ماجرای نویسنده عاشق پهلوی که پس از اغتشاشات عضو بسیج شد
میگفت پسرم جزء اغتشاشگران بود رفته بودم دنبالش که یکهو از جلو و پشتِ سر، چند پسر جوان ریختند دورم و یکیشان چنگ انداخت و ریشهایم را توی مشت گرفت و جوری مرا چرخاند که هنوز سرم گیج میرود!
داستان عجیبی نیست. برای من که غیر قابل باور نبوده و نیست. فقط خدا به انسان رحم کنه که در این شرایط حساس کاری که شیاطینی مثل ترامپ و نتانیاهو می خواهند انجام ندهد. واقعا یه عده کور و کر شده اند و ختی جنایات اپستین هم آن ها را بیدار نمی کند.