منشأ اختلافات و شقاقهای امت
✍️مهدی جعفریبسم الله النور الذی لا یطفأسوره مبارکه بقره:🔹 إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ الْكِتَابِ وَيَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَٰئِكَ مَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّارَ وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ١٧٤. ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺣﻘﺎﻳﻖ ﺁﻥ ﻛﺘﺎﺑﻲ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﻓﺮﻭ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﺘﻤﺎﻥ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﻬﺎی ﻧﺎﭼﻴﺰ ﺩﻧﻴﺎ ﻣﻲ ﻓﺮﻭﺷﻨﺪ، ﺁﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺷﻜﻢ ﻫﺎﻱ ﺧﻮﺩ ﺟﺰ ﺁﺗﺶ ﻓﺮﻭنمی ﺑﺮﻧﺪ ﻭ ﺭﻭﺯ ﻗﻴﺎﻣﺖ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺗﻮﺟّﻪ ﻧﻤﻲ ﻛﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﺳﺨﻦ ﻧﻤﻲ ﮔﻮﻳﺪ ﻭ ﺍﺯ زشتی ﻫﺎ ﭘﺎﻛﺸﺎﻥ نمی ﻛﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﻳﺸﺎﻥ ﻋﺬﺍبی ﺩﺭﺩﻧﺎﻙ ﺍﺳﺖ.🔹 أُولَٰئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلَالَةَ بِالْهُدَىٰ وَالْعَذَابَ بِالْمَغْفِرَةِ فَمَا أَصْبَرَهُمْ عَلَى النَّارِ١٧٥. ﺍﻳﻨﺎﻥ کسانی ﺍﻧﺪ ﻛﻪ گمراهی ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻭ ﻋﺬﺍﺏ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﻣﺮﺯﺵ ﺧﺮﻳﺪﻩ ﺍﻧﺪ. ﭘﺲ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺮ ﺁﺗﺶ ﺷﻜﻴﺒﺎﻳﻨﺪ!🔹 ذَٰلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ نَزَّلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِي الْكِتَابِ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ١٧٦. ﺁﻥ [ﻋﺬﺍﺏ] ﺑﺪﻳﻦ ﺳﺒﺐ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻛﺘﺎﺏ آسمانی ﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﻖ ﻧﺎﺯﻝ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ کسانی ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻛﺘﺎﺏ ﺍﺧﺘﻠﺎﻑ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ، ﺩﺭ ﻧﻘﻄﻪ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺣﻖ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺣﻖ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﻱ ﺩﻭﺭ ﻭ ﺩﺭﺍﺯ ﺩﺍﺭﺩ.آنچه در این بحث به آن خواهیم پرداخت؛ تعلیلی است از ریشههای رنجی که پیکرۀ امت را قرنهاست به خود گرفتار ساخته است. سه آیۀ شریفه از سورۀ بقره را بنگرید که چونان منشوری نورانی، تاریکخانههای فتنه را روشن میسازند. خداوند علیم، پرده از حقیقتی تلخ برمیدارد: منشأ اختلاف و شقاق در میان امت، نه در ابهام کتاب الهی، که در کتمان عالمان و خیانت خواص است.
آری، آیات ۱۷۴ تا ۱۷۶ سورۀ بقره، یک منظومۀ منسجم از هشدارهای راهبردی است. در آینۀ این آیات بنگریم:نخست، ریشۀ ماجرا را در «کتمان ما انزل الله» معرفی میکند. آنان که حقایق نازل از جانب حق را پنهان میدارند، بهایی اندک میستانند. تفسیر شریف، این کتمان را فقط مربوط به بشارات تورات و انجیل در حق خاتم رسولان نمیداند، بلکه دامنۀ آن را به کتمان حقیقت جانشین راستین آن حضرت نیز میگستراند. دنیاطلبی و حرص بر مسند و مال، بزرگترین خطر برای آگاهان و دانشمندان است؛ همانان که باید چراغدار راه کاروان امت باشند. اما چون جرثومۀ حرص در جانشان خانه کرد، «اشتروا الضلالة بالهدی و العذاب بالمغفرة»؛ گمراهی را به بهای هدایت، و عذاب را به جای مغفرت خریدند.دوم، از این داد و ستد زیانبار، چه زاده میشود؟ خداوند در آیۀ ۱۷۶ پرده از نتیجۀ استراتژیک این خیانت برمیدارد و ریشهیابی میکند: کتاب خداوند بر حق و روشن نازل شده، اما این جماعت در آن اختلاف افکندند، نتیجۀ کارشان «شقاق بعید» است؛ شکافی عمیق، دور از رحمت حق، و ستیز و جداییای جانکاه. دقت کنید که خداوند نفرمود "کتمانکنندگان در شقاقند"، بلکه فرمود "مختلفان در کتاب در شقاقند". این اشارتی دقیق به راهبرد دشمنان وحدت امت است: برای کتمان حقیقت روشن، فضایی از ابهام و تفرقه میآفرینند، آب را گلآلود میکنند تا از آن ماهی مراد خویش بربایند.
سوم، این سیر ننگین را با نگاهی استراتژیک و حکومتی واکاویم. عمود خیمۀ تمدن اسلامی، امامت و رهبری است. چون زمامداران علم و سیاست، حق را در تعیین رهبری الهی و پیروی از آن کتمان کردند و برای حفظ منافع خود، مردم را به سراغ دیگران فرستادند، بذر شقاق در زمین امت افشانده شد. حادثۀ غدیر که تفسیر نور به آن اشاره دارد، تنها یک واقعۀ تاریخی نیست؛ نمونۀ اعلای همان حقی است که با کتمان خواص به محاق رفت و به جای آن، اختلاف، اساس خلافت و سپس عقاید و فرق را رقم زد. آنان که دین را به ثمنی بخس فروختند، نخستین شکاف را در امت ایجاد کردند و سپس هر فرقهای برای توجیه مسیر خود، دست به تأویل و تحریف کتاب زد و این گونه اختلافات، لایهلایه و عمیق شد.پس راهبرد اصلی برای نجات از این "شقاق بعید" چیست؟عزیزانم! علاج این درد مزمن، نه با سرکوب و شمشیر که با توبهای از جنس بیان حقیقت است. همان گونه که تفسیر آیه ۱۷۵ میگوید، توبۀ کتمانکنندگان، تنها استغفار و گریه نیست؛ بلکه بیرون آوردن حقایق مکتوم و زدودن غبار تحریف است. فرماندهان فکری امت باید بدانند که کیفر این کتمان، متناسب با جرم است: آنان که در دنیا گوش مردم را از شنیدن کلام حق بستند، در قیامت از همسخنی با خدای رحمان محروم میشوند.
23:12 - 10 تیر 1405