جنگ ادامه دارد- 636 روز شمار جنگ در اسرائیل
در حالی که اسرائیل پس از نبرد ۱۲ روزه با ایران، با حجم انبوهی از بیانیهها و آمارهای دقیق در تلاش برای اثبات پیروزی خود است، با نگاهی از زاویهٔ دیگر و منطقی نشان میدهد این تلاش بیش از آنکه مبتنی بر واقعیت و قطعیت باشد، روایتی مهندسیشده از جنگی فرسایشی، پرهزینه و پرمخاطره برای اسرائیل بوده است.وزارت دفاع اسرائیل در روز ۱۱ تیر، هشت روز پس از توقف آتشبس، بیانیهای منتشر کرد که در آن ادعا شد از مجموع ۵۵۰ موشک بالستیکی که از سوی ایران شلیک شد، ۸۶ درصد و از حدود ۱۰۰۰ پهپاد، ۹۹ درصد توسط سامانههای پدافندی اسرائیل و شرکای غربیاش رهگیری شدهاند.در ادامهٔ این گزارش، اعلام شد که فقط ۳۱ موشک به خاک اسرائیل اصابت کردهاند و با این وجود وزارت دفاع اسرائیل در بیانه ای رسمی اعتراف نمود دو مورد از این اصابتها «پرخسارت» بودهاند:اصابت ها به پالایشگاه حیفا که آن را برای چند روز به شکل کامل از کار انداخت عبارت دقیق :اصابت مستقیم به یک تأسیسات صنعتی حساس در محدوده پالایشگاه نفت حیفا رخ داده است.»اصابتها به موشک به مؤسسه علمی وایزمن که از عبارت «منهدم» شدن استفاده شده ست. پیرو این گزارش تأیید شد که چندین ساختمان در محوطه آن نیز هدف قرار گرفتند…Kikar, Ynet و Calcalistاز سوی دیگر، وزارت دفاع اسرائیل در این گزارش تاکید دارد که توانسته است از بروز خساراتی معادل ۱۵ تا ۲۱ میلیارد دلار جلوگیری نماید؛ خساراتی که میتوانست در صورت عدم عملکرد موفق سامانههای پدافندی، به اسرائیل وارد شود. همچنین اعلام شد که ماهوارههای اسرائیلی در طول ۱۲ روز جنگ، بیش از ۱۲ هزار تصویر از خاک ایران تهیه کردهاند که هزینه های آن هنوز برآورد نشده است.
۱۴٪ از ۵۵۰ موشک ایران معادل ۷۷ موشک اصابت کرده است نه ۳۱ موشک
و اعلام شده که پهپادهای هجومی نیز به بیش از ۵۰۰ هدف در عمق ایران حمله بردهاند؛ حملاتی که، موجب کشته شدن دهها فرمانده سپاه، از جمله فرمانده کل، و همچنین ۹ دانشمند هستهای شده است.با نگاهی از زاویهٔ منطق هوشمند، این حجم از جزئیات، به جای اثبات قدرت، میتواند نشانه ای از نیاز شدید اسرائیل به ترمیم وجههٔ راهبردی خود باشد. اگر پیروزی قاطع و بیابهامی بهدست آمده بود، چه نیازی به انتشار چنین روایتی پرآذین و دقیق وجود دارد؟ و چرا هنوز تیتر مجله ی تایم اسرائیل روز شمار جنگ و بحران را هنوز بر نداشته است؟۱. اغراق در رهگیری؛ واقعیت یا بازنویسی آماری؟ادعای رهگیری ۸۶٪ موشکها و ۹۹٪ پهپادها در حالی مطرح میشود که تنها ۳۱ موشک به خاک اسرائیل اصابت کردهاند؛ عددی که با نسبت ۱۴٪ موشکهای عبور کرده همخوانی ندارد. این دوگانگی آماری، تردیدهایی را نسبت به صحت یا شفافیت دادههای منتشرشده ایجاد میکند.معنی آن چیست انقدر دروغ گفته اند که حتی در ارائه ی امار نیز اشتباه نموده اند:چون اگر ۱۴٪ از ۵۵۰ موشک واقعاً به هدف خورده باشد، باید ۷۷ موشک اصابت کرده باشد، نه ۳۱ موشک.این تفاوت عجیب بهخاطر دو چیز است: میزان رهگیری را بیش از حد اعلام کردهاند، یا میزان خسارت را کمتر از واقعیت نشان می دهند. با این وجود نیز در بیانیه آمده است که دو موشک بسیار پر «پرخسارت» بودند، پالایشگاه حیفا و مؤسسه وایزمن این دو هدف، نقاطی بسیار حیاتی و زیرساختی برای اسرائیل بوده اند که میزان خسارت های وارد شده غیر قابل انکار است. اگر فقط دو موشک تا این حد خسارتزا بودند، چطور رهگیری بقیه از بروز ۷ برابر خسارات بیشتر جلوگیری کرده؟خسارت ها چه میزان بوده اند؟
وزارت دفاع اسرائیل خواستار ترمیم کسری بودجه ۶۰ میلیارد شکل است
حال بنا بر همان آمار که اثبات می کند ۷۷ موشک ایرانی به صورت مستقیم به اهداف حیاتی اثابت نموده اند، یعنی اسرائیل بنا بر تحلیل های اماری در ارائه ی میزان خسارات وارد شده از جنگ 59.7 درصد میزان خسارات وارده را پنهان داشته است.این رویکرد در ۰ ۷ سال اشغال سرزمین فلسطین وجود داشته است به عنوان مثال کل خسارت واقعی به خود اسرائیل در جنگ ۳۳ روزه حدوداً ۱۴ برابر بیشتر از عدد اعلام شده در زمان جنگ بود.بنا بر محاسبات دقیق مبتنی بر آمار رسمی منابع حاکمیتی اسرائیل با وجود تمام کمک های بین المللی وصندوق های حمایتی از اسرائیل در ۲۰ سال گذشته، تنها بین حدود ۵٪ تا نهایتهاً ۲۰٪ از خسارتهای واقعی شناساییشده یا ادعاشده به خسارت دیدگان پرداخت شدهاند. این نوع ارائه اطلاعات، آن هم از سوی وزارت دفاع اسرائیل بیشتر به ابزار فشار سیاسی و بودجهطلبی شبیه است تا گزارهای محکم بر پایه دادههای دقیق و مستقل، هدف احتمالی آن نیز جلب حمایت برای تصویب بودجه سرسامآور است.– کسری بودجه ای سرسام آور که گزارشهای تفاضلی بین CBS و وزارت دارایی اسرائیل کسری واقعی را بالاتر نشان میدهند.– بیسروصدا، وزارت دفاع خواستار افزایش بودجه ۶۰ میلیارد شکل شد.– این بیان "جلوگیری از خسارت چند برابر" میتواند ابزار «جنگ روانی» برای تصویب بودجه دفاعی بزرگتر باشد– دستاوردهایی بیشتر رسانهای و کمتر واقعی ۲. تأکید بر تکنولوژی؛ جای خالی انسان در معادله جنگانتشار گسترده اطلاعات دربارهٔ نقش هوش مصنوعی، سامانههای آمریکایی مانند تاد و ایجیس، و همچنین ماهوارههای اوفک در این نبرد، میتواند نشاندهندهٔ تلاش برای نشان دادن کاهش نقش نیروی انسانی و جلوگیری از تلفات باشد.
اعتراف در جهت امید بخشی و مهار ترس جامعه ی اسرائیل از تلفات انسانی
اما در منطق نظامی، این نوع تأکید افراطی بر فناوری، میتواند نشانهای از «ترس عمیق از جنگ فرسایشی و درگیری انسانی گسترده» باشد؛ ترسی که بهویژه در جامعه اسرائیلی با حساسیتهای بالا نسبت به تلفات غیرنظامی معنا پیدا میکند.درگیری و ایجاد تلفات بیشتر انسانی در جامعه ی اسرائیل این رژیم را متلاشی خواهد نمود به همین دلیل نیز اعتراف به ایجاد خسارت های مالی برای وزارت دفاع اسرائیل نوعی امید بخشی و مهار ترس جامعه ی اسرائیل از تلفات انسانی است. ۳. تحلیل شکاف روایتی میان اسرائیل و منابع بیطرفدر پی حملات ادعاشده اسرائیل به بیش از ۵۰۰ هدف در خاک ایران، همچنان هیچگونه تأیید مستقل و معتبری از سوی منابع بیطرف بینالمللی(مانند آژانس بینالمللی انرژی اتمی، دیدهبانان حقوق بشر، یا رسانههای بیطرف بینالمللی) منتشر نشده است. روایت رسمی اسرائیل از سطح عملیات به حوزه تکنولوژیک محدود بوده و فاقد اثرگذاری راهبردی بلندمدت است.با وجود آنکه نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، و برخی مقامات کابینهاش از "پیروزی" در مقابله با حماس، حزبالله، سوریه و حتی ایران سخن میگویند، رسانههای وابسته به دولت او—از جمله تایم اسرائیل—همچنان بر ادامه بحران و آمادگی برای "جنگهای بعدی" تأکید دارند.تحلیلگران بر این باورند که این دوگانگی روایتی (ادعای پیروزی در کنار آمادهباش دائمی) بیش از آنکه از دستاوردهای واقعی نظامی نشئت گیرد، نشاندهنده وضعیت ناپایدار امنیتی و شکنندگی در جبهههای مختلف برای اسرائیل است. چنین شکافی میان ادعای پیروزی و ضرورت تداوم آمادگی جنگی، درواقع میتواند بیانگر آن باشد که اهداف راهبردی اعلامشده هنوز محقق نشدهاند یا حتی آسیبپذیریهای جدیدی در پی درگیریها ایجاد شده است.
افزایش حمایت غرب از اسرائیل نشان از نزدیک بودن فروپاشی اسرائیل
۴.تحلیلی بر مشارکتهای خارجی اسرائیل در آخرین درگیریهابا وجود تأکید مقامات اسرائیلی بر استقلال راهبردی این رژیم، نوع تعامل و سطح همکاری نظامی گسترده با کشورهای غربی، بهویژه ایالات متحده، حاکی از وابستگی عملیاتی قابلتوجهی است.در جریان درگیریهای اخیر، اسرائیل با همراهی قدرتهایی مانند آمریکا، بریتانیا، فرانسه، آلمان، ایتالیا و همچنین برخی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، تلاش کرد موقعیت خود را تثبیت کند. با این حال، این مشارکت گسترده نهتنها به معنای اقتدار منطقهای نبود، بلکه نشان داد اسرائیل در مدیریت نبرد بدون پشتیبانی تمامعیار خارجی ناتوان است.تحلیلگران امنیتی معتقدند که این ائتلافها بیش از آنکه نشانه قدرت باشند، نشاندهندهی شرایط بحرانی اسرائیلاند. به گفته آنها، دولت اسرائیل تلاش دارد با برجستهسازی اتحادهای نظامی و بینالمللی، ضعفهای داخلی و تهدیدات گسترده در مرزهای خود را پنهان کند.تهدیدهای همزمان و افزایش نیاز به حمایت خارجی:دولت اسرائیل که در دو سال اخیر از سوی حماس در غزه آسیب جدی دیده، نسبت به قدرتگیری حزبالله در مرزهای شمالی نگران است. همزمان، تهدیدات ناشی از محور مقاومت در سوریه نیز همچنان بهطور کامل مهار نشده و مدیریت آن به کمک غرب صورت میگیرد.از سوی دیگر، سایه جنگ احتمالی با ایران بهعنوان تهدیدی راهبردی، بر تمام تحولات اخیر سنگینی میکند؛ تهدیدی که به گفته ناظران، تلآویو هنوز توان تقابل مستقیم با آن را ندارد.در فضای داخلی اسرائیل،به نتانیاهو برای مشارکت دونالد ترامپ در جنگ به عنوان منجی نگریسته می شود. تحلیلگران این تلاش را نوعی امید به احیای حمایت آمربکا ارزیابی می کنند که موقتا از فروپاشی افکار عمومی و تنهایی این رژیم جلوگیری نموده.
کسی فریاد میزند «من تنها نیستم»، شاید بیش از همه از تنهایی میترسد؟
جنگ اخیر اگرچه کوتاهمدت بود، اما موارد بسیاری را نشان داد:برای نخستینبار، اسرائیل با حجم گستردهای از حملات غیرمستقیم از سوی کشور منطقهای مواجه شد، و علیرغم حمایت گستردهٔ قدرتهای جهانی، از خسارت در امان نماند.در منطق جنگهای کلاسیک، چنین سطحی از حمایت بینالمللی معمولاً باید منجر به فروپاشی یا تغییر رفتار طرف مقابل شود. اما در اینجا، جمهوری اسلامی ایران هنوز اعلام کرده که از «تمام ظرفیتهای خود استفاده نکرده است».این ائتلافها، بهجای آنکه بازتابی از اقتدار اسرائیل باشند، بیشتر شبیه به پیمانهای اضطراریِ یک رژیم درگیر با بحران مزمن بقا هستند؛ رژیمی که تلاش میکند با تبلیغ اتحادهایش، زخمهای عمیقش را پنهان کند. اما چه کسی است که نداند وقتی کسی فریاد میزند «من تنها نیستم»، شاید بیش از همه از تنهایی میترسد؟۵. تلفات انسانیاگرچه مقامات رسمی اسرائیل در بیانیههای عمومی خود تنها به کشته شدن ۲۸ غیرنظامی اشاره کردهاند، اما تحلیل دقیقتر دادهها و مقایسه آن با موارد پیشین نشان میدهد که ممکن است این آمار، بهطور قابل توجهی کمتر از واقعیت باشد.محاسبه تطبیقی:اگر آمار رسمی ۲۸ کشته را با همین الگوی اختلاف بررسی کنیم:آمار واقعی= ۱−۰.۶/ ۲۸ = ۰.۴ /۲۸ =۷۰یعنی میتوان بر اساس آمار رسمی رژیم تخمین زد که دستکم ۷۰ نفر کشته واقعی در جریان درگیریها وجود داشته است. این عدد با برخی گزارشهای منتشرشده از منابع منتقد درون اسرائیل و گزارشهایی از اندیشکدههایی نزدیک به احزاب مخالف نتانیاهو مطابقت دارد؛ از جمله گزارش منتشرشده در روزنامه هاآرتص که به صورت ضمنی به کتمان آمار تلفات و فشارهای سیاسی برای کاهش بار روانی بر افکار عمومی اشاره کرده است.
اسرائیل تا حدود ۱۰ برابر تلفات واقعی را پنهان می نماید
در گزارشی که در هاآرتص در خرداد ۱۴۰۳ (می ۲۰۲۵) منتشر شد، یکی از تحلیل گران امنیتی اسرائیل عنوان کرده بود که: "دولت برای حفظ روحیه عمومی و جلوگیری از افزایش انتقادات داخلی، بهطور سیستماتیک از اعلام آمار دقیق خسارات انسانی و مالی خودداری کرده است، بهویژه در مورد تلفات غیرمستقیم و پس از حملات."برآورد آمارهای غیررسمی:بر اساس برخی برآوردهای مستقل، تعداد کشتهها تا ۷۷ نفر گزارش شده و در برخی منابع دیگر، تلفات کلی انسانی (بجز مجروحان و آسیبدیدگان روانی)تعداد کشتهشدگان در محدودهی ۲۷۰ تا ۲۸۰ نفر تخمین زده شده است. این آمار در حالی ارائه میشود که اسرائیل یکی از مجهزترین زیرساختهای پدافندی و پناهگاهی را داراست.با این حساب، نسبت آمار واقعی به آمار اعلامشده به حدود:۲۷۸ ÷ ۲۸ = ۹.۹یعنی اسرائیل ممکن است تا حدود ۱۰ برابر تلفات واقعی را پنهان کرده باشد این موضوع برای متحدان غربی این رژیم نیز دارای پیامدهای امنیتی و رسانهای قابلتوجهی است.همچنین در جنگ ۱۲ روزه اخیر، بیش از ۳۸۰ هزار نفر از شهرکنشینان، ساکنان مناطق شمالی و جنوبی سرزمینهای اشغالی، بهطور موقت یا دائم آواره شدند. بسیاری از آنان از بازگشت به منازل خود خودداری کردهاند. در گزارشهای هاآرتص و تایمز آو اسرائیل آمده است که دولت هنوز توان بازاسکان کامل این افراد را نداشته است و حتی در برخی مناطق، زیرساختها به حالت عادی بازنگشتهاند.بنابر این واقعیات کارشناسان هشدار میدهند که پایان درگیری لزوماً به معنای پایان تهدید نیست. چهبسا مرحله واقعی جنگ، پس از خاموش شدن صدای سلاحها آغاز شود.
غرب نمی خواهد اسرائیل با سروصدا سقوط کند
هشدار اندیشکدههای آمریکایی نسبت به بحران ساختاری در اسرائیلپیش از آغاز درگیریهای اخیر، شماری از نهادهای معتبر آمریکایی نسبت به حول سه محور اصلی «تضعیف نهادهای دموکراتیک، افت توان دفاعی، و پیامدهای اقتصادی بلندمدت» که بحرانهای ساختاری در اسرائیل اند هشدار داده بودند. این نگرانی ها یعنی غرب نمی خواهد اسرائیل با سروصدا سقوط کند.نگرانی از فروپاشی تدریجی نهادهاتحلیلگران مؤسسه سیاست خاورمیانه (INSS)، از جمله عاموس یادلین، مانیول تراجتنبرگ، اودی دکل، میر الران و آریل هایمان، در واکنش به طرحهای اصلاحات قضایی در سال ۲۰۲۳ هشدار دادند که این اصلاحات باعث تضعیف نهادهای دموکراتیک شده و در نتیجه توان اسرائیل برای مقابله با تهدیدات خارجی، روابط با ایالات متحده، و تعاملات اقتصادی جهانی آسیب دیده است. آنان از «فروپاشی آرام ساختارها» یاد کردند که میتواند به شکل خاموش اما مؤثر، بنیانهای امنیتی و اقتصادی اسرائیل را متزلزل کند.نامه هشدارآمیز JINSA به کاخ سفیددر ۲۰ مارس ۲۰۲۳، اندیشکده محافظهکار Jewish Institute for National Security of America (JINSA) در نامهای سرگشاده خطاب به کاخ سفید و کنگره — که به امضای ۴۴ ژنرال و دریادار بازنشسته آمریکایی رسیده بود — خواستار تأمین فوری تسلیحات پیشرفته برای اسرائیل شد. این درخواست، که بهطور تلویحی به ضعف توان دفاعی اسرائیل در سایه بحرانهای داخلی اشاره داشت، همزمان با انتشار گزارش محرمانه INSS درباره فروپاشی ساختارهای اسرائیل منتشر شد. هشدارهای اقتصادی: از کاهش رشد تا فرار سرمایهدر فوریه ۲۰۲۳، گروهی متشکل از ۵۶ اقتصاددان برجسته آمریکایی در بیانیهای مشترک هشدار دادند که بیثباتی سیاسی
اسرائیل «بزرگترین ناو هواپیمابر بالقوه» آمریکا در غرب آسیا
و تضعیف حاکمیت قانون میتواند منجر به افت رشد اقتصادی، کاهش سرمایهگذاری خارجی (FDI)، و نوسانات شدید ارزش شِکِل شود.افزون بر این، مؤسسات مالی بینالمللی مانند JPMorgan، HSBC وGoldman Sachs نیز نسبت به کاهش رتبه اعتباری اسرائیل و کاهش اعتماد سرمایهگذاران خارجی در نتیجه تنشهای سیاسی و قضایی هشدار دادهاند.جان میرزهایمر استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو، از چهرههای برجسته مکتب واقعگرایی در روابط بینالملل، او در کتابها و مصاحبه های متعددی درباره سیاست خارجی آمریکا، نقش لابی اسرائیل، و چشماندازهای امنیتی در خاورمیانه سخن گفته است. جان میرزهایمر در مصاحبهای با تام سوویتزر ( تحلیلگر و مجری رسانهای Executive Director و پژوهشگر ارشد درCIS و اندیشکدهٔ لیبرال-کلاسیک ) اشاره کرده که غرب بویژه آمریکا تمایل دارد اسرائیل همچنان پابرجا باشد: زیرا فروپاشی اسرائیل برای منافع ژئوپلیتیک غرب خطر ایجاد خواهد کرد.خلاصه تحلیل او:- ناتوانی اسرائیل در رسیدن به راهحل سیاسی پایدار ( دو کشوری) و تکیه بیش از حدش به حمایت آمریکا، خطر تبدیل شدنش به «بار امنیتی» برای غرب را دارد .این وضعیت باعث میشود که غرب (آمریکا) در برابر فروپاشی سیاسی یا نظامی اسرائیل واکنش نشان دهد و از آن جلوگیری کند—به ویژه اگر این فروپاشی ناگهانی و پر سر و صدا باشد. بلی، مایکل هادسون اقتصاددان شناختهشده که تخصص اصلی او اقتصاد سیاسی و تاریخ مالی است، وی در مصاحبه «Geopolitical Economy Report اشاره میکند که آمریکا اسرائیل را به منزله «بزرگترین ناو هواپیمابر بالقوه» خود در منطقه میداند؛ لذا چرخه حمایت مستمر آمریکا – حتی در مواقع بحرانی – نشاندهنده تمایل به جلوگیری از فروپاشی ناگهانی این کشور است.
23:51 - 12 تیر 1404