فشاگری Daily Mail: پشت پرده تصمیمات به ظاهر شخصی ترامپ

کاخ سفید فرمان را در دست دارد، ولی همه نمی‌فهمندبر اساس گزارش تحلیلی Daily Mail، چنان‌که تنش‌ها میان واشنگتن و تهران به اوج خود رسیده، به‌رغم ظاهر شخصی تصمیمات ، نشانه‌ها حکایت از این دارد که بسیاری از آنچه به‌ظاهر «اقدامات شخصی» Donald Trump خوانده می‌شود، در حقیقت نتیجه فرایندهای پیچیده تصمیم‌سازی در White House و نهادهای امنیتی آمریکا است. به‌ویژه اعزام گسترده نیروهای نظامی و تجهیزات به منطقه خاورمیانه و تعیین ضرب‌الاجل‌های ظاهراً شخصی، بخشی از یک الگوی از پیش محاسبه‌شده است که کاخ سفید مدت‌ها روی آن کار کرده است .گزارش مشابهی در Washington Post اشاره می‌کند که ترامپ در مقاطعی حتی از پیش تعیین کرده بود تا در فاصله دو هفته تصمیم نهایی درباره حمله یا عدم حمله به ایران را بگیرد، اما این ضرب‌الاجل نیز در حقیقت بازتاب رقابت نظرات مشاوران و فشارهای سیاسی است، نه یک تصمیم خودسرانه تنها از سوی ترامپ.
اخ سفید: مرکز فرمان، نه تبلیغاتکاخ سفید، بر خلاف تصویر رسانه‌ای که اغلب بر شخصیت ترامپ متمرکز است، محل دست‌کم پنج لایه تصمیم‌ساز مهم در مسائل راهبردی است:شورای امنیت ملیپنتاگونجامعه اطلاعاتیوزارت خارجهحلقه مشاوران ارشداین نهادها، پیش از آنکه موضوع به رسانه‌ها برسد، سناریوهای احتمالی از مذاکرات دیپلماتیک تا گزینه‌های نظامی را بررسی و ارزیابی می‌کنند. سپس این گزینه‌ها در قالب «ضرب‌الاجل ۱۰ روزه» یا فرصت دو هفته‌ای به‌ظاهر «تصمیم شخصی ترامپ» تبدیل می‌شوند تا نفوذ داخلی و بین‌المللی آمریکا را مدیریت کنند .بنا بر گزارش دیلی میل ترامپ آخرین‌بار تابستان گذشته دستور حمله به ایران را صادر کرده بود. در ۱۹ ژوئن، کاخ سفید یک بازه دو هفته‌ای برای تصمیم‌گیری میان ادامه مذاکرات یا اقدام نظامی تعیین کرده بود. سه روز بعد، او عملیات «چکش نیمه‌شب» را آغاز کرد که طی آن نیروی هوایی و نیروی دریایی آمریکا سه تأسیسات هسته‌ای ایران را هدف قرار دادند.ترامپ بارها گفته می‌خواهد رئیس‌جمهوری باشد که به جنگ‌ها پایان می‌دهد، اما نشست هیئت تازه‌تأسیس در حالی برگزار شد که ارتش آمریکا در هفته‌های اخیر به‌طور چشمگیری حضور هوایی و دریایی خود را در خاورمیانه افزایش داده است.ارتباط تعرفه‌ها و جنگبنا بر گزارش دیلی میل رأی دیوان عالی علیه تعرفه‌ها به‌عنوان ضربه‌ای سیاسی به مهم‌ترین سیاست اقتصادی دوره دوم ترامپ محسوب می گردد. بنا برتحلیل «ویلبر راس» نیز، ترامپ ممکن است نتواند «این شکست» را بپذیرد و سپس در قبال ایران عقب‌نشینی کند. احتمال تأثیر خشم ناشی از رأی دادگاه بر تصمیم‌گیری درباره اقدام نظامی علیه ایران قابل پیش بینی بود.
در این گزارش به صورت غیر آشکار عنوان شده است که این کاخ سفید است که در پوشش رای های دیوان عالی آمریکا، فراهم آوردن شرایط نظامی، ایجاد مهلت برای تصمیم گیری تصمیمات را برای ترامپ می سازد.تلاش ترامپ برای نشان دادن اقتدار اجرایی از طریق اعمال تعرفه جدید پس از محدود شدن توسط دیوان عالی با شکست مواجه شده است و هم‌زمانی بحران داخلی (شکست قضایی در سیاست تجاری) با افزایش تنش خارجی (گزینه حمله به ایران) از جمله اقداماتی است که نه توسط تیم ترامپ بلکه در کاخ سفید گرفته شده است.این واقعیت است که رئیس‌جمهور در نهایت نقش فرمانده را ایفا می‌کند، اما گزینه‌ها و مسیرهای قابل انتخاب پیش از او توسط نهادهای قدرتمند دیگر چیده شده‌اند.تهران یا تل‌آویو؟ وقتی گزینه نظامی را رسانه پیش‌شرطی می‌کنددر گزارش‌ها دیده شده که تهدید به بمباران ایران یا گزینه حملات «هدفمند و محدود» بیش از اینکه نتیجه شعله‌ور شدن شخصی ترامپ باشد، بازتاب فشار گسترده رسانه هایی که بیشتر آنها در دست لابی های رسانه ای، جامعه امنیتی است و این نکات در کنار هم‌پوشانی با دیدگاه‌های متحدان منطقه‌ای مثل اسرائیل دلیلی دیگری است که تصمیمات نه توسط ترامپ یا هر ریاست جمهور دیگری گرفته می شود بلکه این تصمیمات به موازات اثرات لابی ها و اندیشکده هایی است که به مقامات کاخ سفید مشاوره می دهند یا برای انها تصمیم سازی می نمایند.از جمله نشانه‌های واضحِ این همراستایی می‌توان به گزارش‌هایی اشاره کرد که در آن تل‌آویو خواستار بمباران تأسیسات حساس هسته‌ای در ایران است، چیزی که به نوبه خود نشان می‌دهد اثرات متحدان در پشت صحنه سیاست آمریکا چه جایگاهی دارد.

ترامپ و حقایق رسانه‌ای: «نمایش تصمیم» به جای «تصمیم‌سازی»

در رسانه‌های برجسته هم انعکاس این واقعیت دیده می‌شود که ترامپ گفته است تصمیم نهایی درباره حمله به ایران هنوز اتخاذ نشده است، حتی وقتی او تهدیدهای علنی کرده است . این تناقض رسانه‌ای، زمانی افشا می‌شود که پیام‌های رسمی کاخ سفید کنار تحولات واقعی در «سالن وضعیت» (Situation Room) قرار گیرد. این همان نقطه‌ای است که واگذاری تصمیم به نهادهای پشت پرده را نه یک توهم، بلکه یک واقعیت سیاسی و اطلاعاتی می‌کند.در تحلیل سیاست خارجی آمریکا، موضوع نفوذ لابی‌های قدرتمند خارج از دولت به‌ویژه لابی‌های صهیونیستی، سال‌هاست که توسط محققان و اساتید علوم سیاسی بررسی شده است. در کتاب مشهور «لالبی اسرائیل و سیاست خارجی آمریکا» آمده که گروه‌های ذی‌نفوذ در واشنگتن توانسته‌اند بر سیاست‌های دولت‌ها تأثیر بگذارند و جهت‌گیری‌های کلان را شکل دهند .این لابی تحت سازمان‌هایی مانند کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل (AIPAC) و گروه‌های مسیحی حامی اسرائیل به‌طور مؤثر در دوره‌های مختلف تلاش کرده‌اند تا سیاست‌های آمریکا را در راستای منافع اسرائیل تنظیم کنند، حتی اگر این سیاست‌ها با منافع منطقه‌ای یا بین‌المللی دیگر هم‌پوشانی نداشته باشد .بر اساس تحلیل‌های متعدد، این گروه‌های فشار در مواردی توانسته‌اند نه فقط در بحث تحریم‌ها بلکه در شکل‌دهی برخوردهای امنیتی و نظامی آمریکا با ایران، لبنان و به ویژه جبهه ی مقاومت، دیگر کشورهای منطقه نیز نقش داشته باشند، قطعا که این تأثیر لزوماً به‌صورت خطی و مستقیم نیست، بلکه از طریق کانال‌های رسانه‌ای، سیاسی، لابی های نفوذ، اندیشکده ها و ماجراهایی مانند اپستین نمود پیدا می‌کند .
در نتیجه این پرسش که «آیا تصمیم‌ها واقعاً دست ترامپ است؟» باید دوباره بازنویسی شود:نه فقط ترامپ، بلکه شبکه‌ای از نهادها، لابی‌ها و بازیگران خارجی هستند که در شکل‌دهی سیاست خارجی آمریکا نقش دارند — و گاه حتی اهداف خود را از سیاست‌گذاری عمومی پنهان می‌کنند.آنچه Daily Mail در گزارش خود به‌ظاهر درباره تصمیمات شخصی ترامپ نوشته، تنها نیمه اولِ داستان است. واقعیت دوم — شاید مهم‌تر — این است که این تصمیمات، اعم از تهدید به حمله، تعیین ضرب‌الاجل، تا تعیین زمان تصمیم‌گیری، همگی در چارچوب ساختارهای نهادی و شبکه‌های نفوذ در کاخ سفید، پنتاگون و لابی‌های ذی‌نفع انجام می‌شود. تصمیمات به‌ظاهر فردی، در حقیقت نتیجه تعامل میان نهادهای قدرت، فشارهای رسانه‌ای و منافع متحدان راهبردی مثل اسرائیل است که سازوکار پیچیده‌تر و قدرتمندتری پشت پرده آمریکا شکل داده است.ن اقدامات نه تنها توان عملیاتی آمریکا را در منطقه افزایش داده بلکه با یک الگوی هدفمند فشار روانی، سعی در تأثیرگذاری بر رفتار حکومت ایران دارد. کارشناسان امنیتی معتقدند که این حملات محدود و تهدیدها، همزمان با تشدید اعتراضات داخلی در ایران، ممکن است به شکل ابزار فشار غیرمستقیم علیه تهران عمل کرده باشد، به‌ویژه که برخی منابع خبری غربی نیز به صراحت اشاره کرده‌اند این اعتراضات ممکن است از طریق نفوذ اطلاعاتی و رسانه‌ای کاخ سفید حمایت شده یا به نحوی هدایت شده باشند (Washington Post, 18 June 2025

نمایش دیپلماسی در عین آمادگی برای جنگ

تهران بایست در عین مذاکرات هسته‌ای و دیپلماسی رسمی را با هدف تقابل با عملیات روانی ضد ایرانی مدیریت هم جهت کند، همزمان با آماده‌باش کامل نظامی در نقاط حساس مانند تنگه هرمز، باب المندب و در کنار متحدانش را آماده باش نگاه دارد.حرکت‌های پیش‌دستانه و بازدارندهرزمایش‌های مشترک با روسیه در دریای عمان و خلیج فارس نمونه‌ای از اقدامات پیش‌دستانه هستند (Daily Mail, 19 June 2025تقویت دفاع موشکی و تمرینات ضد نفوذ در مناطق کلیدی می‌تواند امکان عملیات محدود آمریکا را کاهش دهد و هزینه حمله را افزایش دهد.در لبنان و سوریه، ایران می‌تواند حمایت از گروه‌های متحد را افزایش دهد تا تعادل قدرت منطقه‌ای به نفع خود حفظ نماید. این حمایت ها بایست با دیپلماسی پنهان به گونه ای افزایش یابد که در صورت بروز جنگ مناطق مذبور بزرگترین نقاط آسیب پذیری برای متحدان آمریکا باشند. این اقدامات همچنین به‌عنوان اهرم فشار در مذاکرات احتمالی با آمریکا و متحدان منطقه‌ای عمل می‌کند.عملیات اطلاعاتی و سایبری می‌تواند به عنوان ابزار غیرمستقیم فشار بر تحرکات آمریکا و اسرائیل عمل کند. جمع‌آوری داده‌های امنیتی و رصد تحرکات نیروی های آمریکا در خلیج فارس، اسرائیل در منطقه ، انگلستان در جنوب خلیج فارس می‌تواند امکان واکنش سریع را برای ایران فراهم کند.هماهنگی با متحدان منطقه‌ای و بین‌المللی برای مدیریت بحران و کاهش احتمال سوءتفاهم‌های استراتژیک از جمله ی این اقدامات است. شبیه‌سازی سناریوهای جنگ محدود و تمرین واکنش سریع در مناطق مرزی بدون افشاء اطلاعاتی از جمله ی اقدامات تکمیلی است.
- اثر بر امنیت خطوط کشتیرانی: هرگونه اقدام نظامی یا رزمایش در تنگه هرمز، موجب افزایش خطر برای نفتکش‌ها و تجارت دریایی جهانی می‌شود.- تقویت شبکه‌های نیابتی ایران: افزایش حمایت از حزب‌الله، حوثی‌ها و نیروهای شبه‌نظامی در عراق و سوریه، احتمال عملیات نامتقارن را بالا می‌برد.- تشدید بحران سیاسی داخلی آمریکا: ضربه به سیاست‌های تعرفه‌ای و فشار رسانه‌ای می‌تواند باعث تصمیم‌گیری‌های سریع و محدود ترامپ شود که به نوبه خود منطقه را در معرض ناامنی قرار می‌دهد.- پتانسیل واکنش‌های پیش‌دستانه ایران: رزمایش‌ها، حملات سایبری و تهدید به بستن تنگه هرمز می‌تواند هزینه‌های نظامی برای آمریکا را افزایش دهد و استراتژی بازدارندگی را فعال کند.
23:59 - 2 اسفند 1404

497 بازدید