من دفتر۱ شرح جامع مثنوی معنوی مولانا رو تموم کردم. الان وسطای دفتر دومم..میخوام ادامشو بخونماگه چیزی دیدم که فکر کردم ممکنه برای بقیه کتابخونا جالب باشه، توی کامنتِ همینجا مینویسم براتون
00:08 - 2 بهمن 1404

5 واکنش
988 بازدید



3 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌یکی از مردم شریفِ ایران هستم‌
@this_user_not_found2 بهمن 1404
باغبانی چون نظر در باغ کرددید چون دزدان به باغِ خود سه مردگفت با اینها مرا صد حجت استلیک جمع اند و جماعت قوّت استبرنیایم یک تنه با سه نفرپس بِبُرَّمشان نخست از همدگرهر یکی را زآن دگر تنها کنمچونکه تنها شد،سِبالش* بَر کَنَم(بعد به هرکدوم از اونا دروغی میگه و حیله ای بکار میبره که توی دلشون...

تصویر نمایه‌ی ‌یکی از مردم شریفِ ایران هستم‌
@this_user_not_found2 بهمن 1404
نسبت به همدیگه شک بندازه و جدا جدا میکشتشون. آخرش هم که نوبت صوفی میشه و صوفی میفهمه داستان چی بوده) :کوفت صوفی را چو تنها یافتشنیم کُشتش کرد و، سر بشکافتشگفت: حق استت، بزن دستت رسیداین سزایِ آنکه از یاران بُریدخیلی خلاصش کردم

تصویر نمایه‌ی ‌یکی از مردم شریفِ ایران هستم‌
@this_user_not_found2 بهمن 1404
خلاصه که مولانای جان هم توصیه میکنه به همدیگه بد دل نباشیم که بتونیم دست متجاوز و ظالم رو کوتاه کنیم