تنها غار آبی جهان در ایران که هنوز به ثبت جهانی نرسیده!
غار علیصدر، تنها غار آبی قابل قایقرانی در جهان که با وجود زیبایی کمنظیرش، هنوز نامش در فهرست جهانی یونسکو ثبت نشده است.
گروه اجتماعی خبرگزاری فارس: مردم که وارد میشوند، ابتدا با ترسی شیرین و احساسی عمیق از ناشناخته، به اطراف نگاه میکنند. قدمها آرام و محتاط است؛ همه میدانند که در اینجا هر حرکت کوچک میتواند بخش از این میراث طبیعی را تحت تاثیر قرار دهد. صدای خندههای آهسته و زمزمههای شگفتزدگی، فضای غار را پر میکند.وقتی سکوت در غار علیصدر حاکم میشود، صدای راهنمای غار در دل تاریکی بلند میشود. وی داستان این غار شگفتانگیز را چنین آغاز میکند: نام غار علیصدر برگرفته از نام روستای علیصدر است، نه از نام شخص خاصی.به گفته راهنما، این غار نخستینبار در سال ۱۳۴۱ توسط اهالی همان روستا به گروهی از کوهنوردان همدانی معرفی شد. تنها یک سال بعد، در سال ۱۳۴۲، نقشهبرداری آن آغاز شد. اما تا سال ۱۳۵۲ بهصورت رسمی و سازمانیافته برای بازدید گردشگران گشایش نیافت. تا به امروز حدود ۱۱ کیلومتر و ۴۴۰ متر مربع از مسیرهای درونی این غار شناسایی شده است، هرچند بخش عمدهای از آن هنوز فاقد برقکشی است و امکان بازدید عمومی از آن فراهم نشده است.برای رسیدن به نقطهای که راهنما جمله بعدیاش را بگوید، باید دستکم ۱۵۴ پله را بالا برویم. نفسنفسزنان اما مشتاق، میشنویم که غار علیصدر از سنگهای آهکی و عمدتاً کربنات کلسیم ساخته شده و فرآیند رشد این سنگها بسیار کند است؛ بهطوریکه تنها یک میلیمتر رشد آن، به زمانی نزدیک به صد سال نیاز دارد.
در میان جلوههای بینظیر طبیعی این غار، بزرگترین قندیل استالاگمیت آن با ارتفاعی حدود ۵ متر قرار دارد؛ پدیدهای که قدمتش به حدود پنج میلیون سال میرسد. جالب آنکه بخشی از محوطه قابل بازدید این غار، ۵ هزار متر مربع وسعت دارد و در این وسعت، هیچگونه ستون یا تکیهگاهی دیده نمیشود. این فضا ۴۵ متر بالاتر از سطح آب قرار دارد و شکوه آن، نفس را در سینه حبس میکند.هر رنگی که سقف و دیوارهها را زینت داده، انگار که نمایانگر خاطراتی است که در طول میلیونها سال شکل گرفتهاند؛ سفیدی خالص آهک، سیاهی پر رمز و راز کربنات، و رنگهای گرم منیزیم و خاک رس، همه و همه شبیه به پالت هنرمندی بیانتها است که طبیعت آن را خلق کرده است.و وقتی قایق آرام آرام روی آب حرکت میکند، صداهای خفیف پارو و برخورد آن با آب، به همراه صدای نرم قطرات، یک همنوازی دلنشین خلق میکنند که روح را جلا میدهد. مردم با هر لحظه بیشتر مجذوب این فضای رازآلود میشوند؛ برخی در سکوتی محض فرو میروند، و برخی دیگر از شگفتی و احترام به این گنج پنهان سخن میگویند.ورود به غار علیصدر، شروع سفری است به دنیایی متفاوت، جایی که نور و سایه بازی میکنند، رنگها به آرامی در دل سنگها نفوذ کردهاند و صدای آب مانند آهنگی رازآلود در فضا پیچیده است.فضای غار، سرد و مرطوب، با دمایی ثابت در حدود ۱۶ درجه سانتیگراد، از همان ابتدا حس تازهای به آدم میدهد؛ گویی دروازهای به دنیایی دیگر باز شده که نه زمان در آن حکمفرماست و نه شلوغیهای روزمره. وقتی پا به قایق میگذاری، آب زلال و خنک زیر پای تو جریان مییابد؛ آبی که نزدیک به ۷۰ درصدش از برف و باران تغذیه میشود و هر قطرهاش یادآور رقصهای زمستان و بهار است.
رنگهای سقف غار، جادوی خاص خود را دارند؛ سفیدهای درخشان آهکی در کنار لکههای سیاه کربناتی، گویی قلمموهای طبیعت روی بوم بزرگی کشیده شدهاند. کانیهایی مثل سیلیس، منیزیم و خاک رس، هریک در لایههای سنگ جای گرفتهاند و طی میلیونها سال دست به دست هم دادهاند تا این نقاشی زیبا را خلق کنند. این رنگبندیها گاهی به شکل تابلوهای آبسترهای دیده میشوند که ذهن هر بیننده را به بازی میگیرند و با ظرافتی خاص، رنگها را به زندگی میآورند.صدای آب، آرام و مداوم، مانند نوای آرامشبخشی است که ذهن را به آرامش دعوت میکند. موجهای کوچک در برخورد با دیوارههای غار، طنینهایی به وجود میآورند که گویا هر سنگ در آنجا دارد داستانی از هزاران سال پیش برای شنوندههایش تعریف میکند. هر حرکت قایق، هر برخورد پارو به آب، بخشی از این سمفونی طبیعت است که با زیبایی محض اجرا میشود.مردم هنگام بازدید، گویی به دنیایی از رمز و راز پا گذاشتهاند. چشمان پر از شگفتیشان، هر گوشه غار را جستوجو میکند؛ از ستونهای آهکی بلند و بینظیر گرفته تا قندیلهای غولآسایی که ارتفاعشان به پنج متر میرسد و شاید بتوان آنها را شاهدانی خاموش بر گذر زمان نامید. برخی بازدیدکنندگان با تحسین از آرامش خاص محیط میگویند و برخی دیگر از حس ماجراجویی و کشف ناشناختهها.نامهای گذاشته شده بر برخی سنگها و شکلها، مثل «پنج عقاب»، محصول خیال و دید هر بازدیدکننده است؛ شباهتهایی که شاید برای هر کس متفاوت باشد، اما همه آنها به نوعی پیوندی عمیق بین انسان و طبیعت را نشان میدهد. این نامگذاریها مانند زبان مشترکی هستند که بازدیدکنندگان برای درک بهتر زیباییها و رمزهای غار به کار میبرند.
راهنما میگوید: «سطح آب در غار بسته به میزان بارندگی و شرایط جوی، سالانه تا یک متر نوسان دارد و این خود باعث شده که هر بار بازدید، تجربهای متفاوت باشد.» این نوسان، گویی نفسهای زمین است که در سینه کوهها میکشد و آزاد میشود. تلاطم کمآبی و پرآبی، نشان از زندگی جاری در اعماق غار دارد؛ زندگیای که آرام اما پایدار است.از دید مردم محلی، علیصدر تنها یک غار نیست؛ بلکه یادگاری زنده از تاریخ طبیعت و فرهنگ این منطقه است. آنها میگویند که این غار، همانند یک کتاب خاطرات سنگی است که نسلها را به هم پیوند میدهد و هر قطره آب آن، حامل داستانهای هزاران ساله است. بازدیدکنندگان نیز اغلب پس از خروج از غار، در سکوتی سرشار از تحیر و اندیشه فرو میروند؛ جایی که نه فقط چشم، بلکه روح نیز به تماشای زیباییهای بیپایان زمین دعوت میشود.در نهایت، غار علیصدر با همه عظمت و زیباییاش، همچون آئینهای است که انسان را با شکوه خلقت و گذر زمان روبرو میکند. جایی که آب، سنگ، نور و سایه، همنوا شدهاند تا سمفونیای از زندگی را به نمایش بگذارند. اینجا جایی است که هر بازدیدکننده، در پس هر گوشهاش، میتواند پژواک قلب زمین را بشنود و در سکوت آبها، نوایی جاودانه بیابد.پایان پیام/#همدان #غار_علیصدر 17:32 - 11 مرداد 1404