یادداشت | ضرورت حضور نسل Z در شوراهای اسلامی شهر
با نزدیک شدن انتخابات دوره هفتم شوراهای اسلامی شهر، این پرسش اساسی دوباره در برابر ما قرار میگیرد که آیا ساختار مدیریت شهری ایران خود را با تحولات نسلی و اجتماعی و نیازهای روز شهرها هماهنگ کرده است یا نه؟ این سؤال، صرفاً طرح یک دغدغه نظری نیست، بلکه ناظر به واقعیتی است که هر روز در شیوه اداره شهرها قابل مشاهده است.
هرگاه مدیریت شهری از آهنگ تند تغییرات جامعه عقب بماند، تصمیمها نیز از متن زندگی مردم فاصله میگیرد. یکی از نشانههای روشن این فاصله، کمرنگ بودن نقش نسل Z در فرایندهای تصمیمسازی شهری است؛ نسلی که نه در حاشیه شهر، بلکه در بطن مسائل زندگی شهری حضور دارد و تجربه زیستهاش، او را با چالشهای واقعی شهر روبهرو کرده است.جوانانی که امروز در قالب نسل Z شناخته میشوند، با مسئله حملونقل عمومی، ترافیک سنگین، کیفیت پایین فضاهای عمومی، فرسودگی بافتهای قدیمی، دشواریهای حوزه مسکن، نابرابری در دسترسی به خدمات، امنیت روانی در فضای شهری و پیچیدگیهای زیست در کلانشهری چون تهران بهطور روزمره درگیرند. نگاه آنان برخاسته از تماس مستقیم با واقعیت است؛ نه متکی بر گزارشهایی که در اتاقهای اداری جمعبندی میشود. همین ویژگی، حضورشان را از یک مطالبه نمادین جوانانه فراتر میبرد و آن را به ضرورتی واقعی برای همسویی مدیریت شهری با نیازهای امروز تبدیل میکند.از سوی دیگر، ظرفیتهای دانشی و مهارتی نسل جدید تکمیلکننده تجربه نسلهای گذشته است. اداره شهر در عصر کنونی بدون فهم مفاهیمی چون شهر هوشمند، مدیریت داده، حملونقل فناورانه، اقتصاد دیجیتال، حفاظت محیطزیست شهری، شفافیت مبتنی بر سامانهها و سبک زندگی نوین، امکانپذیر نیست. این نسل در همین فضا رشد کرده و کار با این ابزارها برای او نه یک مهارت تازه آموخته، بلکه بخشی از زیست طبیعی اوست. افزون بر این، ویژگیهای مدیریتی جوانان—از یادگیری سریع و نگاه منعطف تا خلاقیت، کار تیمی، حساسیت نسبت به شفافیت و توجه به کیفیت زندگی—دقیقا همان بخش مفقودهای است که مدیریت شهری سالهاست از آن بیبهره مانده است.
در فضایی که گاه سیاستزدگی، شوراها را از کارکرد اصلیشان دور میکند، یک خصلت مهم نسل Z اهمیت بیشتری مییابد: این نسل بهجای شعار، بر کارآمدی و حل مسئله تکیه دارد. ورود چنین رویکردی میتواند شوراها را از مجادلات کمثمر سیاسی دور کرده و آنان را بار دیگر بر هدف اصلی یعنی بهبود زندگی شهروندان متمرکز سازد. ترکیب تجربه نسلهای پیشین با انرژی، تحلیلگری و نوآوری نسل جدید، توازنی میآفریند که خلأ آن در عملکرد بسیاری از شوراهای گذشته آشکار بوده است.مسئله مهم دیگر، بازسازی اعتماد عمومی است. اعتماد زمانی شکل میگیرد که مردم احساس کنند ساختارهای تصمیمگیرنده، ترکیب واقعی جامعه را بازتاب میدهند. وقتی بخش قابل توجهی از جمعیت شهر را جوانان تشکیل میدهند، حضور جدی آنان در شوراها یک خواسته نمادین نیست، بلکه ضرورتی برای تقویت سرمایه اجتماعی و بازسازی پیوند مردم با نظام اداره شهر است.انتخابات دوره هفتم شوراهای اسلامی شهر، فرصتی است برای بازآرایی مدیریت شهری با نگاهی تازه، کارآمد و متناسب با شرایط امروز. شهرها با روشهای تکراری و چارچوبهای بسته اداره نمیشوند. زمان آن رسیده است که نسل Z از جایگاه تماشاچی خارج شود و در مرکز تصمیمسازی بنشیند؛ همان جایی که آینده شهر رقم میخورد.ترکیب تجربه نسلهای گذشته با توان تحلیل، مهارت دیجیتال، فهم دقیق از زندگی شهری و نگاه واقعبینانه نسل Z، میتواند مسیر تازهای پیش پای مدیریت شهری بگشاید؛ مسیری که شهرهای ما مدتهاست انتظار آن را میکشند.
22:18 - 30 نوامبر 2025