عام مجموعی؛ نقصان جزء و فروپاشی کل

✍️حسین انجدانییکی دیگر از معارف حوزوی و مبانی طلبگی، قاعده‌ای سترگ و پرکاربرد با عنوان «عام مجموعی» می‌باشد. مفاد این قاعده آن است که هرگاه حقیقتی، در مقام تحقق، ماهیت یکپارچه و غیرقابل‌تجزیه داشته باشد، نقصان هر جزء، نه تنها آن جزء را مخدوش می‌سازد، بلکه تمامیت آن حقیقت را از اصالت و اعتبار ساقط می‌کند؛ چه آنکه در چنین مواردی، کمال و اعتبار، نه به اجزاء منفرد و مستقل، بلکه قائم به کل و مجموع تمام اجزاء وابسته است. به بیان ساده‌تر، اگر در مجموعه‌ای که کمال آن وابسته به اتحاد و تمامیت اجزائش است، حتی یک جزء مورد پذیرش قرار نگیرد، نه تنها آن جزء واحد، بلکه کل مجموعه از اعتبار ساقط می‌گردد.چنان‌که اگر کسی در منظومه‌ی ولایت و سلسله‌ی امامت اثنی‌عشری، یازده امام را بپذیرد و در یکی توقف یا تردید روا دارد، این تزلزل، صرفاً یک «خدشه‌ی موضعی» محسوب نمی‌شود؛ بلکه ساختار پیوسته‌ی ولایت را از هم می‌گسلد و اعتبار مجموع را زایل می‌کند. در این‌گونه مقامات، جزء ناقص، قوام کل را فرومی‌ریزد؛ چرا که اصل امامت، ماهیتی یکپارچه و غیرقابل‌تجزیه دارد و هرگونه گسست در آن، تمامی اعتبار مجموع را زایل می‌سازد.
در عرصه‌ی اقدامات جمعی و کنش‌های اجتماعی نیز منطق عام مجموعی جاری است. گاهی بناست حقیقتی نه به‌واسطه‌ی یک فعل منفرد، بلکه از رهگذر تداوم، پیوستگی، و استقامت جمعی، هویت یابد. در این عرصه، گاه تداوم حضور، خود، جوهره‌ی اصلی شکل‌گیری یک «اثر» یا «تحقق مقصود» است. در چنین مواردی، غیبت ناگهانی و حتی یک‌باره از میان جمع، پس از هفته‌ها حضور مستمر، ممکن است تمام زحمات گذشته را به هباء مبدل سازد. همچون بذری که تا مرحله‌ی ثمردهی نیازمند آب‌یاری مداوم است؛ قطع ناگهانی این سلوک، مانع از ثمر نشستن آن تلاش بلندمدت خواهد شد. لذا پیوست، در اینجا، اصل است؛ و انفصال، آفت.لذا هر حرکت جمعی هنگامی اثرگذار و مولّد پیامدهای عینی می‌شود که رشته‌ی آن از پیوستگی گسسته نگردد. این اجتماعات شبانه که اکنون بیش از بیست روز است با نظم و دوام و به همت و غیرت ملت شریف ایران شکل گرفته، دقیقاً به‌واسطه‌ی همین استمرار، هویت و اثر خود را یافته‌اند؛ ازاین‌رو هرگونه تقلیل، تعلیق یا کمرنگ‌شدن آن به بهانه‌هایی چون سفرهای نوروزی، نه تنها یک وقفه ظاهری نیست، بلکه موجب تخلخل در همان پشتوانه‌ی روانی و هم‌افزایانه‌ای می‌شود که نیروهای فعال در میدان‌های سخت بر پایه‌ی آن ظرفیت و استقامت می‌یابند. هنگامی که این پشتوانه‌ی جمعی تضعیف شود، توان و روحیه‌ی مجاهدانی که شب و روز را به یکدیگر دوخته و خالصانه در پای لانچرها، برای اقتدار و عزت ملی تلاش می‌کنند و حقیقتا بار اصلی دشواری‌ها را بر دوش دارند نیز به‌صورت طبیعی و تدریجی دچار کاستی می‌گردد. استمرار این حضورها، در حقیقت، همان رشته‌ی پیوسته‌ای است که قوام اثر را تضمین می‌کند و گسست آن، مانع رسیدن حرکت به اهداف نهایی خویش می‌شود.
از همین‌روست که هر سلوک جمعی هدفمند، تا زمانی که به «بازدارندگی قطعی» یا به تعبیر دقیق‌تر، «تحقق غایت در مقام نهایی» نرسیده باشد، نیازمند استمرار است. میزان این استمرار، تابع ماهیت هدف و اقتضائات شرایط است، و کسی نمی‌تواند برای آن، زمان معین و قطعی رقم زند؛ علم به زمان دقیق تحقق این بازدارندگی، غیبی است و جز خداوند علیم، کسی بر آن احاطه ندارد.افزون بر این، در چنین شرایطی، دعوت از برادران ایمانی و مؤمنان ساکن در مناطق امن‌تر و کم‌خطرتر شهرستان‌ها برای پیوستن به جمع حاضر در پایتخت، خود، امری مطلوب است. می‌توان با تشریک مساعی مالی و برپایی محافلی ساده و معنوی در شب‌ها، بر انسجام جمعی افزود و طنین حضور را گسترش داد. هم‌نفسی، هم‌سفرگی، و تقسیم بارِ دشواری‌ها نیز، در اخلاق جمعی، تقویت‌کننده‌ی این هم‌افزایی است.
14:16 - 2 فروردین 1405
جامعه
حماسه و مقاومت
تحلیل و نظر

3 واکنش
42٫9k بازدید