نه به مذاکره از منظر عقل و تجربه و قرآن
✍️علیرضا احمدی قره زاغ در هر نظام تعاملی، مذاکره زمانی میتواند به ابزاری مؤثر برای حل اختلافات تبدیل شود که بر پایه حداقلی از اعتماد متقابل و پایبندی به قواعد پذیرفتهشده استوار باشد. گفتوگو و توافق، در ذات خود، مبتنی بر این پیشفرضاند که طرفهای مذاکره به تعهدات خود احترام میگذارند و از سازوکارهای توافق بهعنوان ابزاری برای کاهش تنش و ایجاد ثبات بهره میگیرند. اما زمانی که یکی از طرفها در عمل نشان داده باشد که به چنین اصولی پایبند نیست، ادامه مسیر مذاکره با پرسشهای جدی و بنیادین مواجه میشود.از منظر عقلانیت سیاسی و راهبردی، مذاکره نه صرفاً یک کنش دیپلماتیک، بلکه نوعی سرمایهگذاری بر آینده روابط است. در این فرایند، طرفین با پذیرش هزینههایی در کوتاهمدت، به دنبال دستیابی به نوعی ثبات و پیشبینیپذیری در بلندمدت هستند. اما این سرمایهگذاری زمانی معنا پیدا میکند که احتمال پایبندی به توافق وجود داشته باشد. تجربههای گذشته نشان می دهد که آمریکای مستکبر و رژیم کودک کش صهیونی، بارها تعهدات خود را نقض کرده و در بزنگاههای حساس مسیر متفاوتی از مفاد توافقات در پیش گرفته است، طبیعی است که اعتماد بهعنوان مهمترین سرمایه مذاکره آسیب ببیند.در چنین شرایطی، عقل سلیم هشدار میدهد که تکرار یک مسیر ناکام بدون تغییر در شرایط و رفتار دشمنان رو به روی ما ، نمیتواند نتیجهای متفاوت به همراه داشته باشد. مذاکره با دشمنی که سابقهای روشن از بیثباتی در تعهدات و فاصله ای بی نهایت میان گفتار و رفتار دارد، در بهترین حالت به اتلاف زمان و منابع میانجامد و در بدترین حالت میتواند زمینهساز آسیبهای بزرگتر شود.
تجربه تاریخی نیز به روشنی نشان میدهد که بسیاری از شکستهای مذاکراتی نه از فقدان اراده برای گفتوگو، بلکه از نبود پایبندی واقعی به تعهدات ناشی شدهاند. هنگامی که آمریکا از مذاکرات صرفاً بهعنوان ابزاری تاکتیکی برای کسب زمان، تغییر موازنه یا بازسازی توان خود استفاده میکند، اصل مذاکره از مسیر طبیعی خود منحرف میشود و اعتماد متقابل جای خود را به بدگمانی و احتیاط میدهد.در چنین فضایی، مهمترین وظیفه هر تصمیمگیر عقلانی، توجه به درسهای تجربه است. حافظه تاریخی ایران در عرصه روابط راهبردی، صرفاً روایت گذشته نیست؛ بلکه ابزاری برای پیشگیری از تکرار خطاهاست. نادیده گرفتن این تجربهها میتواند یک جامعه یا مجموعه تصمیمگیر را بارها در معرض آزمونهایی قرار دهد که نتیجه آنها از پیش قابل پیشبینی بوده است.البته این واقعیت نیز قابل انکار نیست که گفتوگو در بسیاری از موارد میتواند به کاهش تنشها کمک کند. اما گفتوگویی که فاقد پشتوانه اعتماد و ضمانتهای عملی باشد، بیش از آنکه راهحل محسوب شود، میتواند به چرخهای از امیدهای کوتاهمدت و ناامیدیهای مکرر تبدیل شود. به همین دلیل، هرگونه مذاکره معنادار مستلزم آن است که طرفها نهتنها در سطح گفتار، بلکه در عرصه عمل نیز به اصول توافق پایبند باشند.
در نهایت، اعتماد سرمایهای است که بهسادگی به دست نمیآید و با چند تجربه تلخ بهسرعت از میان میرود. بازسازی آن نیز تنها با تغییر واقعی رفتار و ایجاد سازوکارهای قابل اتکا امکانپذیر است. تا زمانی که چنین نشانههایی در رفتار دشمن دیده نشود، عقل و تجربه هر دو بر یک نکته تأکید میکنند: باید با توکل بر خدای متعال و همت مردم و نیرو های مسلح در میدان و خیابان با دشمن جنگید و دشمن را مستاصل کرده و به زانو درآورد و با قدرت، اراده بر حق و الهی خود را بر آن غالب نمود . باید بر خدای متعال اعتماد نمود. خدای متعال در قرآن کریم ، در آیات متعددی، درباره استقامت، مقاومت در برابر سختیها و وعده پیروزی برای صابران و مؤمنان با ما سخن گفته است ؛ «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»، سست نشوید و اندوهگین نگردید؛ اگر ایمان داشته باشید شما برترید. ( سوره آلعمران، آیه 139). «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ»؛ ای مؤمنان، اگر خدا را یاری کنید، او نیز شما را یاری میکند و گامهایتان را استوار میگرداند.( سوره محمد، آیه 7) . «كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ»؛ چه بسیار گروههای اندکی که به اذن خدا بر گروههای فراوان پیروز شدند و خدا با صابران است. (سوره بقره، آیه 249). «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»؛ ای مؤمنان، صبر کنید، یکدیگر را به صبر و مقاومت دعوت کنید و پایدار بمانید تا رستگار شوید.
(سوره آلعمران، آیه 200). «وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ»؛ از خدا و پیامبرش اطاعت کنید و نزاع نکنید که سست میشوید؛ صبر کنید که خدا با صابران است. (سوره انفال، آیه 46). «وَأُخْرَىٰ تُحِبُّونَهَا نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ»؛ و نعمت دیگری که دوست دارید: یاری از سوی خدا و پیروزی نزدیک. (سوره صف، آیه 13). «وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»؛ هر کس بر خدا توکل کند، خدا برای او کافی است. (سوره طلاق، آیه 3)جمعبندی آیات الهی درباره صبر، استقامت و نصرت الهی در کنار تجربههای تاریخی در باب اعتماد و مذاکره نشان میدهد که موفقیت پایدار تنها در سایه ایمان، هوشیاری و پایبندی به اصول حاصل میشود. قرآن کریم با تأکید بر اینکه «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» و نیز با یادآوری اینکه «كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ» به مؤمنان میآموزد که در برابر دشواریها سستی نکنند و با صبر، بصیرت و اتکا به خداوند مسیر خود را ادامه دهند. بر همین اساس، عقل و تجربه نیز تأیید میکنند که اعتماد سرمایهای گرانبهاست که تنها در پرتو صداقت و وفای به عهد شکل میگیرد و هنگامی که بارها نقض شود، بازسازی آن بدون تغییر واقعی رفتار ممکن نیست. از اینرو، در هر تعامل و گفتوگویی باید میان حسننیت و سادهانگاری تمایز قائل شد؛ زیرا همانگونه که قرآن صبر و استقامت را زمینهساز نصرت الهی میداند، هشدار میدهد که مؤمنان نباید با غفلت از تجربهها، خود را در معرض تکرار خطاها قرار دهند.
بنابراین راه درست آن است که جامعهای هوشیار با حفظ روحیه مقاومت، تکیه بر توان خود، و درس گرفتن از گذشته، مسیر پیشرفت و پیروزی را با اتکال به خداوند و عقلانیت و استقامت در ادامه جنگ تا حصول نتیجه مطلوب دنبال کند.
01:02 - 10 فروردین 1405