۳ نشانه خاموش که میگوید شما در «تله قربانی» گیر افتادهاید
«همه مقصرند جز من.» این جمله، خلاصه تلهای است که هزاران آدم در آن دست و پا میزنند. سه نشانه خاموش این تله را فاش میکند؛ زودرنجی شدید، توقع بیجا از دیگران و نشخوار فکری مداوم. غر زدن، تمام انرژی تغییر را میمکد.
خبرگزاری فارس، چهارمحال و بختیاری| فرض کنید یک خانم بعد از جدایی برگشته خانه پدری. هر روز غر میزند: «پدرم کمکم نمیکند، مادرم نمیفهمد، هیچکس نیست.» فکر میکند مشکلش پول و خانواده بیمهر است. اما در جلسات مشاوره، روانشناس به او نشان میدهد که مشکل اصلی چیز دیگری است؛ تله قربانی. او آنقدر در نقش «بیچارهی تنها» فرو رفته که فراموش کرده خودش هم میتواند کاری کند. نشانه اول؛ زودرنجی شدهایدکوچکترین حرف دیگران شما را به هم میریزد. یک نگاه ساده، یک پیشنهاد کاری معمولی، حتی یک تذکر دوستانه، همه چیز برایتان تبدیل میشود به حمله. چرا؟ چون اعتماد به نفس درونیتان آسیب دیده و مدام در حالت آمادهباش دفاعی به سر میبرید.یک پیشنهاد ساده کاری را برابر میگذارید با «تو بیارزشی». این زودرنجی، شما را از هر بازخورد مفیدی محروم میکند و کم کم همه از حرف زدن با شما خسته میشوند.نشانه دوم؛ توقع بیجا از دیگرانهمیشه منتظرید یک نفر دیگر بیاید و مشکلاتتان را حل کند. پدر، همسر، دولت، شانس، یک همکار مهربان یا حتی یک غریبهی اتفاقی. در ذهن شما، همیشه یک «ناجی مفروض» وجود دارد که دارد میآید تا همه چیز را درست کند. غافل از اینکه هیچکس قرار نیست بیاید.هر سال که میگذرد، همین انتظار شما را بیشتر خسته و ناامید میکند. چون ناجی نمیآید و شما سالهاست در یک ایستگاه خیالی منتظر ماندهاید.
نشخوار فکری و غر زدن مداوم
به جای اینکه بپرسید «با توجه به این شرایط سخت، قدم بعدی من چیست؟»، مدام میپرسید «چرا با من اینطور رفتار کردند؟». فرق این دو سوال، تمام مسیر زندگی شما را عوض میکند. سوال اول شما را به جلو میبرد، راه حل پیدا میکند و حرکت ایجاد میکند. سوال دوم شما را در باتلاق «گذشته و مقصر» نگه میدارد. غر زدن، مثل یک پمپ خلأ، تمام انرژی تغییر را میمکد و تهیتان میگذارد.رضا شمسیپور، روانشناس بالینی، در گفتوگو با خبرگزاری فارس تصریح کرد: تله قربانی از کودکی شکل میگیرد؛ جایی که کودک میبیند با نقش قربانی گرفتن، توجه و محبت بیشتری دریافت میکند. اما در بزرگسالی، همین الگو تبدیل به زنجیری میشود که رشد را متوقف میکند.وی افزود: فردی که در این تله افتاده، همیشه منتظر است دیگران شرایطش را تغییر دهند. راه خروج، پیدا کردن همین ترمزهای ذهنی در جلسات مشاوره است. وقتی تله را ببینی، نصف راه را رفتهای.افرادی که در تله قربانی میمانند، یک ویژگی مشترک دارند؛ همیشه دنبال مقصر میگردند، نه راه حل. هر اتفاق بدی که میافتد، سریع میگویند «به خاطر پدرم بود، به خاطر شرایط بود، به خاطر جامعه بود».تفاوت قربانی واقعی با کسی که در تله قربانی افتاده، در یک کلمه است: حرکت. اولی دنبال راهی برای بیرون آمدن است، دومی دنبال گردنکلفتی که بشود همه چیز را گردنش انداخت. ماندن در این تله، یعنی ماندن در همان نقطه برای همیشه.
از «چرا من؟» تا «حالا چه؟» فقط یک قدم استعوض کردن سوال. به جای «چرا با من این کار را کردند؟» بپرسید «الان چه کاری از دستم برمیآید؟»، دست برداشتن از انتظار ناجی. هیچکس قرار نیست بیاید و زندگی شما را نجات دهد، کم کردن غر زدن. هر بار که خواستید گله کنید، یک کار کوچک انجام دهید. بقیه مسیر را خودتان میتوانید بروید. فقط باید از امروز شروع کنید.
راه خروج از تله قربانی
اولین قدم برای خارج شدن از تله قربانی، شناخت و پذیرش این ذهنیت است. تا وقتی باور نداشته باشید در این تله افتادهاید، راهی هم برای خروج وجود ندارد. بعد از پذیرش، نوبت به افزایش مسوولیتپذیری میرسد؛ این که بپذیرید خودتان مسوول زندگیتان هستید و کسی قرار نیست بیاید نجاتتان دهد. همزمان باید گفتگوی درونی را تغییر دهید؛ افکار منفی را با جملات انگیزشی جایگزین کنید. سپس تمرکز بر زمان حال را یاد بگیرید و غرق گذشته نشوید. در کنار اینها، مهارتهای حل مسئله را در خودتان تقویت کنید تا هر مشکلی، یک راه حل پیدا کند.
راز آدمهایی که بعد از هر طوفان قویتر بلند میشوند
«چرا بعضیها خم میشوند اما نمیشکنند؟» این سوالی است که این روزها در جلسات مشاوره و حتی گفتوگوهای خانوادگی بارها تکرار میشود. برخلاف باور عمومی، تابآوری، تحمل کردن نیست؛ یعنی خم شدن، نشکستن و برگشتن به تنظیمات کارخانهای قویتر.
نمایش گزارش
08:55 - 8 اردیبهشت 1405