معلمی که در تشییع رهبر شهید، خودش را مردود خواند

از احساسش که می‌پرسیم، به جای توصیف اندوه یا هیجان، از «شرمندگی» حرف می‌زند؛ شرمندگی از اینکه بسیاری از توصیه‌هایی که سال‌ها شنیده، هنوز آن‌گونه که باید در زندگی‌اش عملی نشده‌اند.
گروه اجتماعی خبرگزاری فارس؛ در برخی لحظات، حتی ضرب‌المثل‌های قدیمی و جمله‌هایی که سال‌ها نماد سختی و مشقت بوده‌اند، دیگر معنای همیشگی خود را از دست می‌دهند. امروز، در مراسم تشییع رهبر شهید، دیگر نه گرمای هوا معیار سختی است، نه صدها کیلومتر مسیر. کافی است میان جمعیت قدم بزنیم تا ببینیم بعضی‌ها فاصله را اصلاً به حساب نمی‌آورند.شاهدش مردمانی هستند که از صدها کیلومتر دورتر خود را به تهران رسانده‌اند. شاهد دیگرش، پدری است که از همدان آمده و شغلش هم معلم است.
وقتی از او می‌پرسم با وجود توصیه‌های مکرر برای نیاوردن کودکان و سالمندان به مراسم، چرا نوزاد چهارماهه‌اش را همراه آورده، مکثی نمی‌کند و بلافاصله می‌گوید این توصیه‌ها را بارها شنیده، اما نمی‌خواست سال‌ها بعد، وقتی پسرش بزرگ شد، در برابر سؤالش شرمنده باشد. ترجیح داده امروز سختی راه و گرمای هوا را به جان بخرد تا روزی بتواند برای فرزندش بگوید در چنین روزی، کنار مردم ایستاده بود.وقتی از نخستین لحظه دیدن پیکر رهبر شهید می‌پرسیم، مکث کوتاهی می‌کند؛ مکثی که بیشتر شبیه جمع کردن واژه‌هاست. بعد آرام می‌گوید آنچه بیشتر از هر چیز او را تحت تأثیر قرار داده، خود مردم بوده‌اند. از نگاهش پیداست که هنوز همان تصویر را مرور می‌کند.از احساسش که می‌پرسیم، به جای توصیف اندوه یا هیجان، از «شرمندگی» حرف می‌زند؛ شرمندگی از اینکه بسیاری از توصیه‌هایی که سال‌ها شنیده، هنوز آن‌گونه که باید در زندگی‌اش عملی نشده‌اند.برای او، مخاطب سخنان رهبر فقط یک قشر خاص نبوده است. از معلم و کارگر می‌گوید، از سرمایه‌دار، از خانواده و از همه کسانی که به نوعی مسئولیتی بر دوش دارند. باور دارد هر کدام سهمی از آن سخنان داشته‌اند و هر کس باید ابتدا خودش را مخاطب بداند، نه دیگران را.
حرفش که به اقتصاد می‌رسد، مثال ساده‌ای می‌زند؛ می‌گوید بارها تأکید شده بود اگر کالایی تولید می‌شود، خرید آن فقط یک معامله نیست؛ کمکی است به چرخیدن زندگی خانواده‌ای که از همان راه نان درمی‌آورد. از نگاه او، اقتصاد مقاومتی فقط یک اصطلاح نیست؛ نوعی سبک زندگی است. بعد، خودش مصداق‌ها را یکی‌یکی کنار هم می‌چیند؛ از فرزندآوری می‌گوید، از نوع مصرف، از شیوه تربیت بچه‌ها و حتی از رفتار روزمره خانواده.
در نگاه او، مقاومت فقط در میدان نبرد معنا پیدا نمی‌کند و می‌گوید که اگر کسی می‌خواهد در مسیر انقلاب بماند، مقاومت باید در همه ابعاد زندگی‌اش دیده شود؛ از اقتصاد گرفته تا تربیت فرزند، از سبک مصرف تا روابط خانوادگی.این پدر تعریف می‌کند که خانواده‌ای که فقط مصرف‌کننده باشد، با خانواده‌ای که تلاش می‌کند تولیدکننده و اثرگذار تربیت کند، دو مسیر متفاوت را انتخاب کرده‌اند. آرزویم این است که فرزندانم یاد بگیرند چیزی به جامعه اضافه کنند، نه اینکه فقط استفاده‌کننده امکانات دیگران باشند؛ همانند رهبر شهید.
معلم بودن، حرف‌هایش را رنگ دیگری می‌دهد. وقتی بحث به مدرسه می‌رسد، دیگر از خانه خودش فاصله می‌گیرد و از کلاس درس می‌گوید. اعتقاد دارد اگر قرار باشد اندیشه‌ای در جامعه ماندگار شود، باید از مسیر تربیت عبور کند. به همین دلیل، نقش معلم را فقط انتقال درس نمی‌داند.از نگاه او، دانش‌آموزان بیش از آنکه به نصیحت نیاز داشته باشند، به الگو احتیاج دارند و دانش‌آموز امروز عزت را می‌شناسد و اگر معلم خودش به آنچه می‌گوید عمل کند، اثرش بسیار بیشتر از ساعت‌ها سخنرانی خواهد بود.در پایان، سؤال آخر را می‌پرسیم؛ اگر صد سال دیگر بخواهند از رهبر شهید یاد کنند، به گمان او با چه ویژگی‌ای شناخته خواهد شد؟ لبخند محوی می‌زند؛ انگار پاسخ را از قبل آماده کرده باشد. «من حرفی روی زمین‌مانده از ایشان سراغ ندارم.»چند لحظه سکوت می‌کند و ادامه می‌دهد: «اگر چیزی بر زمین مانده، عمل نکردن ما بوده است، نه حرفی که ایشان گفته باشند؛ با همین موضوع از ایشان یاد می‌کنیم در آینده».پایان پیام/#بدرقه_آقای_شهید_ایران #یالثارات_الحسین #ایران #رهبر_شهید
15:34 - 15 تیر 1405

0 بازدید