الان وقت روشنفکری نیست
✍️جواد جعفریدر گوشهگوشه جامعه، در بحبوحهی وضعیتهای پرتنش و سرنوشتساز، صداهایی به گوش میرسد که گویی از زمانهی دیگری برخاستهاند؛ نغمههایی که نه با اضطرار لحظه نسبتی دارند و نه با اقتضای میدان. در چنین هنگامهای، برخی از خویشتنداری سخن میگویند، برخی دیگر قلم به دست میگیرند و با تکیه بر مفاهیم انتزاعی، از هدایتهای تکوینی و تشریعی برای کسانی مینویسند که در نسبت با سرنوشت جمعی جامعه محل پرسشاند«وطن فروش».حال آنکه مسئلهی اساسی این است: آیا هر سخنی را میتوان در هر زمانی گفت؟یکی از بنیادیترین مفاهیم در سنتهای فکری ما، «زمانهشناسی» است. بسیاری از خطاهای نظری نه از نادرستی مفاهیم، بلکه از نابهنگامی کاربرد آنها پدید میآیند. حقیقت ممکن است درست باشد، اما اگر در زمان نامناسب بیان شود، نهتنها راهگشا نیست بلکه میتواند به اغتشاش فهم و تضعیف ارادهی جمعی بینجامد. اندیشه وقتی از بستر تاریخی و موقعیت عینی خود جدا شود، به جای آنکه راهنمای عمل باشد، به نوعی تجمل فکری تبدیل میشود.اگر بخواهیم با مبانی اصیل الهیاتی و فلسفی به پدیدههای اجتماعی نگاه کنیم، میتوانیم برای بسیاری از کنشهای انسانی در تاریخ توجیههایی در سطوح مختلف ارائه دهیم. در سطحی از تحلیل، حتی میتوان کنشهای قدرتطلبانه را در چارچوب سنتهای الهی در تاریخ تفسیر کرد؛ یا در سطحی دیگر، ضعف در مواجهه با خصومتها را به نوعی کاستی در هدایت یا بصیرت تاریخی نسبت داد. اما چنین تحلیلهایی، هرچند ممکن است در جای خود قابل بحث باشند، لزوماً پاسخ مسئلهی اکنون نیستند.
مسئلهی اصلی، نسبت اندیشه با موقعیت است. اندیشهای که زمان خود را نشناسد، حتی اگر از نظر نظری عمیق باشد، در عمل به بیراهه میرود. جامعه در لحظات بحرانی بیش از هر چیز به وضوح، انسجام و اراده نیاز دارد؛ نه به پراکندگی مفهومی و جدالهای انتزاعی. در چنین لحظاتی، فلسفه اگر میخواهد اصیل بماند، باید نخست از خود بپرسد: اکنون جای کدام سخن است و کدام سخن باید به وقت دیگر واگذار شود.روشنفکری زمانی معنا دارد که بتواند نسبت خود را با میدان واقعی زندگی جمعی حفظ کند. اگر اندیشه از این میدان فاصله بگیرد، به جای آنکه روشنی ببخشد، به نوعی بیزمانی دچار میشود؛ وضعیتی که در آن سخنان درست، در لحظهی نادرست گفته میشوند.از این رو مسئله نفی اندیشه یا نفی بحثهای نظری نیست. مسئله، تقدم و تأخر آنهاست. هر زمان، سخن متناسب با خود را میطلبد. اکنون زمان آن نوع از بحثهایی نیست که ارادهی جمعی را فرسوده و میدان عمل را مبهم کند. اکنون لحظهای است که جامعه بیش از هر چیز به تمرکز، انسجام و قدرتِ حضور نیاز دارد.سخن آخر همان است که در آغاز باید گفت: هر سخنی جای خود دارد، اما همهی زمانها زمانِ همهی سخنها نیست.
17:42 - 16 فروردین 1405