پر کشید تا آسمان را از آن خود کند....
خبر آمد که دوباره کوچهای در دیار ما، بوی بهشت گرفته است؛ کوچه ای در حطیطه که حالا عطرِ نام علیرضا بر دیوارهایش قاب شده است. شهید علیرضا زارعیثانی، جوانی از جنسِ آفتابِ کویرِ بردسکن، آنقدر آسمانی بود که زمین دیگر تابِ ماندنش را نداشت.او که چشمانش را به پیچیدگیهای الکترونیک پهپادهای
این سرزمین گره زده بود تا امنیتِ خوابِ کودکانِ این مرز و بوم تضمین شود، در نخستین ساعاتِ بامدادی که ستارهها شاهدِ ددمنشیِ دشمن بودند ردای سرخ شهادت را بر تن کرد. او در هفدهم تیرماه ۱۴۰۵، از مرزِ میانِ بودن و رفتن عبور کرد تا به سومین ستارهی درخشانِ آسمانِ شهادتِ شهرستان بردسکن بدل شود
علیرضای عزیز!تو که فرزندِ دیارِ حطیطهای، تو که در بهمنماه زاده شدی تا گرمای وجودت سرمای ناامیدی را از دلِ هموطنانت برباید، حالا در کجایِ عرش نشستهای؟ حتماً حالا که اینجایی، کنارِ سفرهی فضلِ پروردگار، به ما میخندی؛ به ما که اسیرِ خاکیم و تو که رها از قفسِ تن، بر بالِ فرشتگان تکیه زدهای.
علیرضای عزیز، راهت ادامه دارد. اگرچه امروز زمین سوگوارِ نبودنِ توست، اما آسمان در جشنِ ورودِ توست. شهادتت مبارک ای مسافرِ سحرگاهِ خونین.یاد و خاطرهات تا ابد در قلبِ تکتکِ مردمِ این دیارِ شهیدپرور باقی خواهد ماند.روحش شاد، یادش گرامی و راهش پررهرو باد.
19:29 - 17 تیر 1405