در امتدادِ بعثت؛ واکاویِ یک ادعایِ سترگ
✍️شادی ورشوچی سخنان با صلابت خمینی کبیر(ره) مبنی بر برتری ملت ایران بر مردمان عصر حجاز در عهد رسولالله (صلی الله علیه و آله و سلم) و ساکنان کوفه و عراق در دوران ائمهی هدی (علیهمالسلام)، در نگاه نخست، شاید برای ذهنهایِ عادتکرده به تحلیلهای خطی، سنگین و حتی غریب جلوه کند. اما با اندکی ژرفنگری در بستر تاریخیِ این کلام، درمییابیم که این گزاره، برخاسته از عواطفی گذرا یا مبالغهای سیاسی نبوده، بلکه برآمده از یک «شناختِ عمیق» و «واقعبینیِ ایمانی» است.این مقایسهی تاریخی، در حقیقت، ترسیمِ تمایزی بنیادین میان «اطاعتِ منفعلانه» و «آگاهیِ فعالانه» است. در حافظهی تاریخیِ ما، جوامعِ آن اعصار، علیرغمِ زیستن در محضرِ معصوم، در بزنگاههای سرنوشتسازِ سیاسی و اجتماعی، در آزمونِ «پایداری» و «بصیرتِ ولایی» دچار لغزشهای عمیق شدند. امام (ره) با تأکید بر این برتری، به «ظرفیتِ کشفنشدهی» ملت ایران اشاره داشتند؛ ملتی که در چنبرهی سهمگینترین فشارها و تحریمها، علاوه بر آن که از پای ننشست، بلکه با «بعثتی دوباره»، جبههای نو از مقاومت را در برابر دیدگانِ جهانیان گشود.این ادعا، بیش از آنکه یک مدالِ افتخارِ نمادین باشد، نوعی «میثاقنامه» است که بارِ سنگینی بر دوشِ نسلهای حاضر نهاده است. این برتری، به معنایِ ادعای عصمت یا فقدانِ خطا نیست؛ بلکه اشاره به «تابآوریِ راهبردی» و «وفاداریِ آگاهانه» به آرمانهاست. امروز، بازخوانیِ این سخن در کنارِ تحولاتِ جبههی مقاومت، نشان میدهد که ملتِ ایران، تنها نظارهگرِ تاریخ نبودهاند، بلکه خود، نویسندگانِ فصلی تازه از حماسهی دیانت و ایستادگی شدهاند.
تحلیلِ این کلامِ امام، درسی است برای امروز؛ یادآوریِ این حقیقتِ که «ظرفیتِ ملتها» در سایهی هدایتِ الهی و درکِ زمانه، میتواند مرزهای سنتیِ تاریخ را درنوردد و در هر عصر، امتی الگو و پیشرو بسازد. این میراث، برای تفاخر نبوده که برای تداومِ همان مسیرِ پرفراز و فرودی است که از سحرگاهِ بعثت آغاز شد و اکنون در دستانِ ماست.
16:40 - 15 خرداد 1405