۴۰ روز احساس ۴۰ روز حماسه
✍️سعیده اجتهادیپنجرهی بیستویکم؛ لالهی دریاتا چه زمان تاب میآوریم این بغضهای فروخوردهی پیدرپی را، این غمهای انباشته را، این پشتهها که از کشتههای احساسمان ساختهایم، این جراحات عمیق، زخم روی زخم، درد پشت درد را؟دیگر انسانهای گذشته نیستیم؛ درد داریم و فریاد نمیزنیم، غم داریم و اشک نمیریزیم، بغض داریم و گریه نمیکنیم، میلی به زندگی نداریم و هر روز مصممتر و امیدوارانهتر از قبل زندگی میسازیم. به جای فریاد و اشک حماسه میآفرینیم و میدان را علمداری میکنیم. به آخر خط رسیدهایم، تا بن دندان مسلحیم به خشمی که جهان را دیگرگون خواهد کرد و طومار ظلم را به هم خواهد پیچید.قهرمانهایمان را بدرقه میکنیم، قلبهامان را کنارشان به خاک میسپاریم. عطر گل پیچیده در هوای سرزمینمان که جایجایش لالهای کاشتهایم. ایران؛ آسمانش به شفق نشسته از خون جوانان، زمینش از خون مردمانش سیراب گشته و دریاهایش از خون دریادلان به سرخی گراییده تا صدای عظمت الله تا ابد از مأذنههایش به آسمان پرکشد و علمداری کند پرچم علیاً ولیُ الله را.
17:59 - 24 فروردین 1405