لالاکن دختر زیبای میناب
لالاکن دختر شیرین میناب که سهمت از این جهان به جای شوق بازیهای کودکانه و لبخندهای پر شور دخترانه، موشکهای آمریکایی بود که بر پیکر نهیفت نشست، نفست را در گلو سوزاند، صورت زیبایت را زخمی و تنت را تکه تکه کرد.
لالاکن دختر زیبای میناب که با شوق کودکانه کیف مدرسه را بر دوش گرفتی، بوسه به روی مادر زدی، پدر را در آغوش گرفتی بی آنکه بدانی ساعتی بعد دیگر نه جانی در بدن برای حمل کولهات داری، نه نفسی برای خواندن الفبای شیرین فارسی، نه آغوشی برای در آغوش گرفتن پدر و صورتی برای بوسههای بی امان مادر. لالاکن دختر شیرین میناب که سهمت از این جهان به جای شوق بازیهای کودکانه و لبخندهای پر شور دخترانه، موشکهای آمریکایی بود که بر پیکر نهیفت نشست، نفست را در گلو سوزاند، صورت زیبایت را زخمی و تنت را تکه تکه کرد. لالاکن دختر میناب که مدرسه شجره طیبه که رویاهای فردایت را در آن جستجو میکردی، عروجت به بهشت را رقم زد آن دم که خونآشامان آمریکایی- صهیونیستی برای نسل کشی در وطنت، مدرسهات را با موشک هدف قرار دادند در حالی که از تکه تکه شدنت در جشن و سرور بوده و آن را فتحی بزرگ می نامیدند. لالا کن دختر میناب، تو که رنج 20 هزار کودک شهید غزه را در جان داشتی و آرزویت به درگاه خداوند پایان رنج کودکانی بود که در غزه و لبنان زیر آتش دشمن با لبانی تشنه و شکمهای گرسنه به جای آب و نان، گلولههای دشمن نصیبشان بود در حالی که جهان فرومایه چشم از رنجشان بسته است گویی که مرگی سراسری بشریت را فرا گرفته است. آری دیروز قسمتهایی از پیکر پاک و مطهر 34 دانش آموز مدرسه شجره طیبه میناب بر شانههای مردم قدر شناس ایران تشییع و بدرقه بهشت شد تا جهان بداند که آن صدایی که هرگز خاموش نخواهد شد صدای کودکانی است که به شوق خواندن و نوشتن و بازی با هم کلاسی هایشان راهی مدرسه شدند اما غروب عمرشان را به جای غروب آفتاب به نظاره نشستند. دیروز دوباره صدای بچههای میناب سراسر وطن را فرا گرفت، گویی این صدای حق و عدالت است که طنینش
گوشنواز جانها شده است. صدایی که صدای انفجارهای موشکها و هیاهوهای رسانهای جانیانی همچون ترامپ و نتانیاهو نتوانسته آن را خواموش کند. صدایی که فریادهای غوغاسالاران از خود راضی که برای دیده شدن به هر ابزاری حتی عبور از خطوط قرمز ملی چنگ میزنند و بسته شدن پلتفرمهایشان را بوقهای رسانهای مشکل اول کشور می نامند نیز نتوانست آن را خاموش سازد و دیروز ملت بزرگ ایران بار دیگر نشان داد که صدای این فرشتههای کوچک نه فراموش می شود و نه خاموش میشود. دیروز وطن بار دیگر داغ دلش تازه شد چرا که به یاد آورد در 9 اسفند 1404 آنکه ادعای کمک به مردم ایران را داشت چگونه 168 دانش آموز مینابی را به خاک و خون کشید در حالی که جرم آن فرشتگان کوچک تنها لبخندهایشان بود که دشمنان ایران زمین تاب تحمل آن را نداشتند. سر دسته جنایتکاران غرب وحشی این روزها در حالی ادعای انتقام خون چند سرباز یانکی را سر میدهد که همین چند روز پیش تکه تکه شدن دانش آموزان مینابی را با وقاهت تمام هوش مصنوعی نامیده بود. دلمان دیروز دوباره سوخت و اشکهایمان جاری و خشم سراسر وجودمان را فرا گرفت آنجا که بار دیگر یادمان آمد چگونه مدعیان حقوق بشر که هنگام خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان برای باقی ماندن چند حیوان خاندگی در این کشور اشک می ریختند و فریاد بشریت سر می دادند در قبال پر کشیدن 168 دانس آموز مینابی در تجاوز موشکی آمریکایی- صهیونیستی سکوت کرده و برخی چنان وقاهت داشتند که آن را بخشی از هزینه جنگ نامیدند. آری دیروز صرفا یک روز برای تشییع پیکرهای برخی از دانش آموزان میناب نبود، روز تجدید پیمان با صداهایی بود که فریادشان برای وطن بود و خونشان سرافرازی یک ملت و آزادی یک میهن را تجلی بخشید و فریاد مظلومیت یک ملت در جهان شد.
دیروز دانش آموزان مدرسه شجره طیبه در حالی دوباره آسمانی شدند که فریاد انتقام خون پاکشان در کنار رهبر شهید خواست اصلی مردم شد. خون بهایی که یکایک سران آمریکایی- صهیونیستی و همقطارانشان باید تاوان آن را با جان خود بپردازند. دختران مدرسه میناب، شقایقهای ایران زمین، فرشتههای پاک و معصوم، نامتان و یادتان تا ابد جاودان و فریادتان بلند و استوار خواهد ماند تا آن دم که جهان شاهد مجازات قاتلانی باشد که با خبر قتل عامتان جشن گرفتند و آنانی که در برابر شهادت و تکه تکه شدنتان سکوت کرده و با ژستهای روشنفکری از محکوم کردن قاتلانتان خودداری کردند تا مبادا اربابان و اهدا کنندگان اقامت به آنها، ذرهای از دستشان نرنجند و اقامتشان را باطل نکنند.!! لالا کن دختر شیرین شبنم، لالا کن روی گلبرگ شقایق، لالاکن دختر زیبای میناب. قاسم غفوری
19:04 - 2 مرداد 1405