نوشتن این خاطرات خیلی اذیتم میکنه یادآوری عزیزانم باعث شده قلبم درد بگیره ولی ازخدا خواستم تا پایان گفتن خاطرات میثمم زنده باشم که یاد وخاطره شهیدم بازندگی پرازغصه و پرقصه اش به یادگار بماند .واما ادامه خاطراتم :روزها مشغول بازی تو کوچه بودیم وسرگرمی ما درست کردن وسایل گلی بود، ازصبح گل درست میکردی…نمایش بیشتر
