از حماسه میدان تا روایت هنر؛ تبیین ضرورت بعثت هنرمندان در حافظه تمدنی ایران

✍️مهناشریفیتاریخ ملت‌ها تنها مجموعه‌ای از وقایع و رخدادها نیست، بلکه مجموعه‌ای از روایت‌ها است. هر حماسه‌ای، هرچقدر هم عظیم و تکان‌دهنده باشد، اگر در کالبد هنر جاری نشود و به زبان روایت درنیاید، در معرض فرسایش زمان و تحریف‌های تاریخی قرار می‌گیرد. خیزش اخیر ملت ایران در دفاع از هویت و استقلال خویش، حماسه‌ای است که در میدان رقم خورد؛ اما اکنون نوبت به میدان فرهنگ رسیده است. در این نقطه است که مفهوم بعثت هنرمندان نه به عنوان یک انتخاب، بلکه به عنوان یک ضرورت تمدنی و مسئولیت تاریخی ظهور می‌کند.۱. بعثت هنرمندان؛ گذار از مشاهده به روایتبعثت در لغت به معنای برانگیختگی و آغاز یک رسالت است. برای هنرمند، بعثت زمانی رخ می‌دهد که او از جایگاه یک ناظر یا ثبت‌کننده ساده، به جایگاه یک روایت‌گر راهبردی ارتقا یابد. ضرورت این بعثت در آن است که حماسه‌های مردمی، طبیعتی سیال دارند. احساسات جاری در میدان، شور و اشتیاق خیزش و ایثار، اگر توسط ابزارهای هنری به سرمایه فرهنگی تبدیل نشوند، به مرور زمان به خاطراتی گذرا تبدیل می‌شوند. مسئولیت اهل فرهنگ و هنر در این لحظه سرنوشت‌ساز، صیانت از حقیقت است. هنر در اینجا نباید صرفاً در مقام ستایش باشد، بلکه باید در مقام تبیین قرار گیرد. تبیینی که نشان دهد چرا این ملت ایستاد، چه ارزشی را دفاع کرد و این مقاومت در زنجیره تاریخ ایران کجای پازل تمدنی ما قرار دارد.
۲. همسویی کنش فرهنگی با کنش مردمیبعثت هنرمندان نباید یک جریان جداگانه و نخبه‌گرا باشد، بلکه باید در امتداد بعثت مردم تعریف شود. هرگاه هنر از ریشه مردمی فاصله بگیرد، به تزئینی بدل می‌شود که مخاطب را جذب نمی‌کند. هنر باید زبان تبیین‌کننده اراده مردم باشد؛ یعنی هنرمند باید بتواند نبض میدان را لمس کند و صدای کسانی شود که در سکوت، حماسه آفریده‌اند.رابطه میان کنش مردمی (میدان) و کنش فرهنگی (هنر)، رابطه‌ای تکمیلی است. اگر مردم در میدان، بدنه حماسه را ساختند، هنرمندان موظف‌اند «روح» و معنای آن را استخراج کنند. هنرمندی که بتواند تجربه زیسته مردم را به زبان جهانی و اثرگذار تبدیل کند، در واقع پل ارتباطی میان حقیقت میدان و حافظه نسل‌های آینده است.
۳. از فردوسی تا امروز؛ بازآفرینی حماسه در جهان معاصربرای درک عمق این مسئولیت، باید به ریشه‌های حماسی این سرزمین نگریست. شاهنامه فردوسی صرفا یک کتاب ادبی نیست، بلکه تلاشی بود برای تبدیل حماسه‌های ملی به یک روایت ماندگار تا هویت ایرانی در برابر تلاطم‌های تاریخی حفظ شود. مفاهیمی چون مقاومت در برابر ضحاک‌واران و ایستادگی برای استقلال، در خون این ملت جاری است و حماسه‌های امروز، در واقع بازخوانی همان روح قهرمانی فردوسی در بستر معاصر است.اما چالش اصلی، زبان روایت است. برای اینکه این حماسه برای نسل جدید ماندگار شود، نباید تنها به قالب‌های سنتی بسنده کرد. ما نیازمند بازآفرینی حماسه در قالب‌های مدرن هستیم. سینما، مستندهای کوتاه، هنرهای دیجیتال، موسیقی تلفیقی و حتی روایت‌های تعاملی در فضای مجازی، ابزارهایی هستند که می‌توانند مفاهیم عمیق مقاومت را به زبان نسل زد (Gen Z) ترجمه کنند. روایت‌سازی امروز باید از سطح گزارش فراتر رفته و به سطح تجربه برسد؛ به‌گونه‌ای که مخاطب جوان، خود را بخشی از این جریان تمدنی ببیند.
نتیجه‌گیری و راهبردبعثت هنرمندان، فراخوانی برای بازگشت به اصالت است؛ اصالتی که در آن هنر در خدمت حقیقت و حقیقت در خدمت تعالی انسان است. برای ماندگار کردن خیزش عظیم ملت، باید یک نهضت فرهنگی متناسب با عظمت این حماسه شکل بگیرد. این نهضت نیازمند سه رکن است: اول، استخراج روایت‌های میدانی و تجربیات زیسته مردم؛ دوم، تبدیل این روایت‌ها به آثار هنری با کیفیت جهانی؛ و سوم، توزیع هوشمندانه این آثار در رسانه‌های نوین.اگر هنرمندان امروز بتوانند با نگاهی تحلیلی و راهبردی، این حماسه را به میراثی تبدیل کنند، تاریخ ایران بار دیگر شاهد تولد یک روایت ماندگار خواهد بود که مانند شاهنامه، قرن‌ها برای این ملت منبع الهام و عزت باقی می‌ماند.
05:34 - 30 خرداد 1405
جامعه
رسانه
تحلیل و نظر

9695 بازدید