مادری که هر روز به بهشت زنگ میزند
هر روز، مثل همیشه، شمارهاش را میگیرم... شمارهای که حالا دیگر کسی پاسخ نمیدهد. صدای بوق تلفن برایم شده صدای نفسهای مصطفی؛ آرام، نزدیک، آشنا. دلم نمیآید پاکش کنم، چون با هر تماس، انگار پسرم دوباره به خانه برمیگردد.