ابن عباس میگوید: فاطمه(س) هنگامی که در بستر بیماری بود به اسماء بنت عمیس فرمود: «نمیبینی که در چه موقعیت سختی هستم؟! هنگامی که از دنیا رفتم، جنازه مرا روی تابوتی که بدنم نمایان شود مگذار». اسماء گفت: نه، به خدا سوگند که این کار را نخواهم کرد ولی تابوتی مانند آنچه در کشور حبشه دیدم برای شما آماده میسازم. فاطمه(س) به وى فرمود: «پس نمونه آنرا به من نشان بده!». اسماء کسی را فرستاد تا از بازار شاخههاى تازه خرما آوردند. آنگاه آن تابوتى را که در حبشه دیده بود، ساخت و آن اوّلین تابوتى بود که به این کیفیت ساخته شد. فاطمه(س) پس از دیدن آن تابوت خندان شد و در مدت بیماری کسی غیر از این مورد حضرت را خندان ندیده بود...».در گزارش مشابهی چنین آمده است: حضرت فاطمه(س) به اسماء فرمود: «من این کار را ناپسند میشمارم که پارچهای روی جنازه زنان میاندازند؛ زیرا این پوشش کافی نیست و حجم و خصوصیات جنازه از روی آن مشخص است»، اسماء گفت: ای دختر رسول خدا! من تابوتی را در حبشه دیدم که اینگونه نیست و آنرا برای شما میسازم سپس فرستاد و شاخههای تازه خرما آوردند و تابوتی ساخت و پارچهای روی آن انداخت. حضرت فاطمه با دیدن آن فرمود: «چقدر این تابوت خوب است که جنازه در آن تشخیص داده نمیشود که آیا متعلق به زن و یا مرد است» منبع:کشف الغمة فی معرفة الأئمه