بلبل همه اینها رو جواب میدادی، چرا الان گیج بازی درمیاری؟»، «دیوونم کردی...» شاید خودتان این جملات را گفته باشید یا دستکم کنار گوشتان خورده باشد. صحنه آشناست؛ یک میز تحریر، یک کودک گریان، یک والد کلافه. اما مشکل فقط درس نیست.
خبرگزاری فارس، چهارمحال و بختیاری| ساعت ۹ شب است. مادر کنار میز تحریر نشسته، پسر ۸ ساله مداد را گرفته، اما انگار دستش قفل شده. مادر نگاه میکند، نفس عمیق میکشد، اما تحملش تمام میشود. صدایش بلند میشود، کودک گریه میکند، مادر عصبانیتر میشود. بعد نوبت جمله معروف میرسد: «دیوونم کردی... به خدا سرمو میکوبم به دیوار». این صحنه، در هزاران خانه هر شب تکرار میشود. اما واقعیت تلخ این است که با هر فریاد، نه تنها درسی یاد داده نمیشود، بلکه مغز کودک به حالت «جنگ و گریز» میرود و توان یادگیری را از دست میدهد.«جنگ و گریز» در میز تحریرمغز انسان دو بخش اصلی دارد: «بخش هیجانی» که مسوول احساسات، ترس، خشم و واکنشهای سریع است و «بخش منطقی» که مسئول تحلیل، حل مسئله، یادآوری اطلاعات و تمرکز است. متخصصان علوم اعصاب میگویند این دو بخش به صورت موازی نمیتوانند فعالیت کنند. یعنی اگر بخش هیجانی به شدت فعال شود (مثلاً به دلیل ترس از فریاد پدر یا مادر)، بخش منطقی متوقف میشود یا شدیداً تضعیف میگردد.پس وقتی سر کودک فریاد میزنید، عملاً «کامپیوتر» ذهن او را خاموش کردهاید. او دیگر نمیتواند املای کلمات را به خاطر بیاورد، مسأله ریاضی حل کند یا شعری را که حفظ کرده، بخواند.جملات ممنوعه؛ کدام عبارات «قاتل اعتماد به نفس» هستند؟روانشناسان فهرستی از جملاتی که هرگز نباید هنگام مشق نوشتن به کودک گفت، تهیه کردهاند: «زود باش بنویس دیر شد»، «فقط نیم ساعت دیگه وقت داری»، «تمیز ننویسی معلمتون قبول نمیکنه»، «یعنی اینو هم نمیدونی؟»، «این چیه نوشتی؟ بذار پاکش کنم»، «بنویس دیگه... چرا بِر و بِر منو نگاه میکنی؟»، «تو که دیروز عین بلبل همه اینها رو جواب میدادی، چرا الان گیج بازی درمیاری؟»
این جملات نه تنها به درس کمک نمیکند، بلکه به تدریج عزت نفس و انگیزه کودک را تخریب میکند. او یاد میگیرد که برای انجام تکالیفش باید تحت فشار باشد، نه با اشتیاق.
نقش والدِ «حامی» به جای والدِ «بازجو»کارشناسان به والدین توصیه میکنند به جای نقش «بازجو و تنبیهکننده»، نقش «حامی و همدل» را ایفا کنند. در این مدل، پدر و مادر به جای اینکه بپرسند «چرا ننوشتی؟»، میپرسند «چه کمکی از دستم برمیآید؟». به جای تهدید به تنبیه، بر عواقب طبیعی (نه ساختگی) تکیه میکنند. به جای مقایسه با دیروز یا دیگران، روی «امروز» کودک تمرکز میکنند. و مهمتر از همه، به جای فریاد، سکوت و نفس عمیق را تمرین میکنند. این تغییر نقش، نیازمند تمرین و صبوری است، اما نتیجه آن، شبی آرام و کودکی با اعتماد به نفس خواهد بود.
۹ راهکار طلایی برای تبدیل «شب مشق» به «شب آرامش»روانشناسان حوزه کودک، مجموعهای از راهکارهای عملی را برای برخورد صحیح با مشق نوشتن فرزندان ارائه دادهاند. اولین و مهمترین اصل، ابراز محبت بیقید و شرط است؛ به کودک بفهمانید دوستش دارید، حتی اگر درسش را بلد نباشد. ارزش او به نمره و تکلیفش نیست. دوم، درک و همدلی است؛ به او بگویید «میدونم خستهای، منم وقتی بچه بودم از نوشتن خسته میشدم». سوم، گفتوگوی همدلانه و مسئلهمحور به جای سرزنش؛ بپرسید «از کجاش برات سخت شده؟». چهارم، اجازه تجربه و اشتباه دادن؛ بگذارید گاهی اشتباه کند، زیرا از اشتباهاتش یاد میگیرد، نه از تنبیه. پنجم، حق انتخاب دادن در نحوه انجام کارها؛ بپرسید «اول ریاضی مینویسی یا علوم؟». ششم، کمک و حمایت کافی و به اندازه؛ نه «بگیر بذار» کامل و نه «خودت باش» کامل؛ کمک کنید تا بتواند خودش انجام دهد. هفتم، تشویق و بازخورد برای تقویت احساس کفایت؛ به جای «خوب نوشتی» بگویید «امروز خیلی بیشتر از دیروز تمیز نوشتی». دیدن نقاط قوت؛ حتی در بدترین تکلیف، یک نکته مثبت پیدا کنید و آن را بگویید. نهم و مهمتر از همه، حفظ آرامش خودتان و پرهیز از رفتارهایی که ریشه ارزشمندی و عزت نفس کودک را میخشکاند.
محافظت نکنید؛ بگذارید پیامد انتخابهای اشتباه را ببیندیکی از اشتباهات رایج والدین، «محافظت بیش از حد» از کودک در برابر پیامدهای طبیعی انتخابهایش است.اگر کودک نخواهد تکلیفش را بنویسد، بگذارید فردا در مدرسه با پیامد آن (تذکر معلم، نمره کمتر) روبرو شود. البته این به معنای رها کردن نیست، بلکه یعنی «حمایت» را از «محافظت» جدا کنید. «حمایت» یعنی در کنارش باشید تا خودش بلند شود. «محافظت» یعنی برایش بلند شوید. اولی اعتماد به نفس میآورد، دومی وابستگی و درماندگی. کودک باید یاد بگیرد که انتخابهای او پیامدهایی دارد و این پیامدها، بهترین معلمان زندگی هستند.آرامش والدین؛ کلید اصلی موفقیت فرزندانشاید مهمترین نکته این باشد که اگر خودتان آرام نباشید، هیچ تکنیکی کار نمیکند. کودک ضربان قلب شما را حس میکند، لحن صدایتان را میشنود، تنش بدنتان را میبیند. اگر شما مضطرب باشید، او هم مضطرب میشود. اگر شما عصبانی باشید، او هم عصبانی میشود. اگر شما سرشار از استرس باشید، مغز او در حالت «جنگ و گریز» قفل میکند. پس اولین قدم برای یک «شب مشق» آرام، نفس عمیق خودتان است. یک لیوان آب بنوشید، چند قدم راه بروید، پنج دقیقه به خودتان فرصت دهید. بعد برگردید به میز تحریر. کودکی که والدینی آرام دارد، دنیای آرامتری هم خواهد داشت.فرزند شما تنبل نیست، بیسواد نیست، خنگ نیست. فقط پر از استرس است. استرسی که گاهی خودتان به او هدیه دادهاید.
مشق نوشتن، نباید به میدان جنگ تبدیل شود. پدر و مادر، نباید به بازجو و جلاد بدل شوند. مغز کودک، وقتی پر از ترس و استرس باشد، توان یادگیری را از دست میدهد. هیچ بچهای از روی تنبلی اشتباه نمینویسد؛ او از روی ترس، قفل میکند. از همین امشب، روش خود را عوض کنید. به جای فریاد، همدلی کنید. به جای تهدید، حمایت کنید. به جای مقایسه، نقاط قوت را ببینید. محبت بیقید و شرط را فراموش نکنید، حق انتخاب بدهید، اجازه اشتباه بدهید، و مهمتر از همه:، آرامش خود را حفظ کنید. چون اگر شما ناآرام باشید، او هرگز آرام نخواهد گرفت. این را به خاطر بسپارید، با هر فریاد، یک نمره کم نمیکنید؛ چیزی بدتر از نمره را میکشید، عزت نفس و انگیزه فرزندتان را.
09:50 - 24 اردیبهشت 1405