#برنده«-خروس زری پیرهن پری من باشم، تو آقاروباهه باش..نه! من دوست دارم گربه باشم..آخه خیلی باهوشه!-- پس من گربه باشم تو اقا روباهه... »حالا که پا به سن گذاشته‌ام و از گردونه دورتند پایین آمده‌ام، لحظه‌ها را به آهستگی می‌گذرانم و فرصت بیشتری برای تماشای رابطه خواهر و برادری دارم.
خواهر چه بخواهد چه نخواهد توی قصه‌ها و توی زندگی روزمره همیشه باید نقش قربانی را بپذیرد و برادر همیشه یک تنه نقش برنده را دارد، چه خروس زری پیرهن پری باشد چه آقاروباهه! چه مامان بزی و چه آقا گرگه..اصلا هر کس قوی‌تر است و آخر زنده می‌ماند، همان نقش برای او آفریده شده است.برنده بودن شرط است و لاغیر!بارها موقع بالا آمدن از پله‌های خانه به خاطر یک لحظه دیر رسیدن، مدت‌ها بیرون در ایستاده، دست ها را به سینه قلاب کرده، اخم کرده، قهر بوده چون در مسابقه کی اول می‌رسه، از خواهرش عقب افتاده است.و خواهر که فقط یک سال و چند ماه بزرگ‌تر است مجبور شده برای دل برادر، دوباره پله‌ها را عقبگرد کند تا مدال طلای برنده شدن بر گردن برادر بدرخشد و دل خانواده را به آرامش فضا خوش کند.به دعواهای روزمره نگاه می‌کنم، خواهر و برادرهایی که سر ارث با هم می‌جنگند، خواهر و برادرهایی که سر تیمارداری پدر و مادر پیر با هم بحث می‌کنند و حتی احزاب و گرو هایی که در یک دوقطبیِ تمام نشدنی، سر میز و مقام و موقعیت، مثل خروس جنگی به سر و کله هم نوک می‌زنند و دنیایی ساخته‌اند پر از زخم و چرک و کینه و نمی‌دانند ته تهش همان خواهر و برادری هستند که بالاخره باید با هم کنار بیایند تا خانواده خوش باشد.آیه و ایلیا برای من نوه نیستند،درس‌های کوچکی هستند با نتیجه‌گیری‌های بزرگ...
در بازی زندگی، برادر پشت و پناه است، قدرت است اما کسی که با گذشت تر باشد خواهرتر است #خواهر_برادری #رضای_معصومه
11:35 - 18 اردیبهشت 1404

2429 بازدید