«از احیای میدان تا نمایش اقتدار ملی» واکاوی دو دستور راهبردی رهبر انقلاب اسلامی

✍️علیرضا احمدی قره زاغ در بزنگاه‌های تاریخی، آنچه مسیر آینده یک ملت را روشن می‌کند، نه صرفاً تحلیل نخبگان، بلکه «دستور عمل»‌هایی است که بتواند ظرفیت‌های مردمی را به کنش مؤثر تبدیل کند. دیدار اخیر جمعی از مسئولان با رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمی سید مجتبی خامنه ای ( مد ظله) از همین جنس بود؛ دیداری که در آن، دو توصیه مهم و راهبردی مطرح شد؛ توصیه‌هایی که اگر درست فهم و عملیاتی شوند، می‌توانند به احیای میدان اجتماعی و تقویت قدرت ملی بینجامند. نخست، تأکید بر حفظ، گسترش، تعمیق و جهت‌دهی میدان، و دوم، ضرورت برگزاری آموزش‌های نظامی و رسانه‌ای کردن آن‌ها. این دو دستور، در حقیقت دو روی یک سکه‌اند: یکی ناظر بر جانِ میدان، و دیگری معطوف به بازوی اقتدار ملت.میدان، در منطق انقلاب اسلامی، صرفاً یک تجمع یا حضور فیزیکی نیست؛ میدان، جایی است که مردم با آگاهی، اراده و مسئولیت تاریخی خود وارد عمل می‌شوند. گزارش‌هایی که از کاهش تعداد شرکت‌کنندگان در تجمعات حکایت دارد، زنگ هشداری است که نباید آن را سطحی یا مقطعی تلقی کرد. کاهش میدان، اگر علاج نشود، به فرسایش سرمایه اجتماعی می‌انجامد. از همین رو، رهبر انقلاب به‌جای توقف در آسیب‌شناسی، نسخه‌ای عملی ارائه کردند: حفظ و گسترش میدان، اما نه به شکل صوری، بلکه با تعمیق و جهت‌دهی آن.
حفظ و گسترش میدان، در گام نخست، به معنای زنده نگه داشتن روح حضور مردم است. مردم زمانی در میدان می‌مانند که احساس کنند حضورشان معنا دارد و اثر می‌گذارد. میدان‌هایی که صرفاً بر اساس مناسبت‌ها شکل می‌گیرند، دوام ندارند. میدان باید به بخشی از زیست اجتماعی مردم تبدیل شود؛ از محله و مسجد گرفته تا دانشگاه و محیط کار. اینجاست که نقش شبکه‌های مردمی و کنشگران فرهنگی برجسته می‌شود؛ کسانی که می‌توانند میدان را از حالت موسمی خارج کرده و به جریان مستمر اجتماعی بدل کنند.اما گسترش میدان، بدون تعمیق آن، نتیجه‌ای جز ازدحام نخواهد داشت. تعمیق میدان یعنی افزودن لایه معرفتی و بینشی به حضور مردم. در این مرحله، نقش «سفیران جهاد تبیین» حیاتی است. آنان باید بتوانند در متن میدان، معنا تولید کنند؛ معنا از چرایی حضور، از نسبت مردم با تحولات ملی و از جایگاه هر فرد در پازل کلان انقلاب. اگر میدان، محل پرسش و پاسخ، گفت‌وگو و تبیین نشود، به‌تدریج به حرکتی احساسی و کم‌عمق فروکاسته خواهد شد.جهت‌دهی میدان، حلقه تکمیل‌کننده این زنجیره است. تاریخ نشان داده است که میدان‌های بی‌جهت، یا به انفعال می‌رسند یا در معرض انحراف قرار می‌گیرند. جهت‌دهی به معنای تحمیل نظر نیست، بلکه روشن کردن افق است. میدان باید بداند به کجا می‌رود و برای چه هدفی هزینه می‌دهد. این جهت، زمانی پایدار خواهد بود که بر حقیقت، هویت ملی و خدمت به مردم استوار شود. سفیران جهاد تبیین، در این میان، نقش قطب‌نما را دارند؛ آنان باید مانع از پراکندگی گفتمانی شده و میدان را به سوی اهداف کلان هدایت کنند.
دستور دوم رهبر انقلاب، یعنی برگزاری آموزش‌های نظامی و کار با تسلیحات و رسانه‌ای کردن آن، در امتداد همین منطق قابل فهم است. این توصیه، صرفاً ناظر به تقویت مهارت‌های نظامی نیست؛ بلکه پیامی فرهنگی و اجتماعی در خود دارد. آموزش نظامی عمومی، نماد آمادگی، انضباط و عزت ملی است. ملتی که آمادگی دفاع از خود را دارد، در معادلات منطقه‌ای و جهانی نیز با زبان اقتدار سخن می‌گوید.برگزاری این آموزش‌ها در بستر تجمعات مردمی، پیوندی معنادار میان میدان اجتماعی و قدرت دفاعی ایجاد می‌کند. این پیوند، یادآور تجربه دفاع مقدس است؛ جایی که مردم، پیش از آنکه یک نیروی سازمانی باشند، یک «ملت در میدان» بودند. آموزش‌های نظامی اگر با رویکرد فرهنگی و هویتی همراه شود، نه‌تنها هراس‌آفرین نیست، بلکه اعتمادبه‌نفس ملی را افزایش می‌دهد و نسل جوان را با مفهوم مسئولیت جمعی آشنا می‌سازد.تأکید بر رسانه‌ای کردن این آموزش‌ها نیز نکته‌ای کلیدی است. در عصر جنگ روایت‌ها، آنچه دیده نمی‌شود، گویی وجود ندارد. رسانه‌ای کردن آموزش‌های نظامی، نمایش عریان خشونت نیست، بلکه روایت آمادگی یک ملت برای دفاع از خود است. این روایت، هم پیام بازدارندگی برای دشمن دارد و هم پیام اطمینان برای مردم. رسانه ملی و فضای مجازی، اگر با زبان حرفه‌ای و جذاب به این موضوع بپردازند، می‌توانند تصویر تازه‌ای از «ایرانِ آماده» در ذهن مخاطبان داخلی و خارجی ترسیم کنند.
در این میان، بار دیگر نقش سفیران جهاد تبیین برجسته می‌شود. آنان باید روایت‌گران این صحنه‌ها باشند؛ روایت‌گرانی که بتوانند آموزش نظامی را از یک اقدام فنی، به یک رخداد فرهنگی و اجتماعی ارتقا دهند. روایت درست، می‌تواند این آموزش‌ها را به عاملی برای همبستگی ملی و افزایش سرمایه اجتماعی بدل کند.در نهایت، باید گفت دو دستور اخیر رهبر انقلاب، یک بسته واحد راهبردی را تشکیل می‌دهد. حفظ و تعمیق میدان، بدون نمایش اقتدار و آمادگی، ناقص خواهد بود؛ و آموزش‌های نظامی، بدون میدان مردمی و روایت فرهنگی، به اقدامی خشک و محدود فروکاسته می‌شود. ترکیب این دو، الگویی از جامعه‌ای پویا، آگاه و مقتدر ارائه می‌دهد.امروز، بیش از هر زمان دیگر، نیازمند عبور از نگاه شعاری و حرکت به سوی عمل هستیم. این دو دستور، اگر به‌درستی فهم و اجرا شوند، می‌توانند نقطه آغاز یک دوره تازه در کنش اجتماعی و فرهنگی کشور باشند. دوره‌ای که در آن، میدان زنده است، روایت جاری است و ملت، آگاهانه و مقتدرانه، در صحنه تاریخ حضور دارد. این همان افقی است که جهاد تبیین، نه در کلام، بلکه در عمل، معنا پیدا می‌کند.
00:20 - 30 اردیبهشت 1405
جامعه
حماسه و مقاومت
تحلیل و نظر

1 واکنش
24٫2k بازدید