گرانی بنزین واحد سنجش عیار وجدان آمریکایی‌

✍️سید مجید حسینیبه گزارش هیل، محبوبیت دونالد ترامپ در روزهای اخیر به ۳۳ درصد رسیده است؛ افتی که، آن‌گونه که در تحلیل‌ها بازتاب یافته، بیش از هر چیز با نگرانی‌های اقتصادی، از جمله افزایش بهای بنزین و فشار آن بر زندگی روزمره آمریکایی‌ها، پیوند دارد. این یک خبر انتخاباتی نیست بلکه این نسبت، نشانه‌ای روشن از یک واقعیت عمیق‌تر است: در آمریکا، بسیاری از بحران‌ها تا زمانی که به سفره مردم، هزینه رفت‌وآمد یا قیمت سوخت نرسند، به مسئله‌ای فوری برای افکار عمومی تبدیل نمی‌شوند.اینجاست که گرانی بنزین از یک موضوع اقتصادی فراتر می‌رود و به معیاری برای سنجش حساسیت اخلاقی جامعه بدل می‌شود. مسئله این نیست که چرا مردم آمریکا به معیشت خود اهمیت می‌دهند؛ این کاملاً طبیعی است. مسئله این است که چرا در بسیاری از موارد، رنج انسان در کشورهای غرب آسیا، ویرانی شهرها، آوارگی خانواده‌ها و مرگ کودکان، بسیار کمتر از، یکی دو دلار افزایش قیمت در هر گالن بنزین، قدرت تکان‌دادن فضای سیاسی آمریکا را دارد.افکار عمومی آمریکا در سال‌های اخیر بارها با تصاویر هولناک جنگ روبه‌رو بوده است: کودکانی که از زیر آوار بیرون کشیده می‌شوند، بیمارستان‌هایی که در آتش می‌سوزند، خبرنگاران و امدادگرانی که کشته می‌شوند، و خانواده‌هایی که در محاصره و بمباران، همه چیز خود را از دست می‌دهند. این تصاویر کم نبوده‌اند؛ مسئله، کمبود اطلاع نبوده است. با این حال، تجربه نشان داده که دیده‌شدن فاجعه، لزوماً به معنای تبدیل‌شدن آن به مطالبه سیاسی یا کنشگری در قبال آن نیست.
واکنش اغلب آمریکائیها به رنج مردمان به اصطلاح کشورهای جهان سوم در سطح همدردی ساده هم نیست، مگر آن‌که از مسیر اقتصاد وارد زندگی روزمره شود. تا وقتی جنگ در صفحه تلویزیون نمایش داده می شود، شاید سبب تأثر اندکی از مردم باشد؛ اما وقتی اثر آن در پمپ‌بنزین دیده می‌شود، ناگهان به موضوعی سیاسی، انتخاباتی و فوری بدل می‌گردد. این تفاوت، صرفاً یک واکنش اقتصادی نیست؛ نشانه‌ای است از نحوه اولویت‌بندی اخلاقی در جامعه.البته نباید این بحث را با سرزنش ساده‌انگارانه شهروندان آمریکایی اشتباه گرفت. فشار اقتصادی واقعی است و طبیعی است که مردم نسبت به آن حساس باشند. اما این واقعیت، باعث نمی شود که از خود نپرسیم: چرا در ساختار افکار عمومی آمریکا، مرگ و ویرانی، اگر در جغرافیایی دور رخ دهد، کمتر از افزایش هزینه زندگی بر سیاست اثر می‌گذارد؟ و چرا سیاستمداران آمریکایی معمولاً برای پیامدهای اقتصادی جنگ سریع‌تر بازخواست می‌شوند تا حمایت از خود جنگ یا سکوت در برابر آن؟بخشی از پاسخ را باید در منطق رسانه و روان‌شناسی عمومی جست. انسان به امر نزدیک و ملموس واکنش شدیدتری نشان می‌دهد. رسانه نیز، با تکرار مداوم تصاویر فاجعه، گاه ناخواسته به عادی‌شدن آن کمک می‌کند. حاصل این دو، نوعی فرسایش تدریجی حساسیت اخلاقی است: نه به این معنا که وجدان عمومی کاملاً از میان رفته، بلکه به این معنا که آستانه تحریک آن جابه‌جا شده است. در چنین شرایطی، درد دیگران تا زمانی که به هزینه مستقیم برای زندگی آمریکایی‌ها ترجمه نشود، به‌سختی به نیرویی تعیین‌کننده در سیاست بدل می‌شود.
از همین رو، گرانی بنزین فقط یک شاخص اقتصادی نیست؛ گاه آینه‌ای است که حدود وجدان عمومی را نشان می‌دهد. اگر در آمریکا تابلوی پمپ‌بنزین از تصویر کودک زیر آوار اثر سیاسی بیشتری دارد، باید پذیرفت که مسئله فقط در میدان جنگ نیست. مسئله در کیفیت ادراک اخلاقی جامعه نیز هست؛ در جایی که رنج انسانی، تا به زبان قیمت و هزینه ترجمه نشود، توان برهم‌زدن سکوت عمومی را پیدا نمی‌کند.
21:57 - 28 فروردین 1405
حماسه و مقاومت
آمریکا و اروپا
تحلیل و نظر

2 واکنش
97٫4k بازدید