درس بصیرت از جنگ صفین
ایران در حال نبرد با یک ابرقدرت است، ابرقدرتی که از هر لحاظ قوی است و در کنار خود رژیمی را دارد که کمر به نابودی ایران بسته است. اسرائیل و آمریکا در چند جبهه در حال نبرد با ایرانند. جبهه جنگ نظامی، جنگ اقتصادی، جنگ اعتقادی، جنگ فرهنگی و جن رسانهای و روایتها که به آن میگوییم جنگ ترکیبی.
خوب است به وضعیت کشوری چون افغانستان نگاهی بیندازیم و یک توجه خاص به آن داشته باشیم،کشوری که سالها است درگیر جنگ است، از جنگهایی که کشورهای خارجی همچون شوروی سابق در این کشور به راه انداخت تا اشغال آن از سوی ارتش آمریکا. جنگهای داخلی را نیز فراموش نکنید که مردم افغانستان هر چه میکشند به دلیل درگیری و جنگهای داخلی است.اما چرا هنوز افغانستان سامان نگرفته است؟مردم افغانستان زمانی که ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی سابق را از خاک خود بیرون کردند و بر یک ابر قدرت پیروز شدند، نتوانستند بر تفرقه پیروز شوند. در واقع قدرت طلبیها، اختلافات داخلی، تفرقهای که میان مردم و قومیتها به وجود آمده بود اجازه نداد که این کشور فرایند ملت شدن را طی کند.در واقع افغانستان به خود اجازه نداد تا فرایند ملت شدن را سپری کند و به این مرتبه دست یابد تا بتواند یک حکومت و دولت مردمی ایجاد کند.در هر گوشهای از آن جنگ بود، جنگی بین قومیتهای موجود در سرزمین افغانستان، پس از خروج شوروی از این کشور، فرقههای تندرو نیز شکل گرفت، از طالبان تا القاعده و دیگر گروهها که هر یک سودای حکومت بر افغانستان را داشتند و اکنون نیز طالبان بر افغانستان حکومت میکند بدون آن که فرایند ملت شدن را طی کرده باشد و تنها یک فرقه که البته از درون افغانستان هم نیست یک دولت موقت خودخوانده دیکتاتور را در این کشور مستقر کرده و به مردم نیز توجهی ندارد. مردم افغانستان جنگهای بسیار شدید و وخیمی را تجربه کردهاند که شاید نمونه آن در دوران کنونی وجود نداشته باشد، هنوز هم در حال جنگ هستند.اما چرا این موضوع را بازگو کردیم؟ چون اگر همه گروهها و فرقههای موجود در افغانستان امیال شخصی و قدرت طلبی خود را کنار میگذاشتند
و در یک فرایند دموکراسی سعی میکردند تا دولت مردمی تشکیل دهند و همه نیز از آن تبعیت کنند، اکنون این کشور سر و سامان داشت.دشمنان ایران نیز در پی افتراقی هستند که در میان مردم افغانستان انداختهاند.ایران در حال نبرد با یک ابرقدرت است، ابرقدرتی که از هر لحاظ قوی است و در کنار خود رژیمی را دارد که کمر به نابودی ایران بسته است. اسرائیل و آمریکا در چند جبهه در حال نبرد با ایرانند. جبهه جنگ نظامی، جنگ اقتصادی، جنگ اعتقادی، جنگ فرهنگی و جن رسانهای و روایتها که به آن میگوییم جنگ ترکیبی.به جنگهایی که حضرت امیر علی (ع) در دوران زمامداری امور مسلمین و امامت و ولایت داشتند توجه کنیم میبینیم که ایشان در جنگها رغیب نداشتند. سپاه ایشان در هر جنگی توانایی نابود کردن دشمن را داشت، اما تاریخ جنگ صفین را بخوانیم متوجه میشویم که یک پیروزی بزرگ که حتی سرنوشت تاریخی اسلام و آینده آن را نیز تغییر میداد، چگونه با خدعه و نیرنگی که امیر مؤمنان، آن را به سپاهیان خود که فریب عمرو عاص را خورده بودند،هشدار و زنهار داده بود، اما آنها نسبت به فرمانده و ولی خود تمرد کردند و فریب معاویه را خوردند. نتیجه آن شد که نباید میشد.اکنون دشمن در جبهه رسانهای و در عرصه جنگ روانی به شدت پر کار است، اخبار و گزارشهای بسیاری در زمینه جنگ، تهدیداتی که از سوی آمریکا و اسرائیل میشویم، مواضعی که ترامپ علیه ایران اعلام میکند، تحلیلهایی که از سوی برخی کارشناسان خارجی و حتی داخلی مطرح میشود، همه باید با توجه و عمیق، تجزیه و تحلیل شود تا جایی که فریب نخوریم. قطب بندیها و قطبی سازیهایی که در برخی مقاطع در کشور شکل گرفته بود، به واسطه این جنگ از بین رفته یا بسیار کم رنگ شده است و دشمن در تلاش بازگرداندن
این دوقطبیها و چند قطبیها است.وظیفه حکم میکند که در زمین دشمن بازی نکنیم، همه چیز روشن است، دشمنی که در نبرد سنگین با ایران شکست را تجربه کرده اما همچنان خود را پیروز میدان معرفی میکند سعی دارد تا جنگ داخلی راه بیندازد.مردم پای کارند، مردم خود در میدان نبرد حضور دارند، خیابانهای شهرهای ایران، بسان میدان نبرد است، میدانی که قوت قلب لشکریان ایران است. حتی آنهایی هم که در جمع مردم خیابانها حاضر نمیشوند، ته دلشان با ایران است. باید به گونهای رفتار کرد که اقتدار ایران حفظ شود. تضغیف این اقتدار از اهداف دشمن است. اقتدار مردمی در کنار اقتدار نیروهای مسلح، نگهدار ایران اسلامی است. ما مردم ایران فرایند ملت شدن را قرنها پیش سپری کردهایم و برای آن که ملت را حفظ کنیم باید به تقویت اتحاد و انسجام درونی خود بیفزاییم. اگر وا بدهیم سرنوشتی چون افغانستان خواهیم داشت. محمد صفری
07:21 - 28 اردیبهشت 1405