جدال وجودی معاصر: گره خوردن آزادی با فداکاری و بندگی با استیصال
✍️جواد جعفریجنگ امروز نه بر سر مرزها، بلکه بر سر تعریف هویت و اراده است؛ تقابلی که در آن دو راهی سرنوشت، به شکلی محکم و غیرقابل تفکیک به هم بافته شدهاند. مسیر اول، آزادی است که تنها از کانال جهاد حسینی قابل حصول است؛ یعنی پذیرش تمام سختیها و ایستادگی ریشهدار در برابر قدرتهای ستمگر. این راه، ماهیت دفاع و بقای حقیقی را تعریف میکند، زیرا تنها نیرویی که با تکیه بر اصول خود بجنگد، میتواند امنیت پایدار بیافریند.اما اگر این مسیر فداکاری نادیده گرفته شود، ناگزیر وارد حلقه بندگی خواهیم شد؛ جایی که وعده امنیت عاریتی داده میشود. این امنیت، خود تلهای است که ریشه در وابستگی محض به اراده «حکام ظالم» دارد. این وابستگی، تبدیل به یک خودویرانگری سازمانیافته میشود؛ کشوری که اراده دفاع از خود را به دیگران میفروشد، عملاً موجودیت خود را در گرو رضایت قدرت خارجی قرار داده است.این درهمتنیدگی در اینجا به اوج میرسد: همین بندگی و اتکای خارجی، مستقیماً منجر به فلج اراده و ناتوانی ساختاری میگردد. نتیجه عینی این است که کشورهایی که این امنیت را خریداری کردهاند مشابه وضعیت توصیف شده در مورد کشورهای حاشیه خلیج فارس، در لحظات حساس، نه تنها توانایی دفاع از خود را ندارند، بلکه به دلیل فقدان اتکا به خویشتن، به موجودیتی عاجز و منفعل در برابر هرگونه فشار بیرونی تبدیل میشوند.بنابراین، انتخاب آزادی، مستلزم جنگ حسینی است؛ و عدم انتخاب آن، بدون هیچ شکاف و فاصلهای، ما را به نقطه انتهای بندگی سوق میدهد؛ نقطهای که در آن فقدان استقلال، مستقیماً به فقدان توان دفاعی و تسلیم دائمی منتهی میشود. این دو پارادوکس، دو روی یک واقعیت محتوم هستند و انتخاب با ماست.
16:35 - 13 اسفند 1404