مرز باریک مذاکره در میانه آتش؛ جنگ و دیپلماسی
✍️سید سجاد خشنودیتوی دل آتیش، حرف زدن باخت نیست؛ هنره!راستشو بگی، توی دل جنگ میشه مذاکره کرد؟این سوال تو جنگ رمضان ۱۴۰۴-۱۴۰۵، وقتی موشکها شبای قدر رو میدریدند، توی ذهن خیلیها بود. یه عده میگفتن «مذاکره یعنی تسلیم»، یه عده دیگه میگفتن «بذار باهوش باشیم». ولی بیا یه کم رک باهاش حرف بزنیم. اول یه نگاه به تاریخ بندازجنگ ۳۳ روزه لبنان رو یادته؟ حزبالله اونقدر محکم زد که اسرائیل موند و یه بنبست عجیب. بعدش تازه اومدن پای میز مذاکره. نتیجه؟ قطعنامه ۱۷۰۱ اومد، اسرائیل بدون هیچ پیروزی عقب کشید. درسش چی بود؟ مذاکره وقتی میچسبه که توی میدان دست بالا رو تو داشته باشی، نه وقتی داری از ترس میدوی. قضیه روانیش هم مهمهرمضان ماه جهاده، ماه غیرته. مردم نگاه میکنن، میگن «دارن به دشمن جواب میدن» وقتی رهبرای جنگ شفاف بگن «رفیق، ما قویتر از این حرفیم، فقط میخوایم آتیش رو خاموش کنیم»، همه پشتش میایستن. مثل سید حسن نصرالله که وسط جنگ گفت: «هم حیفا رو میزنیم، هم حاضريم حرف بزنیم، ولی با سر بالا.» ایران تو این جنگ چی کار کرد؟ بیا ببین چه شگفتیسازی شد.اول اینکه: تأسیسات حیاتی اسرائیل توی تلآویو، حیفا و نقب رفت رو هوا.دوم اینکه: پایگاههای آمریکا تو شش تا کشور عربی یکباره شدن هدف:- الظفره امارات (همون جایی که F-35 ها نشسته بودن)- الملک سلمان و الامیر سلطان تو ریاض- العدید قطر (بزرگترین پایگاه آمریکا تو منطقه)- علیالسالم و احمد الجابر تو کویت- موفق تو اردن- اسکله شیخ عیسی تو بحرین (مقر ناوگان پنجم آمریکا)پیامش روشن بود: «هیچ نقطه امنی برای متجاوز نیست، نه تو رژیم صهیونیستی، نه تو خونه عمو سام!» ولی برگ برنده اصلی چیز دیگهایه: تنگه هرمز
بیا صادق باشیم؛ هر روز ۲۰ درصد نفت دنیا از این تنگه رد میشه. ایران اومد محکم ایستاد وسط تنگه، سامانههای موشکی و مین و ناوچههای سریع رو چید. یعنی هر نفتکش، هر ناو جنگی فقط با اجازه ایران میتونه عبور کنه. این یعنی فلج شدن اقتصاد جهانی اگه جنگ ادامه پیدا کنه. چین، ژاپن، اروپا همه وابستهان به نفت خلیج فارس. همین شد که دست ایران رو بوسیدن.حالا تصور کن: آمریکا میدونه اگه یه قدم اشتباه برداره، قیمت نفت میره آسمون، رکود میزنه به کل دنیا. به این میگن اهرم بینظیر، اهرمی که نه قابل معاملهست و نه کسی میتونه نادیده بگیرتش. پس مذاکره از موضع قوت یعنی چی؟یعنی همین الان که حرف میزنیم، دست ما روی دکمهست. میایم پای میز، اما با بدبینی هوشمندانه. هیچ حرف شفاهی، هیچ قول کاغذی بدون تضمین اجرایی قبول نیست. میگیم: «آقای آمریکایی، تا وقتی تحریمها لغو نشده، غرامت نیومده، و پایگاهاتو از منطقه جمع نکردی، تنگه تو دست منه. یه کوچولو تقلب کنی، دوباره میبندمش.»این یعنی برخلاف برجام که بعداً آمریکا یهو ول کرد رفت، این بار ابزار فشارت تو جیب خودته؛ خارج از هر توافقی. حرف آخرجنگ رمضان ۱۴۰۴-۱۴۰۵ نشون داد که میشه هم تیر انداخت، هم حرف زد؛ به شرطی که حرفت از سر قدرت باشه. تنگه هرمز کلید این معادلهست. اگه درست ازش استفاده کنیم، نه فقط این جنگ رو میبریم، بلکه برای دهههای بعد هم بازدارندگی میسازیم. اگه نه... خدا نکنده دوباره مثل جنگ تحمیلی بشه که دستاوردهای میدونی رفت روی میز مذاکره هدر شد.این بار فرق داره. این بار ما هم موشک داریم، هم تنگه رو قبضه کردیم، هم عقلش رو. وقتشه حرف آخر رو بزنیم.همین الان آگاه باش. در این تصمیم بزرگ سهیم شو. از آنِ مقاومت باش.
12:39 - 8 اردیبهشت 1405