جانم فدای ایران اسلامی؛ پیوند لاینفک ظرف ملیت و مظروف دیانت
✍️حسین انجدانیدر سپهر سیاسی و اجتماعی معاصر، همواره پرسشی بنیادین مطرح بوده است: محرک اصلی صیانت از مرزها و ضامن اتحاد یک ملت در برابر هجمههای سهمگین چیست؟ برخی با نگاهی تکبعدی، تنها راه مقابله با دشمن و حفظ انسجام ملی را تمرکز بر عنصر «ملیت» و «ملیگرایی» میدانند. اگرچه ملیگرایی و عرق به وطن در جای خود حائز اهمیت است و اسلام نیز «حب الوطن» را از ارزشهای متعالی برمیشمارد، اما حقیقت آن است که ملیگرایی منهای روح ایمان و تعهد دینی، چیزی جز یک پوستهی شکننده و ظاهری فریبنده نیست. تاریخ معاصر جهان، شواهد گویایی از ناکارآمدی ملیگرایی صرف را پیش روی ما میگذارد. ملیگرایی در میان اعراب، همواره به عنوان یکی از شدیدترین و متعصبانهترین انواع ناسیونالیسم در دنیا شناخته شده است. تعهد آنان به «عربیت» در کلام و ادبیات، بینظیر مینماید؛ اما همین تعهد صلب ملی، در بزنگاههای تاریخی به آزمونی سخت کشیده شد و لنگید.
زمانی که فجایع انسانی در غزه و فلسطین به اوج خود رسید، بسیاری از این مدعیان نه تنها قدمی عملی برنداشتند، بلکه برخی دولتهای عربی در صدد برقراری پیوندهای دوستانه با غاصبان برآمدند. همچنین در تهاجم قدرتهای غربی به عراق، شاهد بودیم که نه تنها حس ملیگرایی عربی همسایگان به یاری مردم عراق نیامد، بلکه خاک برخی از این کشورها به پایگاهی برای متجاوزان تبدیل شد. حتی در درون خاک عراق نیز، ملیگرایی بدون پشتوانه ایمانی نتوانست سدی در برابر اشغالگران بسازد. راز این ایستایی و ناکامی در کجاست؟ پاسخ را باید در این حقیقت جست که عنصر «ملیت»، تنها یک «ظرف» است. قدرت، انسجام و اقتدار این ظرف، مستقیماً به «مظروف» آن بستگی دارد. ملیت زمانی به نیرویی پیشبرنده و شکستناپذیر تبدیل میشود که اولاً با ایمان دینی و مقاومت مکتبی گره بخورد و ثانیاً زیر سایه یک حکومت دینی متعهد و مقاوم تبلور یابد.
ظرف ایران در دویست سال اخیر، تنها زمانی توانسته است از حقارت و ضعف فاصله بگیرد که با مظروف «ولایت و ولایتمداری» پر شده است. این پیوند مقدس بود که باعث شد ایران اسلامی در برابر جنگهای مستمر و تحریمهای ظالمانه استکبار جهانی در طول نیم قرن اخیر، نه تنها کمر خم نکند، بلکه پیروزمندانه قد علم کند. امروز وقتی در کوچه و خیابان یا در میان نیروهای جانبرکف نظامی ارتش و سپاه، شعارهایی همچون «ایران خدایی»، «ایران عاشورایی»، «حرم آل پیغمبر» و «خانه اهل ولا» شنیده میشود، اینها صرفاً کلمات نیستند؛ بلکه تبیین دقیق هویت ایران پس از انقلاباند. این واژگان نشاندهنده اتحاد خللناپذیر ظرف (ایران) و مظروف (اسلام و ولایت) است. شهید سلیمانی اعلیاللهمقامه با نگاهی حکیمانه، این حقیقت را در یک جمله جاودانه کرد: «جمهوری اسلامی حرم است». این تعریفی نوین از وطنپرستی است که در آن، دفاع از خاک با دفاع از حریم مقدسات گره میخورد.با چنین نگاهی است که مردم ایران، جانفشانی برای این خاک را نه یک وظیفه مدنی صرف، بلکه جهادی مقدس میدانند. وقتی زیرساختها و پلهای این کشور مورد تهدید قرار میگیرد، زنجیرههای انسانی از زن و مرد و کودک شکل میگیرد؛ نه فقط برای حفظ بتن و سنگ، بلکه برای حفاظت از حریم «خانه اهل ولا». در نظام ارزشی ما، شعار «جانم فدای ایران» زمانی معنای حقیقی و قدسی پیدا میکند که منظور از ایران، همان ایران عاشورایی و حریم رضوی باشد. ما جانمان را فدای آن ایرانی میکنیم که آیینه نور خدا و لشکر فاتح خیبر است؛ ایرانی که ملیتش در چشمهسار ایمان دینی تطهیر شده و به اقتداری جاودانه دست یافته است.
20:55 - 26 اردیبهشت 1405