شکاف اجتماعی یا اختلافنظر؟ در روزهای بحران چگونه یکدیگر را گم نکنیم!
✍️معصومه جمشیدی«وَ صَلَاحُ ذَاتِ الْبَيْنِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلَاةِ وَ الصِّيَامِ» (نهجالبلاغه، نامه ۴۷)اصلاح، سازش و رفع اختلاف میان مردم، از تمام نمازها و روزههای (مستحب) برتر است.ویروس خاموش در روزهای ملتهبهموطنان عزیز؛ در روزهایی که تیتر اخبار با کلماتی چون فشار اقتصادی، تورم، تحریم و تهدیدهای بیرونی پر شده و ذهن جامعه را به شدت درگیر کرده است، یک خطر آرام، بیصدا و بسیار ویرانگر در زیر پوست شهر در حال رشد است: عمیقتر شدن شکافهای اجتماعی.اختلافنظر در شرایط عادیِ هر جامعهای کاملاً طبیعی است؛ ما درباره سیاست، اقتصاد، راهحلها و حتی میزان امیدواریمان به آینده متفاوت فکر میکنیم. اما داستان در دورههای بحران عوض میشود. در روزهای سخت، این اختلافها تندتر، شخصیتر، احساسیتر و گاهی خطرناکتر میشوند. اما چرا؟چون وقتی انسان مضطرب است، آستانه تحملش به پایینترین حد ممکن میرسد. ذهنِ خسته و تحت فشار، حوصله تحلیل پیچیدگیها را ندارد و فقط به دنبال یک «مقصر» میگردد تا خشم خود را بر سر او خالی کند. در چنین فضای مهآلودی، کسی که صرفاً «مخالف فکری» ماست، به سرعت در ذهنمان تبدیل به یک «دشمن» میشود.
چرا بحرانها، جامعه را دوقطبی و قطعهقطعه میکنند؟وقتی فشار بیرونی و بحران معیشتی اوج میگیرد، جامعه بهطور غریزی به دو واکنش عمده گرایش پیدا میکند:۱. گروهی که تنها راهحل عبور از بحران را در مقاومت بیشتر و ایستادگی میبینند.۲. گروهی که نجات را در تغییر مسیر، مذاکره و اصلاحات جستجو میکنند.نکته طلایی اینجاست: اصلِ این اختلافنظر نه تنها بد نیست، بلکه نشانه پویایی است. فاجعه دقیقاً از نقطهای شروع میشود که این تفاوتِ نگاه، به بیاحترامی، تحقیر و تخریب یکدیگر تبدیل شود. آنوقت است که انرژیِ حیاتی جامعه، بهجای اینکه صرف پیدا کردن راهحل و عبور از بحران شود، در تنورِ «جنگ داخلیِ کلامی» میسوزد و خاکستر میشود. در شرایطی که کشور با تهدید خارجی و مشکلات شدید اقتصادی دستوپنجه نرم میکند، فرسایش سرمایه اجتماعی و از بین رفتن اعتماد عمومی، صدها بار خطرناکتر از خودِ بحران بیرونی است.
همنظر نبودن، به معنای خائن بودن نیست!باید بپذیریم که جامعه بالغ، جامعهای نیست که در آن همه مثل ربات شبیه به هم فکر کنند؛ بلکه جامعهای است که بتواند با وجود تمام تفاوتها، شانه به شانه هم بایستد.متأسفانه در فضای شبکههای اجتماعی، مرز باریک میان «گفتوگوی سازنده» و «جدالِ ویرانگر» در کسری از ثانیه محو میشود. کافی است یک جمله تند یا یک نقد احساسی نوشته شود تا سیلی از برچسبزدنها، قضاوتها و توهینها شکل بگیرد. نتیجه این چرخه باطل چیست؟ تولید بیاعتمادی عمیقتر.حالا باید از خودمان یک سؤال بزرگ بپرسیم: آیا در روزهایی که اقتصاد زیر فشار است و مردم زیر بار سنگین هزینهها کمر خم کردهاند، ما واقعاً توان و تحملِ اینهمه دشمنسازی داخلی را داریم؟
اخلاق در اختلاف؛ هنر مدارا در روزهای سختداشتن فضیلت اخلاقی در روزهای آرام و پرپول، کار چندان سختی نیست؛ هنر انسانها و جوامع، حفظ «اخلاق در بحران» است. اخلاق در زمان اختلافنظر یعنی رعایت چهار اصل ساده اما حیاتی:- نقد کردن، بدون تحقیر کردن: میشود با صدای آرام هم مخالفت کرد.- مخالفت کردن، بدون برچسب زدن: به جای القابی مثل خائن، ناآگاه یا مزدور، فقط نظر فرد را نقد کنیم.- شنیدنِ فعال، قبل از پاسخ دادنِ تهاجمی: گوش دادن برای فهمیدن، نه فقط برای جواب دادن.- تفکیک «نظر» از «شخصیت»: اگر کسی تحلیل متفاوتی دارد، لزوماً انسان بدذات یا بیوطنی نیست. شاید زاویه دید، تجربهها و یا اطلاعات او با ما متفاوت است.اگر عادت کنیم هر اختلافی را به خیانت تعبیر کنیم، در حالِ موریانهوار خوردنِ پایههای جامعه از درون هستیم.
چهار قدم طلایی برای تبدیل اختلاف به همبستگیشکاف اجتماعی، قاتل خاموش امنیت روانی است. جامعهای که مدام با خودش گلاویز است، امیدش را از دست میدهد و در برابر ضربات بیرونی شکنندهتر میشود. برای جلوگیری از این فروپاشی خاموش، این راهکارها را تمرین کنیم:1. تمرکز بر مسئله، نه اشخاص: در بحثها، پیکان نقد را به سمت مشکل بگیریم، نه قلب طرف مقابل.2. پذیرش محدودیت آگاهی: هیچکدام از ما تصویرِ کاملِ حقیقت را در دست نداریم.3. توقف چرخه نفرت: از لایک کردن و بازنشر محتواهای تحریکآمیز، تفرقهافکن و توهینآمیز در فضای مجازی خودداری کنیم.4. تمرین از خانه: فرهنگ گفتوگو از میز شام خانواده شروع میشود. اگر یاد بگیریم در خانه بدون فریاد حرف بزنیم، در خیابان هم صدایمان را بالا نمیبریم.
درون مرزهای دلمان دیوار نکشیمبحران اقتصادی، تورمِ افسارگسیخته و سایه تهدیدهای خارجی، واقعیتهای تلخ و انکارناپذیر این روزهای ماست. اما هیچکدام از اینها دلیل موجهی برای از دست دادن یکدیگر نیست.ممکن است درباره اینکه «چگونه باید مشکل را حل کرد» فرسنگها با هم فاصله داشته باشیم؛ اما همه ما در یک نقطه مشترکیم: «همه ما آیندهای آرامتر، با ثباتتر، مرفه و امن برای خود و فرزندانمان میخواهیم.»اگر اجازه دهیم این اختلافنظرهای طبیعی به شکافهای پرنشدنی تبدیل شود، صورتحسابِ سنگینِ آن را همه ما با هم پرداخت خواهیم کرد. در روزهایی که بیرون از مرزها برای ما خطونشان میکشند، مهمترین و ملیترین وظیفه ما این است که درون مرزهای دلهایمان دیوار نکشیم. فراموش نکنیم: اختلاف، طبیعی است؛ اما تخریب، انتخاب ماست.ای بسا هندو و ترکِ همزبانای بسا دو ترک، چون بیگانگانپس زبانِ مَحرمی خود دیگر استهمدلی، از همزبانی بهتر است... (مولوی)
21:37 - 8 تیر 1405