از غدیر تا امام؛ یک راه، یک پرچم

✍️وحید رجب خانیدر تاریخ ادیان و مکاتب بشری، لحظاتی وجود دارند که خط فاصل میان «رویداد» و «ایده» از میان می‌رود؛ لحظاتی که یک واقعه تاریخی، به یک اصل ابدی بدل می‌شود. واقعه غدیر خم، تنها یک اعلان سیاسی یا یک مراسم تشریفاتی برای تبیین جانشینی نبود؛ بلکه نقطه‌ی تلاقی میان «رسالت نبوت» و «تداوم امامت» بود. اگر نبوت را آغاز حرکت الهی برای هدایت بشر بدانیم، غدیر همان نقطه‌ی تثبیت است که مسیر را از پراکندگی و تفسیرهای شخصی، به سوی یک مرکزیت واحد و ممتد هدایت کرد. از غدیر تا امام، یک پیوستگی ناگسستنی است؛ پیوستگی یک «راه» که با وحی آغاز شد و یک «پرچم» که با ولایت بر فراز تاریخ برافراشته شد.غدیر؛ نقطه عطف از «پیام» به «الگوی زیسته»برای درک عمق این پیوند، باید پرسید چرا پیامبر اکرم (ص) در آن مقطع حساس، بر مسئله‌ی ولایت تاکید ورزید؟ پاسخ در ماهیت رسالت نهفته است. پیام بدون وجود یک مرجعیت معصوم و متصل به وحی، در برابر تفسیرهای هوا پرستانه و انحرافات سلیقه‌ای، آسیب‌ پذیر خواهد بود.واقعه غدیر، در واقع اعلام پایان دوران «پیام‌ آوری» و آغاز دوران «هدایتگری ممتد» بود. در غدیر، خداوند با اعلام ولایت، مأموریتِ حفظ شعائر، تبیین احکام و صیانت از جوهر توحید را به امامت سپرد. بنابراین، غدیر تنها یک خبر نبوی نبود، بلکه ترسیم نقشه‌ی راه برای تمام نسل‌های آینده بود تا بدانند برای رسیدگی به پرسش‌های بنیادین هستی، باید به کدام مرکزیت رجوع کنند.
یک راه؛ پیوستگی معنایی میان نبوت و امامتعبارت «یک راه» بر این حقیقت استوار است که مسیر نبوت و امامت، دو مسیر جداگانه نیستند که یکی تمام شود و دیگری آغاز گردد؛ بلکه آن‌ها دو مرحله از یک حرکت واحد الهی هستند.نبوت، وظیفه‌ی «آشنا کردن» بشر با پروردگار و قوانین او بود. امامت، وظیفه‌ی «آشنا نگه داشتن» بشر با همان قوانین در مواجهه با آزمون‌های زمانه است. اگر نبوت، بنیان بنا باشد، امامت، ستون‌های نگهدارنده آن است. این «یک راه»، مسیری است که در آن، پیوند میان «مقدس» و «واقعیت» هرگز گسسته نمی‌شود. از آن جا که منشأ هر دو (وحی الهی) یکی است، تضادی میان آن‌ها نمی‌تواند باشد. امامت، همان استمرار عملی مفاهیم نبوی در عرصه‌ی اجتماع و سیاست و اخلاق است. بنابراین، هر کس راه امامت را گم کند، در واقع راه نبوت را از نظر کاربرد و هدایت، مسدود کرده است.
یک پرچم؛ نماد وحدت و مرجعیتاگر «راه» را به معنای مسیر حرکت در نظر بگیریم، «پرچم» همان نشانه‌ای است که در میان انبوه مسیرها و در غبار تلاطم‌های تاریخی، جهت را مشخص می‌کند. پرچم ولایت که در غدیر برافراشته شد، نماد «مرجعیت واحد» است.در طول تاریخ، جریان‌های مختلف سعی کردند با ایجاد پرچم‌های متعدد (ایدئولوژی‌های مادی، تفاسیر انحرافی و مرجعیت‌های غیر الهی)، مسیر جامعه را از محور اصلی منحرف کنند. اما پرچم غدیر، چون با فرمان مستقیم الهی و در حضور پیامبر (ص) مستقر شده بود، ماهیتی فراتر از یک شعار سیاسی پیدا کرد. این پرچم، مرزی است میان «حق» و «باطل»؛ مرزی که در آن، هر چه از مسیر این پرچم فاصله بگیرد، به ورطه‌ی تکثرگرایی مایه تفرقه و گمراهی سقوط خواهد کرد. پرچم امامت، پرچم صیانت از هستی دین است؛ پرچمی که در هر عصری، حتی در غیاب حضرت ولی‌عصر (عج)، همچنان در قالب مبانی اصیلِ تشیع، جهت ‌دهنده به حرکت مؤمنان است.پیوند غدیر و بقای اسلاماگر پیوند میان غدیر و امامت برقرار نمی‌شد، اسلام با چالش «فقدانِ مفسر معصوم» مواجه می‌شد. در صورت نبود این پیوند، دین به یک مجموعه‌ی از متن‌های خام تبدیل می‌گشت که هر گروهی بر اساس منافع خود، برای خود از آن معنایی می‌ساخت.غدیر با تثبیت امامت، «امنیت معنایی» را برای اسلام تضمین کرد. این امنیت باعث شد که حضرت امیرالمومنین علی علیه ‌السلام و پیروان ایشان، نه تنها در تبیین احکام، بلکه در حفظ روح عدالت و توحید، حریفی برای جریان‌های ستمگر نداشته باشند. در واقع، امامت، تضمین ‌کننده بقای «کیفیت» دین بود، نه فقط «کمیت» آن.
نتیجه ‌گیریدرک پیوند «از غدیر تا امام» به معنای آن است که ما نباید به غدیر تنها به عنوان یک واقعه‌ی تاریخی سپری شده بنگریم؛ بلکه باید آن را به عنوان یک «منطق حاکم» بر زندگی خود بازشناسی کنیم.«یک راه» بودن، ما را به دنباله ‌رَوی از اصول ثابت و فراتر رفتن از تعصباتِ گذرا دعوت می‌کند. «یک پرچم» بودن، ما را یادآوری می‌کند که در دنیای پر از ادعا و پرچم‌های رنگارنگ مادی، تنها مرجعیت الهی است که می‌تواند منجی بشر باشد. از غدیر تا امام، روایتی است از استمرار نور؛ نوری که در غدیر روشن شد تا در قلب هر مؤمنی، راه را نشان دهد و در سینه هر آزاده‌ای، پرچمی را برای ایستادگی در برابر ظلم، برافرازد.
12:17 - 15 خرداد 1405
جامعه
تاریخ
تحلیل و نظر

16٫2k بازدید