تصویر سربرگ نمایه‌ی ‌عباس طاهری‌
ع

عباس طاهری

@user170823998774
تاریخ پیوستن: بهمن 1402

عباس طاهری بازنشر داد

تصویر نمایه‌ی ‌حدیث بهشتیان‌
@hadisbehshtiyan30 خرداد 1405

تغییرات فصل جدید «حسینیه معلی»

مدیر آیین‌های برنامه «حسینیه معلی» درخصوص جزئیات این فصل بیان کرد: یکی از بزرگ‌ترین تغییراتی که در دهمین فصل «حسینیه معلی» شاهد هستیم، تغییر لوکیشن از تهران به حرم مطهر امام رضا(ع) است.

@user1708239987744 تیر 1401
مطالبه

درخواست پخش دعای کمیل مکه و مدینه در صداو سیما

با توجه به گذشتن دو هفته از سفر حجاج بیت الله الحرام به مکه و مدینه و برگزاری دو نوبت دعای پرفیض کمیل در مدینه و مکه چرا صدا و سیما نسبت پخش دعای کمیل از این دو شهر مقدس کوتاهی می کند خیلی از جاماندگان دلشان به همین دعای کمیل مکه و مدینه خوش است


@user1708239987746 اسفند 1400
مطالبه

کاهش هزینه بلیط پرواز به عتبات را خواستاریم

متأسفانه شاهد گرانی بلیط سفر به عتبات در مقابل دیگر پروازهای خارجی هستیم در یک تاریخ ثابت مثل ۱۶ اسفند ۱۴۰۰ بلیط رفت و برگشت به نجف با یک ساعت و ۱۵ دقیقه پرواز حدود ۶ میلیون تومان و برای همین تاریخ پرواز به استانبول با ۳ ساعت و نیم پرواز ۳ میلیون تومان. آیا واقعا این درست است یک تور به ترکیه 4.5 میلیون تومان و یک سفر زیارتی 9 میلیون تومان آن هم با کیفییت بسیار ضعیف هتلها و غذا در عراق و بالعکس بهترین کیفیت هتل و غذا در ترکیه. به خاطر گرانی هزینه سفر به عتبات مردم متدین از سفر به اماکن مذهبی محروم مانده و باید حسرت زیارت را داشته باشند.


@user17082399877411 بهمن 1400
مطالبه

ایجاد محدودیت توسط وزارت بهداشت برای حکمای طب سنتی

سلام علیکم امروزه در همه کشورها حتی کشورهای اروپایی و حتی اسرائیل غاصب استفاده از طب سنتی بسیار فراگیر شده است اما در کشور ما که مهد طب سنتی ایرانی است با محدودیت‌هایی که وزارت بهداشت علی‌رغم تاکیدات و توصیه‌های مقام معظم رهبری برای حکمای این طب ایجاد می‌کند نشان‌دهنده آن است که بسیار تعارض منافع در این وزارتخانه وجود دارد وقتی کسی مانند دکتر اکبر کتابی حکیم بسیار موفق، درمان های بسیار راحتی را برای مردم انجام می دهند که با کمترین هزینه و با کمترین زمان انجام می‌شود و جلوی دریافت هزینه‌های میلیونی یا چندصد میلیونی بعضی از پزشکان را برای عمل می گیرد قطعاً باید بعضی پزشکان بخواهند کار ایشان تخته و بسته شود و این ظلم فاحش به مردم است لذا خواهشمندم پیگیری بفرمایید از زحمات این افراد و این قبیل افراد پشتیبانی شود الان حکیم کتابی از کشورهای مختلف دعوتنامه برای ایشان ارسال شده است و حاضر شده‌اند کشورهایی مانند عمان ارمنستان آذربایجان در اختیار ایشان بیمارستان قرار داده و تمام هزینه های ایشان را متقبل شوند آن وقت ما می‌خواهیم فرار مغزها را جلویش را بگیریم!! و این طور میدان را بر این‌ها محصور می کنیم لذا خواهشمندم این مشکل را بطور اساسی پیگیری بفرمایید تا شاهد رفتن این عزیزان از این مملکت نباشیم و مردم هم از این خدمات به نحو احسن و شایسته استفاده بفرمایند


@user17082399877411 بهمن 1400
پیشنهادها

مشکل ایجاد محدودیت برای حکمای طب سنتی

سلام علیکم با توجه به اینکه در خیلی از کشورهای اروپایی از طب سنتی و عملکرد این طب استفاده بهینه و کاملی می کنند متاسفانه در کشور ما که مهد طب سنتی ایرانی است محدودیت های زیاد و مزاحمت ها برای این عزیزان از طریق وزارت بهداشت ایجاد می‌شود و این قطعاً موضوع تعارض منافع است الان حکیم اکبر کتابی از اساتید خبره به خصوص در بحث اعمال یداوی است الان کشورهای دیگر التماس می‌کنند برای اینکه ایشان را در کشور خودشان به کار بگیرند الان کشور عمان کشور آذربایجان، ارمنستان حاضرند و دعوتنامه برای ایشان فرستادند تا درکشور آنها بیمارستان ویژه راه اندازی کند ولی متاسفانه وزارت بهداشت مامطب ایشان را بسته است چون عده‌ای از اطبا که با عمل های بیجا میلیون‌ها تومان از مردم می‌گیرند منافعشان به خطر افتاده است تا به کی باید شاهد اینگونه اعمال و فشارها باشیم ما از دولت آقای رئیسی توقعمان این بود که به این موضوع توجه ویژه شود کافیست بیمارانی که توسط ایشان مداوا شده اند و زحماتی که ایشان کشیده اند را بررسی بفرمایید آنگاه به مظلومیت این فرد پی خواهید برد


@user17082399877414 شهریور 1400
مطالبه

آمر به معروف وناهی از منکر

محمد حسین عابدی، در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری «حوزه» از آنچه که برای او همسرش اتفاق افتاد، صحبت کرده است؛  اوایل مرداد ماه در مهر شهر کرج، محمد حسین عابدی به همراه همسرش خانم فاطمه حسینی برای خرید به یکی از فروشگاه های زنجیره ای کرج رفته بودند که متوجه کشف حجاب یک دختر در این فروشگاه شدند، او به وظیفه دینی، اخلاقی و اجتماعی خود عمل کرده و به وی تذکر می دهد و ... در ادامه اصل ماجرا، وضعیت جسمی و روند پرونده قضایی آنان را از زبان محمدحسین عابدی می خوانیم: اختصار گزارش این اتفاق در روز جمعه ۱۴۰۰.۵.۱ در کرج چهار راه مجد فاز چهار مهرشهر کرج رخ داد و علت امر به معروف و نهی از منکر کشف حجاب تعداد نفراتی که درگیر شدند: ۶ نفر  بنده و همسرم، مادر و دختر، ضارب، مدیر فروشگاه جامبو. تشریح حادثه: جمعه ۱۴۰۰.۵.۱ همراه همسرم در کرج، ساعت ۱۸:۴۵ برای خرید به فروشگاه جامبو واقع در چهار راه مجد فاز چهار مهر شهر کرج رفته بودیم، وارد فروشگاه که شدم مادر و دختری را مشاهده کردم که آن دختر، کشف حجاب کرده بود و به همین دلیل بنده به ایشان گفتم که خانم محترم لطفا حجابتان را رعایت کنید. از همان لحظه ابتدایی که این حرف را به او زدم، مادر و دختر شروع به هوچی گری و فحاشی کردند و دختر به من گفت حرامزاده تو کی هستی که به من می گویی حجابت را رعایت کن و مادر آن خانم به من سیلی زد. در همین لحظه مدیر فروشگاه جامبو من را از فروشگاه بیرون انداخت. هنگامی که بنده خواستم دوباره وارد فروشگاه شوم، من را تهدید به ضرب و شتم کرد و زمانی که از علت بیرون انداختن خودم سؤال پرسیدم، گفت شما نظم فروشگاه را به هم زدی. هیچ برخوردی با آن دو خانم نشد و آنها راحت به خرید خودشان ادامه دادند و من بیرون فروشگاه ایستادم و با پلیس تماس گرفتم و منتظر آمدن پلیس شدم. پس از گذشت دقایقی، آن دو خانم از فروشگاه خارج شدند و با دیدن من، مجدّدا شروع به فحاشی، تهدید و ضرب و شتم بنده کردند و به من تهمت زدند که شما به ما دست درازی کردی و من به آنها گفتم که از لحظه ورود من به فروشگاه تا خروج بنده، در دوربین ها ثبت شده است و اگر من دست درازی کرده ام، باید با من برخورد جدی بشود. سپس همسر بنده به من گفت ترسیده ام و اگر می شود برویم، اما من با رفتن مخالفت کردم، ولی همسرم اصرار کرد و هنگامی که دیدم همسرمدلهره دارد و ترسیده است، رفتن را قبول کردم و با همسرم به سمت ماشین رفتیم. آن دو خانم هنگامی که دیدند ما به سمت ماشین می رویم، دخترخانم به سمت من دوید و من را گرفت و گفت باید بمانی تا پلیس بیاید و من درب ماشین را باز کردم تا سوار شوم و دست من لای درب ماشین بود و او با بستن درب ماشین، از سوار شدنم جلوگیری کرد و چهار انگشت من لای درب ماشین ماند. مادر آن دخترخانم هم همسر بنده را گرفته بود و می گفت که باید بمانی و مانع از سوار شدن همسرم به ماشین شدند. ما هنگامی که اوضاع را اینگونه دیدیم، قبول کردیم که بمانیم. در همین فاصله که منتظر آمدن پلیس بودیم که تقریبا ۱۵ دقیقه از تماس اول بنده با پلیس می گذشت و در این میان هم دو دفعه مجددا با پلیس تماس گرفته بودم و خبری نمی شد، ناگهان مردی با قد تقریبا دو متر و هیکلی با یک باتوم انگلیسی به دست، عربده کشان به سمت ما آمد و فریاد می زد که چه کسی به ناموس من حرف زده است و شروع کرد به ضرباتی سنگین بر سر من و این در حالی بود که همان لحظه، همسرم قصد دفاع از من را داشت. با همان ضربه اول سر من شکسته شد و  دستم را بالا آورده بودم و فریاد می زدم که بگذار زن من برود، بگذار زن من برود و آن مرد هیچ توجهی نمی کرد و ضربات متعددی را با باتوم بر سر من می کوبید. او همزمان که بنده و همسرم را مورد ضرب و شتم شدیدی قرار می داد، با ضربات باتومش، به ماشین هم می زد و شیشه های ماشین را خورد می کرد. من از مردم کمک می خواستم و گفتم یک نفر بیاید و همسر من را ببرد، اما هیچ توجهی نمی کرد و یک نفر هم گفت که خودت هر غلطی کردی بکن، به ما هیچ ربطی ندارد. زمانی که ضارب همچنان لگدها و مشت و ضربات متعدد باتوم خودش به من و همسرم را ادامه می داد، طاقت همسر بنده به سر آمد و در حالی که دستانش را بالا آورده بود، گفت آقا تو را به حضرت زهرا، نزن، ولی آن آقا هیچ توجهی نمی کرد و ناگهان ضربه ای خشن به بینی و بازوی خانم من زد که موجب شکستگی آن شد. در آن لحظه که من هم سر و صورتم به خاطر پارگی سر، پر از خون شده بود، آن مرد و دو خانم فرار کردند و رفتند. همسرم که پشتش به من بود، هنگامی که به سمت من برگشت، با دیدن سر و صورت خونی من شوکه شد و حالش به شدت بدتر شد. بعد از اینکه آنها فرار کردند و جمعیت متفرق شد، کلانتری به محل وقوع حادثه رسید و این در حالی بود که فاصله کلانتری محل با محل حادثه از لحاظ مصافتی کمتر از دو کیلومتر بوده و از لحاظ زمانی با ماشین، زیر پنج دقیقه است. وضعیت جسمانی: شکستگی بینی فاطمه حسینی همسر بنده، پس از مراجعه به پزشکان متعدد و درمان های نافرجام مختلف، همچنان باقی مانده و این موضوع او را به شدت رنج می داد که در نهایت پزشکان دستور عمل جراحی دادند. با مراجعه به بیمارستان، به تجویز پزشک متخصص، سر بنده (محمد حسین عابدی) بخیه زده شد. این در حالی است که همچنان پس از گذشت چند هفته، اثراتی همچون سرگیجه، حالت تهوع و عدم تعادل در بنده باقی مانده است که به گفته پزشکان از آثار این ضربات است. روند پرونده قضایی: آن طور که محمد حسین عابدی می گوید متهمان به قید وثیقه آزاد هستند و پرونده در دادسرا است و باید برای تعیین شعبه رسیدگی کننده به دادگاه برود که فعلاً نرفته است. گلایه محمد حسین عابدی: به گفته محمد حسین عابدی بعد از گذشت یکماه از این حادثه حمایت چندانی از او و همسرش صورت نگرفته و نهادهایی که باید از آمران به معروف و ناهیان از منکر حمایت کنند، آن گونه که باید حمایت کنند، حمایتی نکرده اند.


@user17082399877414 شهریور 1400
مطالبه

آمر به معروف وناهی از منکر

محمد حسین عابدی، در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری «حوزه» از آنچه که برای او همسرش اتفاق افتاد، صحبت کرده است؛  اوایل مرداد ماه در مهر شهر کرج، محمد حسین عابدی به همراه همسرش خانم فاطمه حسینی برای خرید به یکی از فروشگاه های زنجیره ای کرج رفته بودند که متوجه کشف حجاب یک دختر در این فروشگاه شدند، او به وظیفه دینی، اخلاقی و اجتماعی خود عمل کرده و به وی تذکر می دهد و ... در ادامه اصل ماجرا، وضعیت جسمی و روند پرونده قضایی آنان را از زبان محمدحسین عابدی می خوانیم: اختصار گزارش این اتفاق در روز جمعه ۱۴۰۰.۵.۱ در کرج چهار راه مجد فاز چهار مهرشهر کرج رخ داد و علت امر به معروف و نهی از منکر کشف حجاب تعداد نفراتی که درگیر شدند: ۶ نفر  بنده و همسرم، مادر و دختر، ضارب، مدیر فروشگاه جامبو. تشریح حادثه: جمعه ۱۴۰۰.۵.۱ همراه همسرم در کرج، ساعت ۱۸:۴۵ برای خرید به فروشگاه جامبو واقع در چهار راه مجد فاز چهار مهر شهر کرج رفته بودیم، وارد فروشگاه که شدم مادر و دختری را مشاهده کردم که آن دختر، کشف حجاب کرده بود و به همین دلیل بنده به ایشان گفتم که خانم محترم لطفا حجابتان را رعایت کنید. از همان لحظه ابتدایی که این حرف را به او زدم، مادر و دختر شروع به هوچی گری و فحاشی کردند و دختر به من گفت حرامزاده تو کی هستی که به من می گویی حجابت را رعایت کن و مادر آن خانم به من سیلی زد. در همین لحظه مدیر فروشگاه جامبو من را از فروشگاه بیرون انداخت. هنگامی که بنده خواستم دوباره وارد فروشگاه شوم، من را تهدید به ضرب و شتم کرد و زمانی که از علت بیرون انداختن خودم سؤال پرسیدم، گفت شما نظم فروشگاه را به هم زدی. هیچ برخوردی با آن دو خانم نشد و آنها راحت به خرید خودشان ادامه دادند و من بیرون فروشگاه ایستادم و با پلیس تماس گرفتم و منتظر آمدن پلیس شدم. پس از گذشت دقایقی، آن دو خانم از فروشگاه خارج شدند و با دیدن من، مجدّدا شروع به فحاشی، تهدید و ضرب و شتم بنده کردند و به من تهمت زدند که شما به ما دست درازی کردی و من به آنها گفتم که از لحظه ورود من به فروشگاه تا خروج بنده، در دوربین ها ثبت شده است و اگر من دست درازی کرده ام، باید با من برخورد جدی بشود. سپس همسر بنده به من گفت ترسیده ام و اگر می شود برویم، اما من با رفتن مخالفت کردم، ولی همسرم اصرار کرد و هنگامی که دیدم همسرمدلهره دارد و ترسیده است، رفتن را قبول کردم و با همسرم به سمت ماشین رفتیم. آن دو خانم هنگامی که دیدند ما به سمت ماشین می رویم، دخترخانم به سمت من دوید و من را گرفت و گفت باید بمانی تا پلیس بیاید و من درب ماشین را باز کردم تا سوار شوم و دست من لای درب ماشین بود و او با بستن درب ماشین، از سوار شدنم جلوگیری کرد و چهار انگشت من لای درب ماشین ماند. مادر آن دخترخانم هم همسر بنده را گرفته بود و می گفت که باید بمانی و مانع از سوار شدن همسرم به ماشین شدند. ما هنگامی که اوضاع را اینگونه دیدیم، قبول کردیم که بمانیم. در همین فاصله که منتظر آمدن پلیس بودیم که تقریبا ۱۵ دقیقه از تماس اول بنده با پلیس می گذشت و در این میان هم دو دفعه مجددا با پلیس تماس گرفته بودم و خبری نمی شد، ناگهان مردی با قد تقریبا دو متر و هیکلی با یک باتوم انگلیسی به دست، عربده کشان به سمت ما آمد و فریاد می زد که چه کسی به ناموس من حرف زده است و شروع کرد به ضرباتی سنگین بر سر من و این در حالی بود که همان لحظه، همسرم قصد دفاع از من را داشت. با همان ضربه اول سر من شکسته شد و  دستم را بالا آورده بودم و فریاد می زدم که بگذار زن من برود، بگذار زن من برود و آن مرد هیچ توجهی نمی کرد و ضربات متعددی را با باتوم بر سر من می کوبید. او همزمان که بنده و همسرم را مورد ضرب و شتم شدیدی قرار می داد، با ضربات باتومش، به ماشین هم می زد و شیشه های ماشین را خورد می کرد. من از مردم کمک می خواستم و گفتم یک نفر بیاید و همسر من را ببرد، اما هیچ توجهی نمی کرد و یک نفر هم گفت که خودت هر غلطی کردی بکن، به ما هیچ ربطی ندارد. زمانی که ضارب همچنان لگدها و مشت و ضربات متعدد باتوم خودش به من و همسرم را ادامه می داد، طاقت همسر بنده به سر آمد و در حالی که دستانش را بالا آورده بود، گفت آقا تو را به حضرت زهرا، نزن، ولی آن آقا هیچ توجهی نمی کرد و ناگهان ضربه ای خشن به بینی و بازوی خانم من زد که موجب شکستگی آن شد. در آن لحظه که من هم سر و صورتم به خاطر پارگی سر، پر از خون شده بود، آن مرد و دو خانم فرار کردند و رفتند. همسرم که پشتش به من بود، هنگامی که به سمت من برگشت، با دیدن سر و صورت خونی من شوکه شد و حالش به شدت بدتر شد. بعد از اینکه آنها فرار کردند و جمعیت متفرق شد، کلانتری به محل وقوع حادثه رسید و این در حالی بود که فاصله کلانتری محل با محل حادثه از لحاظ مصافتی کمتر از دو کیلومتر بوده و از لحاظ زمانی با ماشین، زیر پنج دقیقه است. وضعیت جسمانی: شکستگی بینی فاطمه حسینی همسر بنده، پس از مراجعه به پزشکان متعدد و درمان های نافرجام مختلف، همچنان باقی مانده و این موضوع او را به شدت رنج می داد که در نهایت پزشکان دستور عمل جراحی دادند. با مراجعه به بیمارستان، به تجویز پزشک متخصص، سر بنده (محمد حسین عابدی) بخیه زده شد. این در حالی است که همچنان پس از گذشت چند هفته، اثراتی همچون سرگیجه، حالت تهوع و عدم تعادل در بنده باقی مانده است که به گفته پزشکان از آثار این ضربات است. روند پرونده قضایی: آن طور که محمد حسین عابدی می گوید متهمان به قید وثیقه آزاد هستند و پرونده در دادسرا است و باید برای تعیین شعبه رسیدگی کننده به دادگاه برود که فعلاً نرفته است. گلایه محمد حسین عابدی: به گفته محمد حسین عابدی بعد از گذشت یکماه از این حادثه حمایت چندانی از او و همسرش صورت نگرفته و نهادهایی که باید از آمران به معروف و ناهیان از منکر حمایت کنند، آن گونه که باید حمایت کنند، حمایتی نکرده اند.


مطالبه

طب سنتی-اسلامی را احیا کنید

با توجه به خدمات خوب مشاوره طب سنتی در طول حدود این سه ماه که راه‌اندازی شد و مردم بسیار استقبال خوبی کردند اما معلوم نیست چرا در برنامه طبیب و آموزش که هر روز بود از اطباء طب سنتی استفاده میکردند قطع شده است؟ لذا پیشنهاد میکنم خبرگزاری فارس که همیشه پیشقدم در کارهای نو است، برنامه سلسله‌وار و مصاحبه با اطباء طب سنتی و بیان راهکارهاي راحت و در دسترس را برای مردم قرار دهد.