16 فروردین 1405

لبخند در میانه ی اندوه ...

✍️نصیبه سادات حسینی سحرهای رمضان همیشه برایم بوی خاصی داشتند؛ بویی که نه فقط از چای تازه‌دمی که آرام در استکان‌ها می‌چرخید، می‌آمد و نه فقط از بخاری که از خورشتی برمی‌خاست که از شب پیش آهسته بر شعله مانده بود، بلکه از چیزی لطیف‌تر، نامرئی‌تر؛ گویی از لابه‌لای همان سکوت نازکی که پیش از اذان بر خانه…نمایش بیشتر
وسکوتی خانه را فرا گرفت آمیخته با بغضی درگلو...
23:55 - 17 فروردین 1405

1 واکنش
33 بازدید