ما کارگران سبلان پارچه، همانهایی که در سختترین روزها چراغ این کارخانه را روشن نگه داشتیم، امروز با بغضی در گلو و مستنداتی در دست، پرده از اتفاقاتی برمیداریم که در پشت دیوارهای این مجموعه در حال وقوع است. روزی که گفتند کارخانه را از بانک پس میگیرند تا تولید جان بگیرد، همه ما خوشحال بودیم؛ اما امروز میبینیم که آن «نجات»، برای ما چیزی جز «مصیبت» به همراه نداشته است.۱. بازی با نان و آینده: بیمههای حداقلی و حذف بیمه تکمیلییکی از بزرگترین ضربههایی که به ما زده شده، در بخش بیمه است. با اینکه بسیاری از ما سالها سابقه و تخصص داریم، اما حق بیمه تأمین اجتماعی ما را با «حداقل پایه حقوق» رد میکنند. این یعنی بازی با آینده و بازنشستگی کارگر! بدتر از آن، بلایی است که سر بیمه تکمیلی ما آوردهاند. کارگرانی که با هزار امید فاکتورهای درمانی خود و خانوادههای بیمارشان را برای دریافت خسارت ارائه داده بودند، نه تنها پولی دریافت نکردند، بلکه بهطور ناگهانی و بدون اطلاع قبلی از سیستم بیمه تکمیلی حذف شدند. حالا کارگر مانده و میلیونها تومان هزینه درمان و بدهی، در حالی که حقوقش هم قطع یا ناچیز شده است. این اگر بیعدالتی نیست، پس چیست؟
مطالبه
صدای کارگران سبلان پارچه اردبیل باشید
ما کارگران سبلان پارچه، همانهایی که در سختترین روزها چراغ این کارخانه را روشن نگه داشتیم، امروز با بغضی در گلو و مستنداتی در دست، پرده از اتفاقاتی برمیداریم که در پشت دیوارهای این مجموعه در حال وقوع است. روزی که گفتند کارخانه را از بانک پس میگیرند تا تولید جان بگیرد، همه ما خوشحال بودیم؛ اما امروز میبینیم که آن «نجات»، برای ما چیزی جز «مصیبت» به همراه نداشته است.
بیمههای حداقلی و حذف بیمه تکمیلی
یکی از بزرگترین ضربههایی که به ما زده شده، در بخش بیمه است. با اینکه بسیاری از ما سالها سابقه و تخصص داریم، اما حق بیمه تأمین اجتماعی ما را با «حداقل پایه حقوق» رد میکنند. این یعنی بازی با آینده و بازنشستگی کارگر! بدتر از آن، بلایی است که سر بیمه تکمیلی ما آوردهاند. کارگرانی که با هزار امید فاکتورهای درمانی خود و خانوادههای بیمارشان را برای دریافت خسارت ارائه داده بودند، نه تنها پولی دریافت نکردند، بلکه به طور ناگهانی و بدون اطلاع قبلی از سیستم بیمه تکمیلی حذف شدند. حالا کارگر مانده و میلیونها تومان هزینه درمان و بدهی، در حالی که حقوقش هم قطع یا ناچیز شده است. این اگر بیعدالتی نیست، پس چیست؟
استانداری اردبیل، دادستان اردبیل، دادگستری اردبیل
0
100
گزارش از مطالبه
۲. فاجعه سلامت: سرب، اسید و آزمایشهای دستکاری شده!بخش دردناکتر ماجرا، تبدیل شدن بخشی از کارخانه نساجی به انبار و کارگاه باتری است. همکاران ما در معرض مستقیم «سرب» و مواد سمی قرار دارند. اما به جای مراقبتهای پزشکی، با اتفاقی وحشتناک روبرو شدهایم: گزارشها و شواهد نشان میدهد که نتایج آزمایشهای پزشکی کارگران را دستکاری میکنند تا مسمومیتها و آسیبهای ناشی از کار با سرب پنهان بماند! این بازی با جان انسانهاست. کارگرانی که سلامتیشان را در این مسیر از دست دادهاند، حالا با بدنی رنجور و آزمایشهایی که واقعیت را نشان نمیدهند، به حال خود رها شدهاند.
۳. حذف متخصصان و جایگزینی با «ژنهای خوب» و سفارشیدر حالی که نیروهای باسابقه، متخصص و حتی عزیزان تحت پوشش بهزیستی که سالها صادقانه کار کرده بودند، به بهانههای مختلف تعلیق یا اخراج شدهاند، شاهد ورود افرادی هستیم که تنها هنرشان «سفارشی بودن» است. جوانانی بدون هیچ تخصص نساجی، صرفاً چون فرزند فلان مسئول یا مدیر سابق استانی هستند، در پستهای کارشناسی و مدیریتی قرار گرفتهاند. کارشناس ۱۰ ساله ما را بیرون میکنند تا جا برای کسی باز شود که حتی فرق دستگاهها را نمیداند! این توهین به شعور و تخصص جامعه کارگری است.۴. از سفرههای خالی تا غذاهای غیرقابل خوردنمدیریت مجموعه حتی به سفره کارگر هم رحم نکرده است. «بن اساسی» که بخشی از کمکمعیشت ما بود حذف شده و در مقابل، غذاهایی به کارگران داده میشود که به جرات میتوان گفت کیفیت آنها زیر خط استاندارد انسانی است. غذاهای بیکیفیتی که بیشتر شبیه دورریز هستند تا وعده غذایی برای کارگری که باید جای ۸ نفر کار کند. این رفتار، فرسنگها با کرامت انسانی فاصله دارد.
۵. تولید نمایشی و تغییر نامهای مشکوکدر حالی که تولید واقعی نساجی هر روز ضعیفتر میشود، مدیریت تمام تمرکز خود را روی ساختن «شو-روم» (نمایشگاه) و کارهای ویترینی گذاشته است. نام «آکومد» در حالی بر سر زبانها افتاده که هنوز وضعیت قانونی شرکت شفاف نیست. شنیدهها حاکی از آن است که به سرعت در حال گرفتن کارت بازرگانی و امتیازات صادراتی با نام جدید هستند. پرسش ما این است: چرا قبل از حل مشکلات کارگران و شفافسازی وضعیت مالکیت، اینقدر برای صادرات و تغییر نام عجله دارید؟ آیا هدف واقعاً تولید است یا استفاده از رانت و برند کارخانه برای مقاصد دیگر؟۶. استفاده از نفوذ مدیران سابق برای دور زدن قانونحضور مدیران کل سابق برخی ادارات حساس (مانند استاندارد و شهرکهای صنعتی) در بدنه مدیریتی فعلی، برای ما بسیار بودار است. به نظر میرسد این افراد آورده شدهاند تا با نفوذ و رابطهای که دارند، چشمان ناظران دولتی را بر تخلفات، مشکلات زیستمحیطی تصفیهخانه و دستکاریهای پزشکی ببندند.سخن آخرما کارگران سبلان پارچه، از مسئولان دلسوز، از نهادهای نظارتی و از افکار عمومی میپرسیم: آیا این بود آن عدالتی که وعدهاش را داده بودید؟ آیا قرار بود کارخانه از بانک گرفته شود تا تبدیل به قربانگاه سلامت و معیشت ما شود؟ ما مستندات تمام این موارد را داریم و تا احقاق حق خود و بازگشت عزت به این واحد تولیدی، ساکت نخواهیم نشست. ما خواهان بازرسی فوری تیمهای مستقل پزشکی برای بررسی سلامت کارگران، حسابرسی دقیق بیمه و بازنگری در استخدامهای رانتی هستیم. نگذارید سبلان پارچه زیر سایه «آکومد» و نمایشهای توخالی، نابود شود.جمعی از کارگران، زحمتکشان و دلسوزان کارخانه سبلان پارچه
درخواست انتشار پیگیریهای پتروپالایشگاه میمه از سوی بخشدار وقت میمه
انتشار نتیجه پیگیری های پروژه پتروپالایشگاه میمه ضرورتی انکار ناپذیر است
مدیر رسانه صبح میمه ،که سمت بخشدار وقت میمه ، مشاور وقت استاندار اصفهان و مدیر روابط عمومی وقت استانداری اصفهان را در دوره ای که سید مرتضی بختیاری استاندار اصفهان بوده اند را عهده دار بوده در خبری با عنوان "ملاقات مدیران پتروپالایش با وزیر" ،در رسانه [سایت]صبح میمه ، مدعی شد که سید مرتضی بختیاری وزیر وقت دادگستری ،پیگیری های مکرری در مورد پروژه پتروپالایشگاه میمه داشته اند ، بدین ترتیب ، مردم بخش میمه منتظرند و مشتاقند نتیجه پیگیری های مزبور در راستای اطلاع عامه منتشر شود
چرا که مدیر روابط عمومی وقت استانداری اصفهان و مشاور وقت استاندار وقت اصفهان و بخشدار وقت میمه که اتفاقاً مدیر رسانه محلی صبح میمه اند، در مطلبی که باعنوان"ملاقات مدیران پتروپالایش با وزیر" در ۸ آذر ماه سال ۹۰ ، در بخشی از نوشته خود اینگونه اشاره داشتند:
بدون اغراق و مبالغه می شود گفت ، استاندارد دولت نهم اصفهان پس از استقرارشان در طبقه ی هشتم ساختمان وزارت دادگستری ، هر دو هفته یکبار ، موضوع پتروپالایش را پیگیری کرده اند و از چگونگی پیگیریها استفسار فرموده اند...!!!
حال که به گفته بخشدار وقت میمه و مدیر روابط عمومی وقت استانداری اصفهان و مشاور وقت استاندار وقت اصفهان در دولت نهم ؛ استاندار وقت اصفهان در دولت نهم و وزارت وقت دادگستری در دولت دهم ، پس از استقرارشان در طبقه ی هشتم ساختمان وزارت دادگستری ، هر دو هفته یکبار ، موضوع پتروپالایش را پیگیری کرده اند و از چگونگی پیگیریها استفسار فرموده اند،... و در کل مکرراً پیگیر پروژه پتروپالایشگاه میمه بوده اند ، لذا مردم بخش میمه ،از استاندار وقت اصفهان و بخشدار وقت میمه ،خواهشمند و خواستارند که نتیجه پیگیری های خود در رابطه با احداث پتروپالایشگاه میمه را که در سال ۸۷ کلنگ زنی شده و به گفته مسئولین مربوطه سال ۹۱ زمانبندی اجرای آن به مردم اعلام شده را برای انتشار در اختیار رسانه ها و خبرگزاری های رسمی قرار دهند.
پی نوشت :
احداث هفت واحد شیمیایی وابسته در کنار مجتمع پتروپالایشگاه میمه و احداث دانشکده نفت و پتروشیمی میمه هم حول مجتمع پتروپالایشگاه میمه تعریف شده است.
سید مرتضی بختیاری، مدیر صبح میمه[ بخشدار وقت میمه]
چرا مجتمع پتروپالایشگاه میمه احداث نشد؟! از این بابت این سوال را می پرسیم ، چرا که مهندس غلامعلی سرتاج مدیر عامل شرکت مجتمع پتروپالایشگاه شمال منطقه میمه در مصاحبهای در۱۷ اسفند ۱۳۸۷ اظهار داشتند: نزدیکی به خطوط لوله نفت و گاز، واقع شدن در مرکز کشور با لحاظ نمودن مسائل امنیتی، نزدیکی به شاهراه های اصلی و کریدور شمال – جنوب – شرق و غرب، نزدیکی به خطر راه آهن قطار سریع السیر اصفهان – تهران، برخورداری از امکانات بالقوه و بالفعل استان اصفهان، نزدیکی به منطقه ویژه اقتصادی سلفچگان، امکان تأمین آب از منابع آبی موجود، وجود نیروهای متخصص در استان اصفهان و رعایت مسائل زیست محیطی از دلایل انتخاب منطقه میمه برای اجرای طرح احداث مجتمع پتروپالایش شمال اصفهان می باشد.
پالایشگاه این مجتمع به عنوان نخستین واحد، تا ۳ سال آینده به بهره برداری می رسد....
البته آن گونه که پیداست، باید گفت که دلایل و مزایای مذکور برای احداث مجتمع پتروپالایشگاه در منطقه میمه، پا برجابوده و هست و خواهد بود ، اما شاهدیم که با گذشت بیش از یک دهه ، خبری از احداث مجتمع پتروپالایشگاه در منطقه میمه نیست که نیست؟! به راستی چرا...؟!