از شعابِ ابوطالب تا حصارِ اقتصادی: پارادوکسِ مقاومت و پیروزیِ ناتوانی

✍️ راحیل دانشجومقدمه: تلاقیِ تاریخ و معاصردر تاریخ بشریت، همواره تلاش میان «قدرتِ سختِ مادی» و «اراده‌ی معنوی» در جریان بوده است. امروز، جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با یک محاصره‌ی چندجانبه و ساختارمند، با چالشی روبروست که از منظر تئوری‌های سیاسی، یک «محاصره‌ی اقتصادی کامل» تلقی می‌شود. اما اگر از دریچه‌ی تاریخِ وحی بنگریم، این وضعیت شباهت‌های ساختاری عجیبی با دوران «شعب ابوطالب» دارد؛ دورانی که در آن، قدرتِ مادیِ قریش با هدفِ خفه کردنِ حقیقت، جامعه‌ی پیامبر (ص) را در انزوای مطلق قرار داد. ۱. ساختار محاصره: از پیمانِ مکتوب تا جنگِ مالیدر دوران شعاب ابوطالب، محاصره به صورت یک پیمانِ مکتوب و فیزیکی در یک دره‌ی مشخص صورت گرفت تا موجودیتِ پیامبر و پیروانش را از نظر اقتصادی و اجتماعی از میان ببرد. هدف، «تضعیفِ اراده» از طریق «تضعیفِ بنی‌بنی‌هادم» بود.امروز، ابزار محاصره از کاغذ و گرو (پیمان) به «سیستم‌های مالی جهانی»، «سپرده‌های بانکی» و «سلسله‌مراتب سوخت و انرژی» تغییر یافته است. اگرچه ابزارها مدرن شده‌اند، اما ماهیت آن‌ها یکسان است: خفه کردنِ استقلالِ سیاسی از طریق گرسنگیِ اقتصادی. در هر دو دوره، هدف تنها گرفتنِ امتیاز نیست، بلکه حذفِ یک «گزینه‌ی متفاوت» از صفحه تاریخ است. ۲. پارادوکسِ ناتوانی و اقتدارنکته‌ی کلیدی برای فرهیختگان، بررسی این پارادوکس است: چگونه موجودیتی که در برابر سیلِ قدرت‌های جهانی قرار دارد، با وجود محدودیت‌های شدید، فرو نمی‌ریزد؟
در شعاب ابوطالب، پیامبر و پیروانش از نظر تدارکات در وضعیت «ضعفِ مطلق» بودند، اما از نظر جایگاهِ استراتژیک، در وضعیت «اقتدارِ مطلق». این همان پارادوکسی است که امروز ایران با آن روبه‌روست. محاصره‌ی اقتصادی، قصد دارد «ناتوانیِ مادی» را به «فروپاشیِ سیاسی» تبدیل کند؛ اما تجربه نشان داده است که وقتی «اراده‌ی جمعی» با «اتکا به حقیقت» گره می‌خورد، ناتوانی مادی، خود به محرکی برای «خودکفایی» و «خلاقیتِ مقاومت» بدل می‌شود.۳. تکیه بر نیروی متعالی: فراتر از محاسبات ریاضیمحاسباتِ صرفاً مادی و ریاضیاتی، حتماً به شکستِ ایران در برابر محاصره منجر می‌شود. اگر فقط از منظر «تراز مالی» نگاه کنیم، پیروزیِ محاصره‌کننده قطعی به نظر می‌رسد. اما آنچه در تحلیل‌های کلاسیکِ سیاسی نادیده گرفته می‌شود، عامل «تکیه بر یاری خداوند» است.در تاریخ اسلام، پیروزی در شعاب ابوطالب، نه با شکستنِ پیمانِ قریش، بلکه با تغییرِ معادلاتِ روحی و تکیه بر قدرتِ خداوند حاصل شد. در واقع، خداوند از طریق «تنگنا»، «گستردگیِ افق‌های ذهنی» را به پیروانش هدیه داد. امروز نیز، محاصره‌ی اقتصادی، اگرچه سختی‌ها را دوچندان می‌کند، اما محرکِ اصلی برای عبور از اقتصادِ مبتنی بر رانت و حرکت به سوی اقتصادِ مبتنی بر دانش و تولیدِ داخلی است. این همان «پیروزی در عینِ ضعف» است؛ جایی که محدودیت، خود به ابزارِ رهایی تبدیل می‌شود.
۴. نتیجه‌گیری: از تنگنا به گسترهمقایسه محاصره‌ی کنونی با شعاب ابوطالب، به این معنا نیست که ما در بن‌بست هستیم، بلکه به این معناست که ما در یک «آزمونِ گذار» قرار داریم. محاصره، همواره پیش‌شرطِ ظهورِ قدرت‌های نوظهور بوده است. همان‌گونه که انزوایِ درّه‌ی ابوطالب، پایه‌هایِ قدرتِ جاهلیت را لرزاند و پیامبر را به مقامِ جهانی رساند، محاصره‌ی اقتصادی نیز می‌تواند، با تکیه بر استقامتِ ملت و یاریِ خداوند، به عاملِ تبدیلِ ایران از یک «بازیکنِ منطقه ای» به یک «قطبِ مستقلِ جهانی» بدل شود.در نهایت، پیروزی در این میدان، نه در «بازگشت به وضعِ سابق»، بلکه در «عبور از تنگنا به سوی وضعی برتر» تعریف می‌شود؛ وضعیتی که در آن، قدرتِ نهفته در اراده، بر قدرتِ صلبِ نهفته در دلار و تحریم، چیره می‌گردد.
14:32 - 20 اردیبهشت 1405
جامعه
اقتصاد
تاریخ

1 بازنشر1 واکنش
27٫9k بازدید