آفاتِ تندگویی در ایام مصلحت

✍️مسیح فخراین سطور در واکنش به موجی از تندگویی‌هایی نوشته می‌شود که این روزها از برخی تریبون‌های پرصدا به گوش می‌رسد؛ سخنانی که به‌جای روشنگری، بیشتر بر التهاب می‌افزایند و فضای گفت‌وگو را از مدار حلم و اخلاق خارج می‌کنند.در شرایط حساس کنونی که میهن اسلامی و نظام مقدس ما در میانه‌ی آزمون‌های بزرگ تاریخی و معنوی قرار گرفته است، صیانت از وحدت کلمه و رعایت تقوای کلام، نه یک توصیه اخلاقی، بلکه یک ضرورت راهبردی و تکلیفی شرعی برای تمامی کارگزاران است. نظام اسلامی بر پایه عقلانیت، حزم و تدبیر بنا شده و هرگونه صدایی که این ساحت را مخدوش کند، پیش از آنکه نقد باشد، زخمی بر پیکره‌ی انسجام ملی است. در مسیر حقیقت و خدمت به مردم، هرکس مسئولیتی دارد و جایگاهی؛نویسنده با قلمش، هنرمند با خلق جهان‌های تازه، معلم با تربیت دل‌ها، مهندس با آبادانی، پزشک با درمان، و پژوهشگر با روشن کردن راه دانایی. هیچ‌کس بی‌نقش نیست و هیچ خدمتی کوچک شمرده نمی‌شود. جامعه‌ای رشد می‌کند که همه آحادش بدانند سهمی دارند و آن سهم را با ایمان، مسئولیت و صداقت ادا کنند.و این میراث بزرگ امام شهید انقلاب اسلامی است:«وحدت»؛ وحدت دل ها و همدلی مردمان.
پارادوکسِ مدعیان و ضرورتِ خودسازیبسی مایه تامل است که برخی از نمایندگان و سیاستمداران جوان کشور که در عنفوانِ مسیرِ خدمت و جویای نام هستند، دیگران را به اندیشه پیش از سخن فرا می‌خوانند، در حالی که خود در همان لحظه، مهارِ کلام از دست داده و با ادبیاتی دور از شأنِ کارگزاری، بذرِ تردید و تفرقه می‌پاشند. اخلاقِ کارگزار اسلامی حکم می‌کند که انسان پیش از اصلاحِ دیگران، به پرورش درون و پیراستن سخن خویش بپردازد. کسی که مدعی است سخنِ دیگران شکاف می‌آفریند، نباید خود با نطق‌های هیجانی، گسل‌های جدیدی در جامعه ایجاد کند.خطرِ اجتهادِ شخصی در برابرِ فرماندهیِ واحدنکته‌ای خطیر که نباید از دیده پنهان بماند، این است که در نظام ولایی، راهبردها از یک مرکزیت واحد صادر می‌شوند. تاریخ بارها نشان داده است کسانی که با تندروی، خود را از نظام و رهبری جلوتر می‌پندارند، لزوماً آگاه‌ترین کسان به مصلحت نیستند. در مواردی به کثرت در این ایام دیده شد که برخی مدعیان، با هاله‌ای از تقدس‌مآبی، بر طبلِ مخالفت با فرآیندهای جاری می‌کوبند، در حالی که حتی از عمقِ تصمیمات و تدابیرِ عالیِ نظام بی‌اطلاعند. این بی‌خبریِ توأم با هیاهو، نه‌تنها نشانه بصیرت نیست، بلکه حکایت از گم‌کردنِ راه در ظلماتِ غرور دارد.نامِ نیک در گروِ نجابتِ کردارکارگزار و مسئول جوان باید بداند که در مکتبِ انقلاب اسلامی، «نام‌ها» با فریادهای بلند و نامه‌های تند ماندگار نمی‌شود. نامِ نیک، میراثِ کسانی است که صبوری را پیشه کردند و در تلاطم‌ها، لنگرِ ثباتِ جامعه بودند. اقتدار واقعی در سنجیدگی و نجابتِ رفتار است، نه در تاختن بر منتخبِ ملت و ارکانِ اجرایی کشور.
وحدت، تحتِ لوایِ فصل‌الخطابجامعه امروز بیش از هر زمان به بلوغِ کلامی و سکوت‌های حساب‌شده نیازمند است. ما همگی آحاد یک ملت و سربازان یک نظام هستیم که در رأس آن، دیدبانی بیدار و حکیم قرار دارد. وقتی سکاندارِ اصلی، مسیر را ترسیم کرده و بر تمام جزئیات نظارت دارند، هرگونه تلاش برای گرفتنِ سکان یا تضعیفِ تیمِ اجرایی، عملی مخاطره‌آمیز و خارج از دایره‌ی ولایت‌پذیری است. حقیقتِ ایمان در این است که همه ما، فارغ از علایقِ جناحی، مطیعِ امرِ رهبری و تابعِ مصلحتی باشیم که ایشان ترسیم می‌کنند.کلام پایانیدر ایام بحرانی، نبستنِ دهانِ دیگران، بلکه مهار کردنِ هیجانِ خویشتن، نشانه‌ی کمال و بلوغ است. کارگزار تراز، کسی است که در روزِ نبرد، زبان به تفرقه نمی‌گشاید و با درکِ درست از جایگاه خود، اجازه نمی‌دهد خشم یا جست‌وجوی نام، او را به ورطه‌ی نطقِ بی‌فکر بکشاند. امید است که همگان با تمسک به ریسمانِ وحدت و پیروی از فصل‌الخطابِ معظّم، در مسیرِ اعتلای کلمه حق گام بردارند.
13:06 - 12 اردیبهشت 1405
جامعه
حماسه و مقاومت
تحلیل و نظر

1 بازنشر4 واکنش
26٫6k بازدید