سناریوهای آینده جنگ تحمیلی سوم

مهمترین پیشران تعیین کننده در سناریوهای آینده، سفر ترامپ به چین است.البته پیشران های دیگری مثل فشار لابی صهیونیسم، اذهان داخلی آمریکا، فشار سیاسی کشورهای جهان و بخصوص کشورهای خلیج فارس، وجود دارد.قطعيت ها و عدم قطعيت ها مثل تحولات میدانی و اختلاف ایجاد شده بین سیاسیون و نظامیان آمریکا در تحقق این سناریوها موثرند.با توجه به پیشران ها و عدم قطعيت ها سه سناریو محتمل وجود دارد:سناریو اول: آغاز مجدد درگیری به شکلی دیگر و متفاوت تر از جنگ ۳۸ روزه است: این سناریو مطالبه نتانیاهو و (هگست) وزیر دفاع و (روبیو) وزیر امور خارجه آمریکا و تا حدودی داماد ترامپ (کوشنر) و نماینده ترامپ در امور خاورمیانه (ویتکاف) است.در این سناریو ترامپ بدنبال این است که عملیات "خشم حماسی را به خشم اجتماعی و خشم اقتصادی و خشم امنیتی" تبدیل کند و با ایجاد پیوند بین خشم اجتماعی، اقتصادی و امنیتی استراتژی فروپاشی از درون را اجرا و همزمان با یک تهاجم شدید و محدود در قالب "عملیات پتک سنگین"، استراتژی حمله از بیرون را اجرا کند. درواقع بدنبال تقاطع و پیوند معنادار بین "استراتژی فروپاشی از درون و حمله از بیرون" است.این الگوی جنگی "چهار شاخه اجتماعی- امنیتی- اقتصادی و نظامی" است که بصورت همزمان در پوشش شدید جنگ روایت‌ها و با ابزار فضای مجازی و عملیات سایبری انجام می‌شود.سناریو دوم: فرسایندگی و تهی سازی از درون است یعنی حفظ حالت نه آفند و نه پدافند است.برای فرسایش توان دفاعی نیروهای مسلح و فرسایش رفتاری مردم و فرسایش سیاسی و مدیریتی دولتمردان است.در این سناریو دشمن از طریق تداوم محاصره دریایی بدنبال اختلاف افکنی و دوقطبی سازی بین مردم و مسئولین سیاسی برای نیل به اهداف خود یعنی همان فروپاشی از درون است.
سناریو سوم: ایجاد وضعیت جدید و دست‌آوردسازی کاذب برای ترامپ از طریق "صلح تحمیلی جهانی" علیه ایران است.یکی از اهداف سفر ترامپ به چین این است که حمایت چین را برای آزادسازی تنگه هرمز جلب نماید. چین بخاطر روابط خوبی که با ایران دارد بستن تنگه هرمز و یا کنترل هوشمندانه آن را در کوتاه‌مدت می‌پذیرد اما در میان مدت و بلندمدت مخالف آن است.ترامپ بدنبال اجماع سازی جهانی برای فشار بر ایران در تنگه هرمز است. "نظامیان آمریکا موافق این سناریو هستند و معتقدند که ایران صلح تحمیلی آمریکایی را نمی‌پذیرد اما صلح تحمیلی جهانی را می‌پذیرد".در این سناریو ترامپ بدنبال استفاده از ظرفیت جهانی برای اعمال فشار بر ایران و تن دادن به مذاکره برای برون رفت از باتلاق جنگ فرسایشی است.این سناریو یک دستاوردسازی کاذب برای ترامپ ایجاد می‌کند تا آبرومندانه از این جنگ خارج شود.در این سناریو جامعه جهانی از ایران می‌خواهد که مسیر دست‌آورد سازی کاذب را هموار نماید تا هرچه زود‌تر این جنگ جهانی اقتصادی تمام شود. کشورهای جهان و سازمان ملل معتقد است که "جنگ تحمیلی سوم از حالت نظامی خارج شده و به جنگ جهانی اقتصادی" تبدیل شده است به همین دلیل جنگ از دوطرفه بودن خارج شده و جهان بازنده این جنگ است.باتوجه به موارد بالا به نظر می‌رسد محتمل‌ترین حالت، سناریوی سوم است.فتح‌الله کلانتری
11:07 - 23 اردیبهشت 1405

1 نقل قول4 واکنش
13٫6k بازدید




2 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌چلسی‌
@Chelsea23 اردیبهشت 1405
مکرون و استارمربا ناوشکن جنگی که به دریای سرخ اعزام کردند،این دو کشور به نمایندگی قدرتهای غربی با۴۰ملیت دیگر درپی تشکیل اعتلاف جهانی برای آزادسازی تنگه هستند،استارمرگفت ازدیپلماسی به عملیات نظامی درعمل برمیگردیم.زیردریایی هسته ای آلاسکا آمریکاهم در«گیبرالتور» پایگاه قلمرو انگلیس در جنوب اسپانیا است.

تصویر نمایه‌ی ‌چلسی‌
@Chelsea23 اردیبهشت 1405
در پاسخ به
چین و روسیه که در شورای امنیت رای ها را به نفع ایران وتو می‌کنند ، ترامپ دراین سفر در پی کسب موافقت چین در قطعنامه های شورای امنیت علیه ایران است. سناریوی سوم شما با این اتفاقات که اخیراً افتاده بیشتر همخوانی دارد.‌