آیا آمریکا و اسرائیل نگران بسته شدن تنگه ی هرمز و دریای سرخ و هسته ای شدن ایران هستند؟ یکی از سوالاتی که درباره موج اخیر خبرسازی علیه ایران مطرح می‌شود، این است که آیا این حجم از تبلیغات نشان‌دهنده «عدم اقدام واقعی» از سوی آمریکا و اسرائیل است؟ بررسی اخبار اخیر مانند ادعای «کشف سلاح و اسناد فارسی در زندان تدمر»، «دیدار نتانیاهو با روبیو درباره ایران، پوشش رسانه ای در رابطه با حادثه ای داخلی در ایران، پوشش لحظه ای در رابطه با قیمت دلار-طلا و سایر گزارش‌ها، نشان می‌دهد که این موارد در چارچوب «جنگ شناختی»، «عملیات روانی» و علیه ایران است هرچند برخی تحلیل ها بر این استناد دارند که موارد مذکور می تواند مقدمه‌ چینی برای تحقق راهبردهای سخت نیز باشد. اما سابقه نشان داده است که آمریکا و اسرائیل در برخورد با ایران همواره ترکیبی از فشار سخت، اقتصادی، و رسانه‌ای را برای وادار کردن تهران به امتیازدهی در نظر داشته اند.۱. تکرار تهدید ایران برای افزایش همراهی افکار عمومی۲. تهدیدسازی از ایران به‌عنوان یک تاکتیک برای مشروعیت‌بخشی به اقدامات سخت و محدود - دیدار نتانیاهو و روبیو که تلاش دارد تا یک روایت مسلط علیه ایران در فضای رسانه‌ای جهانی تثبیت کند.۳. عملیات رسانه‌ای برای ایجاد ترس و بزرگ‌نمایی تهدیدهرچند ایران آماده ی پاسخ «رئال تایم» (Real-Time) یا بهانه برای اجرای راهبرد «کنش آنی» و هماهنگ در برابر تهدید است اما در واقع با وجود پیام های زیر این خبرها به‌تنهایی هیچ اقدام عملی را نشان نمی‌دهد: - ما سلاح‌های فوق‌العاده‌ای داریم - اگر اقدامی نکنید، ممکن است اتفاقی روی دهد.:
گرچه برخی تحلیل‌گران پرهیز مقامات ایرانی از مذاکره با ایالات متحده، ممکن است نشانه‌ای از عدم اقتدار ایران تلقی نمایند که می‌تواند طرف مقابل را به تداوم و تشدید فشارها ترغیب کند. اما هدف اصلی این نوع خبرسازی، ترس‌آفرینی، ایجاد حس ناامنی در افکار عمومی ایران و فرسایش روحیه مردم و مسئولین است. برای مثال، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در کنفرانس خبری مشترک با مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، بر لزوم مقابله با تهدید ایران تأکید کرده و اظهار داشته است که با حمایت دونالد ترامپ، امکان «تمام کردن کار» در مورد ایران وجود دارد.🔺 تحلیل دقیق‌تر جنگ سایه ها: تحلیل های هوشمند و عمیق حاکی از آن است که چنانچه اسرائیل و آمریکا «اقدام قطعی» و «موثر» علیه ایران کرده بودند و به نتیجه مطلوب رسیده بودند، قطعا نیازی به این حجم از تبلیغات رسانه‌ای نداشتند.1- تبلیغات سنگین نشان‌دهنده ناتوانی در اقدام سریع نیست، هرچند می تواند مقدمه‌ای برای یک استراتژی بلندمدت مانند اثر بخشی در جنگ ترکیبی باشد.2- این حجم از تهدیدسازی معمولاً برای مشروعیت‌بخشی به تحریم‌های بیشتر، افزایش فشار اقتصادی و زمینه‌سازی برای اقدام سخت باشد.3- آمریکا و اسرائیل تلاش دارند ایران را در وضعیت تعلیق و تزلزل نگه دارند، مشابه شرایطی که ایران در دوران تهدیدات موشکی بر اسرائیل تحمیل کرد. آن‌ها می‌خواهند بدون ورود مستقیم به یک جنگ پرهزینه، اسرائیل را از تهدیدات ناشی از جنگ سایه‌ها (Shadow War) خارج سازند. در این رابطه از روش های زیر استفاده می کنند:- برچسب‌گذاری ایران به‌عنوان تهدید جهانی- بزرگ‌نمایی توانمندی‌های نظامی آمریکا و اسرائیل- ساختن داستان‌های شبه‌واقعی برای تقویت روایت منفی
ایران سعی دارد پرونده هسته‌ای خود را از طریق مسیرهای دیپلماتیک تثبیت کند و با بهره‌گیری از کارت هسته‌ای (مانند افزایش یا کاهش سطح غنی‌سازی) همواره به عنوان اهرم فشاری برای تأثیرگذاری و کسب امتیازات استفاده نماید. ایران، بنا بر توصیه‌های رهبر انقلاب اسلامی، برنامه‌های موشکی، پهپادی و پدافند هوایی خود را تقویت کرده تا ضمن افزایش بازدارندگی نظامی، هزینه‌های دشمن را بالا برده و از تفکر دشمن به گزینه‌های سخت جلوگیری کند. حضور قدرتمند در مرزهای دریایی نیز، مورد دیگری بود که با پیش بینی پیش دستانه ی رهبر انقلاب، تهدیدی جدی برای کشتیرانی دشمنان محسوب شده است. ایران هنوز از گزینه ی افزایش کنترل بر تنگه هرمز و دریای سرخ یا تهدید بستن تنگه هرمز و اخلال در مسیرهای تجاری دریای سرخ، برای افزایش هزینه‌های اقتصادی غرب استفاده ننموده است.ایران، به‌عنوان یکی از ارکان اصلی محور مقاومت، با تقویت هماهنگی و حمایت از گروه‌های هم‌پیمان خود همچون حزب‌الله لبنان، انصارالله یمن، حشد الشعبی عراق و سایر نیروهای متحد، می‌تواند هزینه‌های مداخله‌گری آمریکا و اسرائیل را به‌شدت افزایش دهدکه از جمله دلایل مداخله آنان در امور لبنان به‌شمار می‌رود.ایران از تجربه‌ای گسترده و عمیق در انجام عملیات‌های نامتقارن برخوردار است. سال‌ها حمایت و همراهی با نیروهای ضد‌آمریکایی در منطقه و فراتر از آن، توانمندی‌های ویژه‌ای در زمینه نبردهای نامتقارن، تقویت شبکه‌های اطلاعاتی و سایبری، اقدامات علیه تأسیسات راهبردی و بهره‌گیری از نیروهای نیابتی به ایران بخشیده است. در صورت فعال‌سازی کامل این ظرفیت‌ها، ایران می‌تواند نقشی کلیدی در کاهش فشارها ایفا کند
. با این حال، ایران تاکنون تمام توان خود را در به‌کارگیری شبکه‌های عملیاتی‌اش به‌طور کامل فعال نکرده است.ایران مسیرهای متعددی برای تداوم تجارت خود در اختیار دارد. کاهش محدودیت‌های صادراتی به کشورهای همسایه، بهره‌گیری از تجارت پایاپای، استفاده از ارزهای محلی و رمزارزها، می‌تواند نقش مهمی در خنثی‌سازی تحریم‌ها و کاهش وابستگی به دلار ایفا کند. افزایش بحران انرژی در اروپا فرصتی برای ایران فراهم کرده تا از مسیرهای غیررسمی، فروش نفت خود را تقویت کند. هرچند در برخی دوره‌های حاکمیتی، مسیرهای تجارت غیررسمی به‌صورت داوطلبانه یا تحت نظارت‌های بین‌المللی محدود شده‌اند، اما در عمل، بازار همواره از طریق زنجیره‌های تأمین غیررسمی و کم‌هزینه‌تر پاسخ گرفته است. ایران هنوز به‌طور کامل از روش‌هایی مانند «فروش فوب» (FOB - Free On Board) یا تحویل در مبدأ (EXW - Ex Works) بهره نبرده است، درحالی‌که بسیاری از کشورها از این مدل‌های تجاری برای دور زدن محدودیت‌های مالی و کنترل قیمت‌ها استفاده می‌کنند. ایران با اتکا به منابع گازی و توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر، ظرفیت تبدیل‌شدن به «هاب استخراج و تجارت رمزارزها» را دارد. استفاده از رمزارزها و استیبل‌کوین‌ها می‌تواند محدودیت‌های بانکی را دور زده و به تسهیل تجارت خارجی منجر شود، ضمن اینکه ایران از طریق مدیریت این بازار، بخشی از چرخه اقتصاد دیجیتال جهانی را تحت تأثیر قرار دهد. همچنین، تمرکز بر صنایع داخلی، به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند صنایع دفاعی، داروسازی، فناوری و کشاورزی، می‌تواند تاب‌آوری اقتصادی را افزایش دهد. با شکوفایی این بخش‌ها، وابستگی به واردات کاهش یافته و ایران می‌تواند الگویی مشابه کشورهای توسعه‌یافته در خودکفایی اقتصادی را دنبال کند.
20:52 - 28 بهمن 1403

2596 بازدید



1 پاسخ