تأملی نهادی بر مسیری که آغاز شد، اما به مقصد نرسید

✍️ محمد مولاییدر جست‌وجوی پیوند گمشده: بازاندیشی در وحدت ناتمام حوزه و دانشگاهوحدت حوزه و دانشگاه، در افق اندیشه ایران معاصر، قرار بود پاسخی عقلانی به شکاف دیرپای میان سنت و تجدد باشد؛ تلاشی برای ساختن زبانی مشترک میان عمق معنایی دین و دقت روش‌مند علم. غایت این پیوند، نه همسان‌سازی دو نهاد، بلکه پرورش عقلانیتی تلفیقی بود؛ عقلانیتی که بتواند مسائل پیچیده جامعه را با تکیه بر هر دو منبع فهم کند. با این همه، آنچه در عمل شکل گرفت، اغلب وحدتی ناتمام بود؛ وحدتی که در سطح ایده باقی ماند و در ساحت نهاد، به پیوندی گمشده بدل شد.سال‌ها تحصیل در مسیری دشوار و پرهزینه، با این امید که دانشی دووجهی به کار آید؛ نه صرفاً برای ارتقای فردی، بلکه برای پاسخ‌گویی به نیازهای کلان جامعه. رساله‌ای در باب «وحدت حوزه و دانشگاه» نگاشته شد و با داوری علمی شایسته پذیرفته گردید؛ رساله‌ای که می‌توانست حلقه اتصال اندیشه به عمل باشد. اما آن‌گاه که زمان ترجمه دانش به نقش نهادی فرا رسید، وحدت در قاب مدرک متوقف ماند و در میدان تصمیم‌گیری، به حاشیه‌ای خاموش سپرده شد.مسئله، روایت حذف یک فرد نیست؛ سخن از منطق حاکم بر این مسیر است. هنگامی که نیرو تربیت می‌شود، اما برای بازگشت و ایفای نقش او جایگاهی تعریف نمی‌گردد، وحدت عملاً به مسیری یک‌طرفه فروکاسته می‌شود. اعزام هست، اما جذب نیست؛ آموزش هست، اما به‌کارگیری نه. حاصل، انسانی است معلق میان دو نهاد؛ نه در حوزه به تمامی پذیرفته می‌شود و نه در دانشگاه جایگاه روشنی می‌یابد.
در چنین وضعیتی، وحدت به‌جای آن‌که سرمایه‌ساز باشد، به فرسایش سرمایه انسانی می‌انجامد. نیرویی که می‌توانست در میدان تصمیم‌سازی، سیاست‌گذاری و حل مسائل پیچیده نقش‌آفرین باشد، به حاشیه رانده می‌شود؛ نه از سر ناتوانی، بلکه به‌سبب فقدان ساختار. این‌جا اتلاف صرفاً یک موقعیت شغلی نیست؛ اتلاف اعتماد نهادی و تضعیف باور به امکان پیوند میان دو دستگاه معرفتی است.وحدت واقعی، با اعزام آغاز نمی‌شود؛ با «مهندسی بازگشت» معنا می‌یابد. اگر قرار است طلبه یا استاد دانشگاه حامل تجربه‌ای تلفیقی باشد، باید از پیش برای او کرسی، نقش و افق مشخص تعریف شده باشد: پژوهشکده‌های مسئله‌محور، جایگاه‌های مشورتی راهبردی، و مسیرهای شغلی روشن و پایدار. بدون این سازوکارها، وحدت به شعاری محترم اما کم‌اثر فرو می‌کاهد.این یادداشت، بیان یک گلایه شخصی نیست؛ هشداری نهادی است. هر بار که نیروی دووجهی رها می‌شود، پیامی پنهان اما مؤثر مخابره می‌گردد: «ترکیب، پرهزینه یا نامطلوب است». تداوم این پیام، آینده وحدت حوزه و دانشگاه را پیشاپیش تضعیف می‌کند و انگیزه ورود نیروهای مستعد به این مسیر را فرسوده می‌سازد.مدیران حوزه و دانشگاه، اگر این آرمان را جدی می‌گیرند، ناگزیرند از مرحله صرفِ تربیت نیرو عبور کرده و به طراحی ساختارهای پایدار بیندیشند. باید برای «متخصصان مسئله‌شناسِ دارای عمق دینی» هویتی حرفه‌ای، شفاف و به‌رسمیت‌شناخته‌شده تعریف شود. وحدت، پیش از آن‌که پروژه‌ای علمی باشد، آزمونی مدیریتی، نهادی و اخلاقی است.
وحدت حوزه و دانشگاه، یا به ساختن فردا می‌انجامد، یا به تراژدی‌های خاموشی که آرام و بی‌صدا، امید را می‌فرسایند. اکنون زمان آن است که این مسیر ناتمام، بازاندیشی شود؛ نه با تکرار شعارها، بلکه با تصمیم‌هایی واقعی، شجاعانه و ساختارساز که بتواند پیوند گمشده را دوباره معنا کند.
15:44 - 27 آذر 1404
حوزه و دانشگاه
دانشگاه
حوزه علمیه

3 واکنش
22k بازدید