ایران در چنبره ژئوپلیتیک و طمع تاریخی قدرتهای جهانی: از هخامنشیان تا امروز
✍️علیرضا ابوالفتحی🔰 در تحلیل بسیاری از رخدادهای سیاسی_بینالمللی امروز ایران بویژه بعد از جنگ تحمیلی #آمریکایی_صهیونیستی اخیر، خطایی بنیادین دیده میشود: فروکاستن پدیدههای پیچیدهی تاریخی به رفتار یک حکومت یا شعارهای ایدئولوژیک آن. بسیاری میپندارند دشمنی یا رویارویی قدرتهایی همچون اسرائیل یا ایالات متحده با ایران، ریشه در رفتار جمهوری اسلامی دارد؛ حال آنکه ♻️ واقعیت را نمیتوان در آینهای پنجاهساله جست. تاریخ ایران، هزاران سال صحنهی رقابت، تهاجم و چپاول قدرتهایی بوده است که هیچگاه از طمع سلطه بر این سرزمین چشم نپوشیدهاند.♻️ 📌⛓️ از روزگار مادها تا امروز، ایران در طی حدود ۲۷۲۰ سال، دستکم ۱۰۸۰ نبرد را با بیگانگان از سر گذرانده است. رویارویی با یونان و روم در عهد هخامنشیان، یورش مغولان، تجاوز تزارهای روسی، اشغال شدن در جنگهای جهانی، و تجاوز صدام عمدتا برآمده از جایگاه ژئوپلیتیک ایران بودهاند، نه از حیث شعار یا ایدئولوژی مذهبی خاص. ♻️ در جنگ جهانی اول، ایران بیطرف دچار قحطی و مرگ میلیونها نفر شد؛ در جنگ جهانی دوم نیز ارتش نوین رضاشاه بیش از چند روز تاب نیاورد و کشور به اشغال متفقین درآمد. در همهی این نمونهها، نه جمهوری اسلامی در کار بود، نه شعار مرگ بر آمریکا؛ بلکه همان موقعیت راهبردی ایران بود که همواره چون #پل_پیروزی میان شرق و غرب عمل کرده است.📌 به تعبیر چرچیل، «ایران دروازهی شرق است»؛ هر نیرویی که بر آن مسلط شود، به کل خاورمیانه و حتی روسیه دست یافته است. فقدان یک ایران مقتدر، توازن قدرت منطقهای را فرو میپاشاند و منطقه را به اطاعت از غرب وامیدارد. از این منظر، دشمنی غرب با ایران نه صرفا پدیدهای ایدئولوژیک، بلکه همراه با واقعیتی ژئواستراتژیک است. ایران علاوه بر موقعیت سرزمینی، در کنترل شریانهای جهانی انرژی نقشی بیبدیل دارد. تسلط بر تنگههای هرمز و بابالمندب میتواند مسیر حیاتی نفت و گاز را تغییر دهد و از این طریق، اقتصاد مبتنی بر دلار آمریکا را تهدید کند. از اینرو، هرگاه ایران در پی کنترل این گلوگاهها برآید، واکنش قدرتهای بزرگ ناگزیر است.از اینرو مشکل اصلی در مناسبات ایران و غرب، نه در سیاستهای داخلی ایران بلکه در خوی استعمارگری و سیطرهجویی قدرتهای غربی نهفته است. تاریخ جهان آکنده از شواهدی است که طمع قدرتهای اروپایی و آمریکایی را به نمایش میگذارد—از نسلکشی بومیان آمریکا و کشتار الجزایر و آفریقا گرفته تا قربانی شدن بیش از صد میلیون انسان در دو جنگ جهانی. قربانیان آن رویدادها نه آخوند داشتند نه شعار ضداسرائیلی؛ بلکه در برابر منطق قدرت نابود شدند. 👌لذا مسئلهٔ اساسی، تداوم تاریخی طمع در چپاول ثروت ملل است، نه ظهور یک دولت_ملت با ایدئولوژی دینی در ایران. ✅ در منطق قدرتهای غربی، هیچ کشوری در خاورمیانه مجاز نیست تا حدی رشد کند که نظم سلطه را برهم زند. هرچند وابستگی در حوزههایی چون ساختمانسازی یا فروش نفت مجاز دانسته میشود، استقلال سیاسی یا فناورانه هرگز تحمل نمیگردد.
🔗 در دوران محمدرضا شاه، با وجود اتحاد رسمی با آمریکا، واشنگتن اجازه نداد ایران ژاندارم واقعی منطقه شود. آمریکا ترجیح داد اسرائیل را ژاندارم نظامی و عربستان را ژاندارم انرژی معرفی کند. حتی هنگامی که شاه برای استقلال نسبی و همکاری محدود با شوروی گام برداشت—از جمله در ماجرای جنگ یومکیپور ۱۳۵۲ که ایران پنهانی به مصر یاری رساند—روابط تهران و واشنگتن به سردی گرایید. همین تجربه تاریخی نشان میدهد که غرب تنها با دولتهایی کنار میآید که تابع منافع او باشند، نه شریک برابر آن. 🤌 طرحهای تجزیهی منطقه، پروژهای همزاد با قدرتگیری استعمار مدرن بودهاند—از تقسیم ایران در عهد قاجار تا قرارداد سایکس–پیکو و سقوط امپراتوری عثمانی. ☝️اسرائیل، متکی بر ایدئولوژی توسعهطلبانهاش که در پرچم دوخط آبی «از نیل تا فرات» تجلی دارد، خود را وارث همین رویکرد میداند. از اینرو ایران کوشیده است تهدید را از مرزهای خود دور و جبههی دفاع را به پیرامون منطقه منتقل کند.
📌 براساس همین منطق، تجزیهی احتمالی عراق و سوریه و طرحهای مربوط به کردستان، ترکستان و تقسیم ایران به چند منطقهی کوچک بخشی از نقشهای وسیعتر برای خرد کردن دولتهای بزرگ منطقه است؛ نقشهای که در آینده سراغ عربستان و ترکیه نیز خواهد رفت. هدف نهایی، تداوم نزاعهای مزمن و تسهیل استثمار منابع آنان است. 😱 پندار خام برخی آن است که دخالت نظامی قدرتهای خارجی میتواند آنان را از وضعیت داخلی رها سازد. اما تاریخ ایران و تمامی ملتهایی که درگیر جنگهای خارجی شدهاند، نشان میدهد که در کولهپشتی سربازان بیگانه نه آزادی است و نه آبادانی. آنان نخست شریانهای حیاتی کشور را نابود میکنند و سپس دههها طول میکشد تا جامعه به نقطهی آغاز بازگردد.✌️ بنابراین از هخامنشیان تا امروز، دشمنی با ایران نه محصول سیاستهای مقطعی بلکه ادامهی منطقی جایگاه ژئوپلیتیک و ثروتهای نهفته در این سرزمین است. اگر ملت ایران تاریخ خود را نخواند، محکوم به تکرار تراژدیهایش خواهد بود. چنانکه گفته شده است: «ملتی که تاریخ نخواند، تاریخ را دوباره خواهد دید.»
09:36 - 25 اسفند 1404