مکتب قهرمانان
✍️سیده ناهید موسوی دنیای این روزها، دنیای موشک و پهپاد است. روزگاری که مرز حق و باطل را به خوبی از یکدیگر جدا کرده است. با شروع طوفان الاقصی قصه قهرمانان در دفتر تاریخ زیاد و زیادتر شد. به هر سمت و سویی که مینگرید شهیدی هست و شهادتی قهرمانانه. درطول اعصار گذشته و تاکنون علی و یزید زمانه بودند و تنها، نام و مکان متغیر است. کربلا گاهی درغزه و گاهی در ایران و لبنان و... رخ میدهد. پس از هر شهید مکتب بزرگی از او بنا میشود؛ مکتب شهید سلیمانی، مکتب شهیدنصرالله، مکتب هنیه و سنوارها و اکنون مکتب امام شهیدم خامنهای بزرگ، حکیم و فرزانه امت اسلامی. هرقصه یک درس بود و هر قهرمان یک راه. پدر اُمت اسلامی با هر نطق و توصیه خط بطلانی بر نقشههای شوم دشمن میکشیدند. امام شهید ما؛ کابوس بزرگ دشمن و بلاد کفر بودند و اکنون واژه مقدس «شهید» برای دشمنان اسلام بسیار خطرناکتر خواهد شد؛ شهید امام خامنهای. پدر امت به وقت سختی و اضطراب کلام و نگاهش مثل آب روی آتش بود مثل وقتی که به حاج محمود کریمی فرموند: «ای ایران بخوان». دلمان قرص بود به سخنرانیهایی که با تکیه بر تفنگ آغاز میشدو رفراندومهای مردمی، که در نمازهای غدیرخم و فطر برگزار میشد. یا لحظههای سال تحویلی که با صدای دلنشین ایشان و نامگذاری سال نو آغاز میشد. نمیدانم از لحظات شیرین بخشیدن انگشترهایتان بگویم یا از صلابتی که با آن برای دشمن خط و نشان میکشیدید و ما با آسودگی سر روی زمین می گذاشتیم. خودتان گفتید؛ همگی بچههای ما هستند. آری! پدر بین بچههای خود فرقی نمیگذارد. ایکاش زمان متوقف میشد و پدر برای ما میماند. داغ پدر سخت است و جانکاه اما نعمت شهادت و شهید شدن با لبهای تشنه همچون جد خویش لایق چنین پدریست.
تقدیر خداوند بر این شد که در دهم ماه مبارک رمضان، عطش ما برای جنگ با دشمنان بیشتر شود و مصممتر از قبل «هیهات منالذله» و «مرگ بر آمریکا» سر دهیم. امام شهید ما حتی پس از رفتن به ما درسهای فراوانی دادند، ایستادن تا پای جان برای وطن. نصرٌ من الله و فتح قریب
04:17 - 14 اسفند 1404