از پایداری تا توافق پایدار

✍️علیرضا احمدی قره زاغ ایران اسلامی پس از یک دوره پایداری، فشارپذیری محدود، تقویت توان درونی و حفظ ظرفیت‌های راهبردی توانسته است به نتیجه قریب به مطلوب برسد.این تجربه نشان می‌دهد که گفت‌وگو زمانی بیشترین کارایی و ضمانت اجرایی را دارد که بر پایه توان واقعی، انسجام داخلی، پشتوانه مردمی و دستاوردهای ملموس شکل گرفته باشد؛ نه بر پایه ترس، اضطرار، یا عقب‌نشینی شتاب‌زده. در جمهوری اسلامی، پایداری نه جایگزین گفت‌وگو، بلکه مقدمه گفت‌وگوی مؤثر بود. در آغاز مسیر، دشمن امریکایی-صهیونی می‌کوشید با فشار اقتصادی، تهدید سیاسی، ایجاد تردید در افکار عمومی و القای هزینه‌های سنگین، ایران اسلامی را به پذیرش خواسته‌های یک‌جانبه وادار کند. اگر ایران در همان مرحله، از موضع ضعف وارد گفت‌وگو می‌شد، به احتمال زیاد توافقی ناپایدار، کم‌اثر و فاقد توازن به دست می‌آمد. اما ایستادگی حساب‌شده، فرصت بازسازی ظرفیت‌ها را فراهم کرد و معادله را به سود کشور مان تغییر داد. همین تغییر در توازن، شرط اصلی ورود به گفت‌وگویی ثمربخش بود.نخستین دستاورد مادی پایداری، تقویت توان بازدارندگی بود. بازدارندگی یعنی طرف مقابل بداند که ادامه فشار، نتیجه آسان و بی‌هزینه‌ای ندارد. ایران اسلامی با حفظ توان دفاعی، بهبود مدیریت اقتصادی، گسترش مسیرهای جایگزین همکاری و کاهش آسیب‌پذیری‌های حیاتی، نشان داد که ابزار فشار علیه آن؛ کارایی پیشین را ندارد. در چنین شرایطی، مذاکره دیگر از سر اضطرار نبود، بلکه به ابزاری برای تنظیم دوباره روابط و کاهش هزینه‌های ملی تبدیل شد.
دومین دستاورد مادی، افزایش خوداتکایی بود. تجربه به ما نشان داد که فشار بیرونی، اگر با تدبیر همراه شود، می‌تواند به تقویت ظرفیت‌های داخلی بینجامد. ایران اسلامی در حوزه تولید، تأمین نیازهای اساسی، بهره‌گیری از توان داخلی و توسعه راه‌های جایگزین، گام‌هایی برداشت که وابستگی‌های آسیب‌زا را کاهش داد. نتیجه این روند، افزایش آزادی عمل در تصمیم‌گیری بود. کشوری که نیازهای اصلی خود را تنها به اراده دیگران وابسته نکند، در گفت‌وگو نیز ناچار به پذیرش هر شرطی نخواهد بود.این مسیر نشان می‌دهد که مذاکره زمانی بیشترین ارزش را دارد که از پشتوانه قدرت، عزت، صبر و دستاورد واقعی برخوردار باشد.
20:54 - 29 خرداد 1405
جامعه
سیاست
تحلیل و نظر

29٫3k بازدید