راهحل اقتصاد، گرانتر کردن زندگی نیست
✍️سادات حسینی▫️وقتی دخل و خرج یک خانواده به هم نمیخورد، اولین راهحل این نیست که قیمت همه چیز را بالا ببریم تا کمتر مصرف شود؛ بلکه باید ببینیم کجا هدررفت داریم، کجا مدیریت اشتباه بوده و چطور میشود بدون فشار مستقیم به خانواده، مشکل را حل کرد.▫️فرض کنید یک خانواده پنجنفره، ماه به ماه با تورم بالا روبهروست. اجاره خانه بالا رفته، هزینه خوراک بیشتر شده، مدرسه و درمان گرانتر شده است. حالا اگر به این خانواده بگوییم «برای مدیریت هزینهها باید قبض برق و بنزین هم چند برابر شود تا درست مصرف کنید»، طبیعی است که اولین واکنش این باشد: ما همین حالا هم در حال صرفهجویی هستیم؛ دیگر از کجا کم کنیم؟▫️در اقتصاد کشور هم وضعیت شبیه همین خانواده است. وقتی تورم بالاست، هر افزایش قیمتی روی یک کالا یا خدمت اساسی، فقط همان بخش را گران نمیکند؛ مثل یک دومینو عمل میکند. اگر قیمت سوخت بالا برود، هزینه حملونقل بالا میرود. وقتی حملونقل بالا رفت، قیمت مواد غذایی در مغازهها بالا میرود. وقتی مواد غذایی بالا رفت، فشار مستقیم به سفره مردم وارد میشود. یعنی حتی کسی که ماشین ندارد هم اثرش را در خرید روزانه حس میکند.▫️اینجاست که تفاوت «صرفهجویی» با «گرانسازی» روشن میشود.🔸صرفهجویی یعنی مثلاً:▫️جلوگیری از هدررفت انرژی در شبکه توزیع؛▫️نوسازی وسایل پرمصرف دولتی؛▫️مقابله با قاچاق سوخت؛▫️حذف رانتها و مصرفهای غیرضروری در بخشهای بزرگ.🔸اما گرانسازی سادهترین راه است: قیمت را بالا ببریم تا مصرف کم شود. این روش شاید روی کاغذ سریع باشد، اما در عمل بیشترین فشار را به طبقه متوسط و ضعیف وارد میکند.▫️مثال دیگر:
اگر در یک ساختمان آب زیاد هدر میرود، دو راه وجود دارد.یا شیرهای خراب را تعمیر کنیم و لولههای نشتیدار را درست کنیم،یا قیمت آب را چند برابر کنیم.▫️راه دوم سریعتر است، اما آیا عادلانهتر هم هست؟ اگر هنوز نشتیها باقی باشد، مردم احساس میکنند هزینه سوءمدیریت را آنها میپردازند.▫️مردم معمولاً با سختیهای منطقی همراهی میکنند، به شرطی که سه چیز را ببینند:▫️۱. عدالتاگر قرار است فشاری وارد شود، همه به نسبت سهم خود آن را تحمل کنند؛ نه اینکه فقط مصرفکننده نهایی هزینه بدهد.▫️۲. شفافیتمردم بدانند چرا این تصمیم گرفته شده، درآمد حاصل از آن دقیقاً کجا خرج میشود و چه زمانی نتیجه میدهد.▫️۳. اصلاح از بالاقبل از اینکه از مردم خواسته شود کمربندشان را سفت کنند، باید ببینند در سطوح مدیریتی هم ریختوپاشها کم شده و هزینههای اضافی حذف شده است.▫️نکته مهم این است که در شرایط تورمی، جامعه حساستر از همیشه است. وقتی قیمتها پیوسته بالا میرود، مردم احساس ناامنی اقتصادی میکنند. اگر در چنین فضایی شوک قیمتی جدیدی وارد شود، ممکن است فقط یک عدد در جدول بودجه نباشد؛ بلکه به نگرانی، بیاعتمادی و واکنش اجتماعی تبدیل شود.▫️اقتصاد فقط حساب و کتاب نیست؛ احساس امنیت مردم هم بخشی از اقتصاد است. اگر خانوادهای مدام نگران باشد که ماه بعد چه چیزی گران میشود، حتی اگر درآمدش کمی افزایش یابد، باز هم احساس آرامش نخواهد کرد.
▫️بنابراین مطالبه منطقی این است که هر سیاست اقتصادی که مستقیماً بر زندگی روزمره مردم اثر میگذارد، با دقت، زمانبندی درست و پشتوانه اجتماعی اجرا شود. مدیریت مصرف ضروری است؛ اما این مدیریت باید از اصلاح ساختارها، کاهش هدررفت، مبارزه با فساد و افزایش بهرهوری آغاز شود، نه از سادهترین و پرهزینهترین راه یعنی فشار مستقیم بر سفره مردم.▫️اگر مردم ببینند تصمیمها عادلانه، صادقانه و همراه با اصلاح واقعی است، همراهی میکنند. اما اگر احساس کنند قرار است فقط هزینههای جدیدی به آنها تحمیل شود، طبیعی است که مقاومت شکل بگیرد. حفظ اعتماد عمومی، مهمترین سرمایه هر اقتصاد در شرایط سخت است؛ سرمایهای که بهراحتی از دست میرود و بهسختی بازمیگردد.
20:23 - 23 اردیبهشت 1405