نه نامش را میدانست، نه چهرهاش را دیده بود؛ فقط یک «زن باردار در خطر» بود و جادهای که باید باز میشد. چند کیلومتر جلوتر، کنار بهداری، حقیقت مثل برف روی سرش ریخت؛ زنی که نجات داده بود، همسر خودش بود!
یکی از ایرادات رسانه های ما،مقدمه نویسی هست،طرف میخواد یک داستان کوچکی رو تعریف کنه دو صفحه مقدمه میگه همین موضوع باعث میشه مخاطب به داستان اصلی نرسه،خبرگزاری فارس محترم یا هر خبرگزاری محترم دیگه،الان دیگه کسی وقت و حوصله زیادی خرج نمیکنه بابت یک داستان کوتاه دو صفحه مقدمه بخونه،سریع برو سر اصل ماجرا،ممنون از همه راهداران زحمت کش و ممنون از همه رسانه ها