مادران شهید و آفرینش قدرت برای وطن

فاطمه طاهرخانی، استادیار علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی:در میان انبوه خبرهای مرتبط با جنگ رمضان، ویدیویی کوتاه را دیدم که در آن بانویی پرچم ایران را به دست گرفته و چشم انتظار رسیدن تابوت های فرزندان شهیدش است. همزمانی اندوه چشمان و تبسم لبان، تلاقی صلابت و وقار، سادگی گفتار و عمق معنای کلمات آن بانو، ذهنم را رها نمی کند. کلمات وجملات بی پیرایه اش که بدون لکنت بیان می شد، آرایه های ادبی نداشت اما به لحاظ دستوری منسجم بود که نشان می داد از عمق جانش برآمده اند. به نظرم آن گفت و گوی کوتاه، بیانیه ای غنی از معارف و آموزه های شیعی و ایرانی است و آن مادر، آن ها را زیسته است. به این می اندیشم که چگونه در این زمانه، چنین پدیده ای امکان ظهور می یابد؟ در زمانه ای که مخوف ترین افعال انسانی چون نسل کشی ملتی بی قدرت، بردگی جنسی اطفال و جنگ های غیرقانونی ابرقدرت دنیا به امور روزمره و طبیعی بدل شده اند، چگونه بستر لطیف "مادرانگی" می تواند زمینه ساز الوهی شدن دوباره انسان شود؟ و نیز چگونه "مادر" می تواند سیر انفسی به کربلا و شبیه شدن به زینب سلام الله را میسر سازد؟ همچنین چگونه "تفسیر مادرانه" از این جهان می تواند همنشینی عشق، ایمان، پرچم، هویت، تشیع، ایران، فرمانده، قدرت را ممکن سازد؟ و اساسا "مادرانگی" چگونه بستر تولید قدرت ملی برای یک کشور می گردد؟ به نظرم پاسخگویی به این پرسش ها تنها با رجوع به جهان نگری شیعه ایرانی امکان پذیراست زیرا که این پدیده تنها در این جهان نگریست که بروز یافته است.
در عرفان ایرانی ، "مادر" به دلیل کیفیت وجودی اش صاحب موقعیت ممتاز است نه تنها به دلیل نسب و زیست شناسی. در ایران قبل از اسلام مفهوم اسپندارمزد، از طریق ویژگی های مادرانه چون مهر، بخشش و آفرینش معنا می یافت و به مثابه مادرزمین فهم می شد و در ایران بعد از اسلام نیز مادرانگی صرفا حمل جنین و پرورش او بعد از پا گذاردن در این عالم محترم نبود بلکه چون وجود مادر محمل انفاس قدسیه حضرت حق بود، او صاحب مقام معنوی برشمرده می شد.در بدن مادر است که انسان صاحب روح می شود و روح بر او دمیده می شود؛ پس مادر واسطه قوس نزول انسان است.حق مادر بعد از آن شد کآن کريم کرد او را از جنين تو غريم صورتی کردت درون جسم او داد در حملش ورا آرام و خوسپس همان مادر روح زمینی شده او را چنان می پرورد که " احسن تقویم" شود و هنگامی که او به مقام شهادت می رسد، قوس صعود رخ می دهد. این تن برای او چون زندان می شود و به وطن اصیل خویش عالم انوار باز می گردد و مقرب نور الانوار می گردد. به واقع مادر مقامیست که یاریگر سفر روح انسان از نیستی و ظلمت به نور و شهادت می گردد.
همواره به پژوهش های مرتبط با مطالعات زنان و جنسیت بی علاقه بوده ام. وجوه مشترک انسانی بین زن و مرد را بسیار بیشتر از تفاوتهایشان می دانستم، اساسا قرارگرفتن زن به عنوان ابژه تحقیق را نیز، وهن زن می دیدم. اما آن بانوی رحیمه به من آموخت که اساسا اینجا بحث تفاوت تمایز میان زن و مرد و نیز تشخص بر مبنای جنسیت مطرح نیست، بلکه مساله یکتایی موقعیت مادر شهید است. مادر شهید، مادرزمین است که روح الهی دمیده شده در کالبد انسانی را چونان امانتی در بطن خود دریافت می نماید و سپس آن را چنان می پروراند که انسانی متعالی کمال خود را در حفظ خاک و فدا شدن برای آن می بیند. بعد از این تعالی است که او به ملکوت اعلی می پیوندد و به مقام شهادت می رسد و مادر شهید، اینچنین امانت الهی یا همان روح را به صاحب اصلی آن یعنی ذات حضرت حق تحویل می نماید. چنین مادرانگی دیگر صرفا موضوع مطالعه نیست بلکه خود او صاحب عاملیت تاریخیست.
14:06 - 15 فروردین 1405

4 واکنش
106٫6k بازدید